X
تبلیغات
کشاورزی ارگانیک ، امنیت و سلامت غذا- شریفی مقدم Organic Agriculture

راهبرد عملیاتی استقرار توسعه کشاورزی پایدار در شرایط و ساختار نوع سوم کشاورزی ایران با عنوان : IPCM

Integrated Participatory Crop Management

محمد شریفی مقدم

عنوان کامل: توسعه کشاورزی پایدار با راهبرد IPCM

با تکیه بر نتایج و تجربیات میدانی 12 ساله در بازه زمانی(2014-2002) و هم چنین تحلیل و اثربخشی روشها و رهیافتهای موثر در  توسعه  نظام کشاورزی پایدار(کشاورزی مسئولانه  و محافظ با محیط زیست )که در قالب برنامه های مختلف ملی و بین المللی به ویژه GEF/SGP در کشور، راهبرد اجرایی نوینی برای استقرار و توسعه کشاورزی پایدار در شرایط کشاورزی کشور با تاکید بر ساختار نوع سوم حاکم بر کشاورزی کشور ، طراحی  و ارایه گردید که در حال حاضر با نام اختصاری IPCM معرفی و با پشتیبانی برنامه عمران سازمان ملل در حال اجرا و توسعه در   کشور است.

    در این راهبرد، تاکیدویژه بر " چرخه اطلاعات و فناوری بومی" مبتنی بر مشارکت ، انسجام سازمانی و دخالت آگاهانه ذینفعان بخش کشاورزی و منابع طبیعی (جوامع محلی ، سازمان های غیر دولتی و نهاد های دولتی)مهمترین ویژگی این راهبرد است که در یک چارچوب کاری سیستمی تدوین و با هزینه و سرمایه گذاری و دخالت بسیار پایین دولتی اجرا می شود .

   در این راهبرد برای تحقق توسعه پایدار در کشاورزی ، به جای تاکید برانتقال خدمات ،اقدامات فیزیکی و سخت افزاری و ...، ارتقای مهارت ذینفعان در قالب مدیریت مشارکتی مبتنی بر چرخه اطلاعات، نقش اصلی را بر عهده دارند . توانمند سازی و دخالت آگاهانه جوامع محلی به ویژه در بخش روستایی و کشاورزان کوچک در چارچوب عملیات تحقیق – توسعه مهمترین محور این برنامه است

مبانی و مفاهیم راهبرد:

راهبرد[1][1]IPCM ، یک بسته مدیریت سیستمی انسان محور (Local Community Biased of ) شامل 9 تاکتیک خاص تحقیقی،ترویجی ، فنی و توسعه ایدر یک چارچوب منطقی و برنامه اجرایی مدون است.از جمله تاکتیک های کلیدی این راهبرد عبارتند از ( [2][2]PTD ،[3][3] ICWSM ،[4][4] Co.IPM ،[5][5]PCM و [6][6] OHM ) کهبا تاکید خاص بر مشارکت اگاهانه جامعه محلی و شبکه مردمی در استقرار و توسعه کشاورزی پایدار[7][7] در شرایطوساختار نوع سوم(RDC) [8][8]کشاورزی کشور طراحی شده است.نکته کلیدی در این راهبرد ، تمرکز بر توسعه فناوری ، چرخه اطلاعات و مدیریت صحیح و ارتقایذینفعان انسانی به جای اقدامات سخت افزاری است که با تاکید بر دو محور کلیدی الف : توانمند سازی و ارتقایمهارت جوامع محلی بخش کشاورزی در تضمین سلامت و ارتقای اقتصاددر شرایط فعلیو ب : سازماندهی،هدایت و به کارگیری انرژیها،انگیزه ها، توان و امکانات بالقوه، بالفعل و خودیاری جامعه محلی و تشکل ها در قالب شبکه مدیریتمردمی برایاستقرار برنامه کشاورزی پایدار است.این راهبرد ، تلفیقی از تاکتیکهای فنی و اجتماعی ویژه ای است که برای استقرار کشاورزی پایدار (کشاورزی با بهره وری بالا در واحد سطح ، محافظ اکوسیستم و سازگار با شرایط اجتماعی) متناسب با ساختارو شرایط فعلی کشاورزی کشوراست که با تاکید بر دو محور احیا (سودمندی اقتصادی در واحد سطح) و حفاظت ( حفاظت از اکوسیستم ) را با انرژی و توان بالقوه (شبکه مردمی)و ذینفعان اصلی در بخش کشاورزی (کشاورزان و تشکل های محلی )پیگیری و عملیاتی می نماید .اجرا و تحقق نتایج این برنامه در یک دوره زمانی محدود(36) و با هزینه سالانه(15تا 35 میلیون تومان برای هر روستا ) محقق می گردد .

برنامه های فنی اجراییدر این راهبرد شامل بسته ویژه ای از تاکتیک ها و فناوریهای سبز ( فنون اصلاحی در کشاورزی که ضمن اقتصادی کردن کشاورزی ، همگی سازگار با محیط زیست نیز هستند )و فنون تسهیلگری حرفه ای (تاکتیک ها و ابزار های خاص مشارکتیبرای اعتماد سازی ، سازماندهی گروه های محلی، اعمال مدیریت مشارکتی سیستمی ، تحقق انسجام سازمانی بین دولت مردم تشکل ها و سازماندهی گروه های کاری مردمی )استکه با هدف تغییر و اصلاحروشهای تولید در کشاورزی فعلی (بدون نیاز بهتغییرات ساختاری مانند کاهش سطوح زیر کاشت ، تغییر الگوی های کشت فعلی ، نیاز به یکپارچه کردن اراضی، محدود کردن کشاورزیو هم چنین بدون نیاز به سرمایه گذاری در بخش سخت افزاری و تنها با اتکا بر امکانات محلی فعلی، آموزش ، ارتقای مهارت و کارگروهی مبتنی بر چرخه اطلاعات وتوسعه مشارکتی فناوری سبز پیاده می شود.

 



 



[1][1] -Integrated participatory crop management (مدیریت مشارکتی سیستمی جامع تولید)

[2][2] -participatory technology development(توسعه مشارکتی فناوری کشاورزی پایدار )

[3][3] -integrated crop water soil management (مدیریت تلیفیقی آب – خاک – گیاه )

[4][4] -community integrated production management (مدیریت مشارکتی تلفیقی حفاظت از محصول)

[5][5] - project cycle management(مدیریت چرخه پروژه مشارکتی )

[6][6] - Occupationally health management (بهداشت حرفه ای کشاورزی)

[7][7] -sustainable Agriculture

[8][8] -RiskDivers prone Complex


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۹/۱۱/۱۳۹۲ و ساعت ۲۳:۳۸ | نظر(1)

 4  نکته کلیدی در خصوص برنامه نجات دریاچه ارومیه  :

نکته اول :  در سالهای اخیرتمامی نگاه های سطوح سیاسی و اجرایی  و اجتماعی کشور درگیر بحران خشک شدن تدریجی دریاچه ارومیه شده است، این در حالی است که خشکی دریاچه ارومیه تنها نشان کوچکی از یک بحران بزرگتر، همه جانبه و وسیعتری است  که کل سرزمین را درگیر نموده است . بحرانی که  در هر گوشه از کشور نمود پیدا کرده  و تمامی اکوسیستمها را از حاشیه دریای خزر ، فلات مرکزی ایران ، ارتفاعات زاگرس ، حاشیه خلیج فارس و ...را شامل می شود.
خشکی زاینده رود، کارون ، تالاب پریشان ، دریاچه هامون ، بحران آب شیرین در مرکز ایران ، کاهش شدید سطح سفره های زیرزمینی ، بحران شوری ،  نیترات  و تجمع فلزات سنگین  در آب و خاک کشور ،گردوغبارها،فرسایش شدید خاک، طغیان آفات و بیماری ها ، وارادات 7میلیون تن گندم  در سال 1391 با وجود اینکه حدود  7 میلیون هکتار از اراضی کشور زیر کاشت گندم قرار می گیرند(در بقیه محصولات استراتژیک وضعیت مشابه وجود دارد)  و .....  چالشهایی مشهودی  هستند  که همگی ناشی از 6دهه  برنامه های توسعه نامتعارف  در کشور ناشی از فشار تکنولوزیهای صنعتی ، توسعه یک جانبه ، پدیده تکنولوزی گرایی  صنعتی ،سودجویی های اقتصادی ، سو مدیریت ها و ... در ساختار نوع سوم توسعه در کشور است .  مسئله ای که متاسفانه هنوز بدون نگاه کلان و ریشه ای و به صورت منطقه ای و احساسی به ان پرداخته می شود و  مطمئنا با برنامه ها وپیشنهاداتی  که با این نگاه تعریف می سوند  هیچ امیدی به نجات نخواهد بود .( برنامه های پیشنهادی  همگی در یک موضوع مشترکند و ان هم  این که خشکی دریاچه ارومیه بهانه ای شده است برای  اینکه  برخی دستگاههای متولی به جای ایفای مسئولیت  تاریخی  و اصلاح برنامه ها و اشتباهات برنامه ای و مدیریتی ، تنها دنبال دریافت اعتبار جدیدی برای همان اقدامات و برنامه های متعارف خود بوده و  ....) 

نکته دوم:   به دلیل ویژگی موقعیت خاص دریاچه ارومیه ، صحبت  ار نجات فوری دریاچه ارومیه  از طریق تامین آب از راههایی نظیر انتقال آب از بیرون حوزه  ، احداث چاه درون حوزه  ، آزا دسازی آبهای ذخیره شده ، تعطیلی کشاورزی  و کارخانه ها و ......است .  بدون تردید هیچ کدام از این راه حلها اصولی و منطقی نبوده و در صورت اصرار بر انجام آنها نه تنها دریاچه نجات نمی یابد بلکه خسارت جبران ناپذیرتری بر پیکره محیط زیست ایران وارد خوااهد شد . زیرا در شرایط فعلی حتی  یک متر مکعب  آب اضافی در هیچ کدام از  اکوسیستم های  درون و خارج از حوزه برای انتقال وجود ندارد . و تامین آب  از این طریق جز یک مسکن لحظه ای نخواهد بود .اگر قرار به حل بحران از این روش باشد . آب مورد نیاز برای نجات زاینده رود ، پریشان ، هامون ، کارون و... از کجا تامین خواهد شد ؟ استان اصفهان .فارس ، یزد ، کرمان ، سمنان ، خوزستان ، قم ، تهران ، سیستان، خراسان ،  آذربایجان و...در معرض مشکل  اب شیرین  کافی  هستند . منبع تامین اب این مناطق  کجا خواهد بود ؟
نکته سوم : مدیریت این بحران به تصمیمی شجاعانه ، شفاف و خارج از پیچهای سیاسی و احساسی دارد.  در شرایط فعلی راه درمان هم بدون شک و تردید ،  اقدام برای مدیریت پیشگیری و حفاظت است نه تلاش های غیر اصولی  برای  احیا .  راه حلی که باید با تعریف برنامه های موضوعی در قالب مدیریت یکپارچه زیست بومی و  با تاکید بر  توانمند سازی و مشارکت مردم (ذینفعان اصلی  ) طراحی و اجرا شود .
 تاکید این برنامه ها باید بر  محور  " انسان و خانوار ذینفعان اصلی  "  و  مشارکت مردم در دو محور کلیدی قرار گیرد :      
1- ارتقای مهارت ذینفعان برای حفظ و تضمین معیشت و سلامت خانوار در شرایط موجود و
 2- مشارکت و به کار گیری انرژیهای مردمی برای مشارکت پایدار در اصلاح برنامه های توسعه با نگاه استاندارد های توسعه پایدار بر مبنای معیار اقتصاد محیط زیست .
نکته چهارم :  در نوشتاری بعدی (که در اینده ای نزدیک  در این سایت درج خواهد شد ) راهبرد سیستماتیکی تحت عنوان (IPCM)  برای پیاده سازی این اهداف (تاکید بر محور انسانی برای مدیریت منطقی ، آسان ، کم هزینه  و کلیدی بحران دریاچه ارومیه و سایر مشکلات مشابه  در زیر  بخش کشاورزی)  معرفی خواهد شد که در  قالب  یک برنامه اجرایی در یک دوره زمانی  18 تا 36 ماهه  با کمترین هزینه با تاکید بر اصول کلیدی اموزش ، توسعه فناوری و مشارکت  قابل تحقق است   که امید است مورد توجه دست اندرکاران  قرار گیرد .

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۰/۸/۱۳۹۲ و ساعت ۱۳:۴۴ | نظر(2)


مقدمه
يكي از بزرگترين چالش‌هاي روبروي جامعه بشري، که تحت عنوان نهضت جديد جهاني مورد توجه و اهميت قرار گرفته مسئله امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر، باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي با عنوان انقلاب سبز در دهه پنجاه میلادی گردید. انقلاب سبز در کشاورزی با ورود تكنولوژي‌هایی نظیر نهاده‌هاي شيميايي، ارقام پر بازده، روش‌هاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره همراه گرديد. اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود. اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده‌های شیمیایی در فرآيند تولید محصولات کشاورزی، به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده‌های شیمیایی و برخی تکنولوژي‌های دیگر، فرايند توليد با مشكلات و بحران‌های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده‌است. در حال حاضر مخاطرات و بحران‌های حاصل از ورود نهاده‌های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید، کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده‌است. بروز این مشكلات سبب شد که در دهه‌های اخیر به ویژه از دهه هشتاد، حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک مورد توجه قرار بگیرد و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه این فرآيند گردد. زیرا بحران‌های ناشی از مصرف بی رویه نهاده‌های شیمیایی، در دهه‌های اخیر، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته‌است. هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت‌ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرآيند تولید با مشكل روبرو شده‌است. علاوه بر مسائل و بحران‌هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد، مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات، بیماری و علف هرز، مسموميت‌ها، تخریب و فرسایش‌های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری‌های پوستی، سرطان‌ها، مسموميت‌های منجر به مرگ، بیماری‌های مزمن، تخریب محیط زیست و کشت بوم‌های طبیعی و بر هم خوردن تعادل‌های طبیعی، كميت توليد نیز با بحران مواجه شده‌است. این شرایط نشان مي‌دهد که بر خلاف برنامه‌های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تكنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه‌های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت‌هایی از طریق ایجاد استاندارد‌ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد. اما در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و حذف نهاد‌های شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه‌های مختلف عنوان مي‌كنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین‌تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات تراريخته، هورمون‌های رشد، آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربرد آن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته‌اند، توجیه می نمايند. بنابر این ملاحظه مي‌شود که در فرآيند توسعه کشاورزی ارگانیک چالش‌های متنوعی مطرح مي‌شود که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
چالش اول: با توجه به این که استراتژی اصلی در کشاورزی، افزایش کمی تولید و خودکفایی در است، آیا کشاورزی ارگانیک قادر به تامین غذای کافی و تولید بالای محصولات مي‌باشد؟
چالش دوم: تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟
چالش سوم: سیستم متعارف انتقال یافته‌های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا مي‌باشد؟
چالش چهارم: فرآيند طراحی شبکه مدیریت ارگانیک شامل سیستم کنترل، نظارت، شناسنا مه، گواهی، صدور اعتبار، اعتماد، لیبلینگ، بازار... در نظام موجود کشور است
چالش پنجم: توان و اعتبار فنی مدیریت تبدیل زراعی در سطح باغات، مزارع... در خصوص مدیریت زراعی حرکت و تبدیل کشاورزی حال حاضر به ارگانیک در کشور است
چالش ششم: زیر ساختارها و شاخص‌های پایه توسعه کشاورزی شامل آب، خاک، اقلیم، نیروی انسانی و با توجه به این که کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 50000 روستاست. یعنی بالغ بر هفتاد درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره‌برداران روستایی ایران شكل می‌گیرد، شرایط اقلیمی ایران که میانگین بارندگی در آن 33درصد میانگین بارندگی جهانی (برابر با 250میلی لیتر) و 50درصد میانگین بارندگی آسياست؛ ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است و سالانه حدود 90میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی مصرف مي‌شود. که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است. و حال اين سؤال باقي مي‌ماند كه هدر رفت حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور و... تا چه حد توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را ممکن مي‌سازد. بنابر این در این سند سعی شده‌است ضمن بیان چارچوب‌های کاری و استاندارد‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک، چگونگی توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را با توجه به این چالش‌ها و محدودیت ها را به صورت یک برنامه مدون کاری یا یک پروژه عملیاتی ارایه کند.
- مبانی توسعه و اقتصاد ارگانیک در دنیا
مطالعات و بررسي‌های جامعی در خصوص توسعه کشاورزی ارگانیک به ویژه از لحاظ اقتصادی انجام شده که از جمله می توان به مطالعه و بررسی موضوع در کشور‌ها و مناطقی که این فرآيند اتفاق افتاده‌است، اشاره نمود. نتایج این بررسی‌ها و مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد، به طور حتم کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان مي‌باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده‌است. است. نتایج این بررسی که نه در مساحت های کوچک بلكه در سطح 405 هزار هکتار و بر روی دومیلیون بهره‌برداري که در بیست کشور مشغول به کشاورزی ارگانیک هستند نشان مي‌دهد که عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک نه تنها به صورت ساده امکان پذیر است بلكه با افزایش کمی تولید و کاهش هزینه‌ها ی تولید همراه است. مطالعات و بررسی‌ها نشان مي‌دهد که کشاورزی ارگانیک به سادگی و آرامی قابل پیاده شدن است بدون اين که چالشی در فرآيند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره‌برداري و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند. البته این فرآيند تنها در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی قابل تحقق است. که در سند حاضر ، برنامه عملیاتی خاص توسعه کشاورزی ارگانیک ایران ارایه شده‌است. شاخص اصلی و نکته کلیدی دراین برنامه عملیاتی ، چگونگی مدیریت دوره تبدیل در ارگانیک بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه‌ای کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر‌های آموزشی، توانمند سازی، نظارت، صدور گواهی، بازار و ایجاد شبکه‌های محلی توانمند اجرا می گردد. بر همین اساس در این سند سعی شده‌است با بررسی محتوایی و ساختاری توسعه کشاورزی در کشور، راهبردی عملیاتی برای اجرایی کردن کشاورزی ارگانیک ارایه گردد. این راهبرد که بر اساس ویژگی های کشاورزی ایران طراحی شده‌است، عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک، از طریق ایجاد واحدهای مزرعه‌ای ارگانیک تحت عنوان مدارس توسعه ارگانیک صورت مي‌گيرد. اساس فعالیت در این واحد‌ها، توانمند سازی کشاورزان در مناطق فعالیت خود در قالب روش مدارس مزرعه‌ای کشاورزان (Farmers Field School) است. در این واحدها، که حدود سه در صد از کل کشاورزی ایران را شامل می شوند ،بر اساس شاخص‌های اکوسیستمی و ویژگیهای اقتصادی -اجتماعی هر منطقه طراحی می شوند. فرآيند تولید ارگانیک به صورت محلی و منطقه‌ای صورت مي‌گيرد. درا ين واحدها، شكل خاصی از سیستم اجرایی تحقیق، ترویج و آموزش با عنوان کلی پژوهش مزرعه‌ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه پیاده مي‌شود. در این سیستم کشاورزان در شناخت و مدیریت بر مبنای اکولوژی زراعی از طریق مکانیسم تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده، فرآيند مدیریت تغذیه و حاصلخیزی خاک را با با شاخص مدیریت رابطه پایدار آب- خاک- گیاه و مدیریت جامع حفاظت از محصول را با تاکید بر حذف نهاده‌های شیمیایی مصنوعی طی يك دوره گذر دو الی پنج ساله اجرا می کنند. ظرفیت سازی انجام شده در این فرآيند منتج به تصميم‌گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس مدیریت ارگانیک مي‌شود. و این فرآيند در واحد های دامداری و فرآورده‌های دامی هم بسته به واحد های زراعی بر اساس شاخص‌های مشخص و مقررات خاص پیگیری مي‌شود. گروه‌های بهره بردار محلی آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل‌های محلی سازماندهي شده و همزمان فرآيند طراحی نظام نظارت، صدر گواهی، بازار یابی و توسعه را در قالب برنامه ریزی‌ها و حمایت‌های فنی- اداری پیگیری خواهد شد.اجرای این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه‌ای باعث مي‌شود كه نيازها توسط بهره‌برداران در مناطق فعالیت شان تعيين و پس از تصميم‌گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت‌هاي دولتی در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد. کلیات این برنامه در قالب سند راهبردی توسعه کشاورزی ارگانیک ایران به تفضیل در ذیل شرح داده شده‌است.

مبانی و وضعیت موجود کشاورزی ارگانیک در دنیا و ایران
1- بررسي وضعيت موجود
-اهداف توسعه در كشاورزي ارگانيك
يكي از بزرگترين چالش‌هاي روبروي جامعه بشري، که تحت عنوان نهضت جديد جهاني مورد توجه و اهميت قرار گرفته مسئله امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت و محدوديت منابع اوليه، باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی گردید. انقلاب سبز در کشاورزی با ورود تکنولوژي‌هايي نظیر نهاده‌هاي شيميايي، ارقام پر محصول، روش‌هاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره همراه گرديد. اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا به خصوص کشورهای در حال توسعه بود. اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده‌های شیمیایی در فرآيند تولید محصولات کشاورزی، به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده‌های شیمیایی و برخی تكنولوژي‌های دیگر، فرايند توليد با مشكلات و بحران‌های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده‌است. در حال حاضر مخاطرات و بحران‌های حاصل از ورود نهاده‌های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید، کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده‌است. بروز این مشكلات سبب شد که در دهه‌های اخیر به ویژه از دهه 1980 میلادی، حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک در دنیا مورد توجه قرار بگیرد و ابزار، فعاليت‌ها و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه این فرآيند گردد.
آينده براي انسانيت از هر وقت ديگري در تاريخ هم روشنتر و هم تاريكتر است. ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه به خاطر اينكه ميان رسالت زوال و رسالت تكنولوژي‌گير كرده است، پوچ به نظر مي‌آيد. ميلياردها خرج مي‌كنيم كه يك عده انگشت شمار را به ماه برسانيم و تازه به اهميت حفاظت تنوع زيستي بر روي كره زمين كه خانه ماست پي مي بريم. يك چهارم جمعيت دنيا سعي بر مصرف بيش از پيش منابع دنيا دارند، اما پسمانده حاصله موقعيت ثروتمندان و اميد فقيران را به خطر مي‌اندازد. با استفاده از علوم جديد پزشكي ميزان مرگ و مير ناشي از امراض كاهش يافته ولي در عوض مواجه با انفجار جمعيت شده‌ايم. كودهاي شيميايي و مواد شيميايي دفع آفات بيش ازهر موقعي ياري دهنده ما در افزايش آذوقه هستند ولي اينها در عين حال عامل به هلاكت رساندن موجودات زنده و آلوده كردن غذا و آب نيز مي‌باشند.
امروزه در حالي كه تكنولوژي بسياري از مسائل را حل مي‌كند خود نيز مشكلات جديدي به بار مي‌آورد كه براساس آنان نياز به تخصصهاي پيچيده و تكنولوژي گرانتر است. در نتيجه قسمت اعظم پول، منابع و انرژي و خلاقيت ما صرف رفع مشكلات مي‌شود تا صرف شكوفا كردن روح انسانيت كه با ارزش ترين منبع ماست ، اما وجود بحران در عين حال فرصتي است براي تغيير طرز فكر و عمل.
گرچه كشاورزي ارگانيك سابقه بسيار طولاني در تاريخ كشاورزي دارد ولي ابعاد علمي آن تا چند دهه اخير مورد توجه چندان واقع نشده است. كشاورزي ارگانيك ريشه در فرهنگ هاي بومي ملل مختلف دارد و از ابعاد مختلف قابل توجه است. اگرچه از نظر تكنولوژي مجموعه‌اي از عمليات متوازن و همنوا با طبيعت را در بر دارد ولي ابعاد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن نيز از اهميت ويژه اي برخورداراست.
در ارائه تعريفي از كشاورزي ارگانيك مسائل چندي وجود دارد، از جمله آن كه در اين باره برخي تصورات وجود دارد كه گاه از روي تعصب ، ذهن را از اصل واقعيت دور مي‌سازد. فراورده‌هاي حاصل از اين شيوه‌ كشاورزي در مناطق مختلف جهان به اسامي گوناگون خوانده مي‌شوند نظير محصولات بيو ، ارگانيك ، طبيعي و زيستي. از طرف ديگر بنابر اعتقاد بسياري از دست‌اندركاران ، كشاورزي ارگانيك موفق، يك مفهوم ذهني است كه نيازمند به كارگيري شيوه‌هاي عملي خاص مي باشد.
براي بيان اينكه به چه سيستمي از كشاورزي، ارگانيك اطلاق مي‌شود، راحتر آن است كه گفته شود به چه سيستمي از كشاورزي اين واژه تعلق نمي‌گيرد و تعاريف و توضيحات در اين باره نيز غالباً در پيرامون منهيات بيان شده اند. آنچه كه زارعين ارگانيك انجام نمي‌دهند، يا آنچه كه از مصرف آن خودداري مي‌كنند، در اين عبارت خلاصه مي‌شود كه كشاورزي ارگانيك يعني كشاورزي بدون كاربرد موادشيميايي مصنوعي». در واقع كشاورزي ارگانيك ، سيستم مديريت توليد جامع نگر است كه براساس كاهش استفاده از نهاده‌هاي خارجي، عدم مصرف كود‌ها و آفت كش‌ها و هورمون‌هاي مصنوعي مي‌باشد. اين سيستم باعث ترغيب و افزايش بهبود اكوسيستم كشاورزي، شامل تنوع زيستي، چرخه‌هاي بيولوژيكي و فعاليت‌بيولوژيكي خاك است.
در كشاورزي ارگانيك، كاربرد عمليات مديريتي منابع داخل بوم نظام زراعي ، براستفاده از نهاده‌هاي توليد شده در خارج از مزرعه ارجحيت دارد. در اين راستا توجه به اين اصل كه در هر منطقه ، نظام متناسب با شرايط محلي آن منطقه بايد توسعه يابد، داراي اهميت است. اين امر براي تكميل عملكردهاي خاص در سيستم با استفاده از روش‌هاي مكانيكي، بيولوژيكي و زراعي كه با كاربرد مواد مصنوعي در تضاد است، انجام مي شود. در عين حال بايد توجه داشت به دليل آلودگي هاي وسيعي كه در برخي مناطق وجود دارد، با عمليات كشاورزي ارگانيك نميتوان تضمين كرد كه محصول توليد شده كلاً عاري از بقاياي مضر است.
اصل اساسي در كشاورزي ارگانيك، سلامتي و بهره وري اجتماعات وابسته به حيات خاك ، گياه حيوان و انسان يا به عبارتي حفظ محيط زيست و همچنين حفظ سلامت غذا و توليد محصولات سالم كشاورزي است. در يك سيستم طراحي شده جهت توليد محصولات ارگانيك اهداف زير مد نظر مي‌باشد:
الف) افزايش تنوع زيستي در كل سيستم.
ب) افزايش فعاليت بيولوژيكي خاك.
ج ) حاصلخيزي طولاني مدت خاك.
د) بازيافت پسماند با منشاء گياهي و حيواني به منظور برگشت مواد غذايي به زمين و در نتيجه كاهش استفاده از منابع تجديد نپذيرد.
هـ) تكيه بر منابع تجديد پذير محلي در سيستم سازمان يافته كشاورزي.
و) ترغيب كاربرد بهداشتي خاك، آب و هوا براي كاهش انواع آلودگي ناشي از عمليات كشاورزي.
ز) عمل‌آوري فراورده‌هاي كشاورزي با تاكيد بر كاربرد روش‌هاي فرآيند دقيق به منظور پايداري و حفظ كيفيت محصولات ارگانيك در تمام مراحل.
ح) دوره گذار براي هر مزرعه ، از طريق مدت زمان مناسب با عوامل خاص مربوط به محل مانند سابقه زمين و نوع محصول و دامي كه بايد توليد شود، تعيين مي‌شود.
كشاورزي ارگانيك در ميان شيوه‌هاي مختلف ، يكي از روش‌هايي است كه از محيط زيست محافظت مي‌كند. سيستم توليد ارگانيك براساس استانداردهاي خاص و دقيق توليد با هدف دستيابي به اكوسيتسم كشاورزي بهينه است كه از نظر اجتماعي ، اكولوژيكي و اقتصادي پايدار است. الزامات توليد محصولات غذايي به روش ارگانيك با الزامات توليد ساير محصولات كشاورزي متفاوت است و در آن روش‌هاي اجراي توليد، جزيي ذاتي از شناسايي و ادعاي چنين محصولاتي است.
يكي از تصورات اشتباه در مورد كشاورزي ارگانيك ، آن است كه اين شيوه كشاورزي بي‌نياز از كاربرد مواد شيميايي مي‌باشد. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غير زنده از تركيبات شيميايي تشكيل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شيميايي كه به صورت طبيعي به دست آمده‌اند ( مثلاً H2O كه از خود طبيعت است در واقع يك نوع ماده شيميايي به حساب مي‌آيد و يا سنگ فسفات كه از معادن طبيعي استخراج مي‌شود) و يا به اصلاح مصنوعي نيستند در كشاورزي ارگانيك بلامانع است.
ضمناً نبايد تصور كرد كه كشاورزي ارگانيك صرفاً بر جاي‌گزيني نهاده‌هاي آلي با مواد شيميايي بحث مي‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلي نيز ، چه به صورت مصرف بيش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و يا تركيبي از هر دوي اين موارد به نحو قابل ملاحظه اي سبب اختلال در عمل چرخه‌هاي زيستي يا طبيعي مي‌گردد.
تصور اشتباه ديگر از كشاورزي ارگانيك آن است كه برخي كشاورزي ارگانيك را نوعي برگشت به عقب و استفاده از شيوه‌هاي مرسوم سال‌هاي قبل از انقلاب صنعتي مي دانند. بلكه، بلعكس، زارعين كشاورزي ارگانيك نمي توانند خود را از دستاوردهاي علمي 50 ساله اخير بي نياز بدانند. تناوب، كشت مخلوط، روش‌هاي مكانيكي كنترل علف‌هاي هرز، استفاده از ماشين‌آلات مدرن قابل استفاده در سيستمهاي ارگانيك مبارزه بيولوژيكي و تلفيقي با آفات و بيماريها، درك بهتر از همزيستي ميكوريزا، ريزوبيوم‌ها و ريزوسفر، تجديد ماده آلي و ديگر بخش‌هاي زنده خاك ، تلفيق زراعت و دامپروري از موضوعات مورد بحث در كشاورزي ارگانيك مي‌باشند.
در حقيقت كشاورزي مدرن خود را بيش از حد به نهاده‌هاي شيميايي وابسته ساخته است و كمتر درصدد بهره‌گيري از يافته‌هاي علوم زيستي مي‌باشد.
اصول و اهداف ارائه شده براي كشاورزي ارگانيگ توسط فدراسيون جهاني جنبش كشاورزي ارگانيك (IFOAM) به صورت زير اراده شده است:
- توليد غذا با كيفيت بالا و در حد كافي
- همگامي با طبيعت به جاي سلطهگري و چيره‌گي بر آن
- تقويت چرخه‌هاي بيولوژيكي در سيستم هاي زراعي شامل تقويت ميكرو ارگانيسم‌ها، فلوروفون خاك، افزايش تنوع گياهي و حيواني
- حفظ و افزايش حاصلخيزي خاكها در دراز مدت
- بهره گيري از منابع تجديد شونده تا حد امكان
- درخصوص مواد آلي و عناصر غذايي ، تاحد امكان در يك سيستم بسته عمل شود.
- فراهم نمودن شرايطي از زندگي براي دامها كه امكان بروز كليه رفتارهاي غريزي را براي آنها فراهم سازد.
- جلوگيري از بروز كليه اشكال آلودگي ناشي از عمليات مختلف كشاورزي
- حفظ تنوع ژنتيكي سيستم كشاورزي و محيط اطراف ، شامل حفاظت از گياهان و زيست‌گاههاي طبيعي
- امكان كسب درآمد كافي براي زارعين و جلب رضايت آنان و نيز ايجاد محيط كار سالم
- در نظر گرفتن اثرات گسترده تر اجتماعي و اكولوژيكي سيستم زراعي
در سيستم كشاورزي ارگانيك، خاك به عنوان يك سيستم زنده تلقي مي‌شود كه با تقويت آن ، فعاليت ميكروارگانيسم هاي مفيد نيز تقويت مي‌گردد. اين ايده كه خاك يك سيستم زنده مي‌باشد، بخشي از يك تصور كلي است كه معتقد است بين خاك ، گياه، حيوان و انسان يك ارتباط ناگسستني وجود دارد.
از طرف ديگر در كشاورزي ارگانيك ، براي دستيابي به سطح قابل قبولي از بازدهي ، در درجه اول بر عوامل برقرار كننده ثبات و تعادل در مزرعه و سيستم زراعي ، تكيه مي‌شود.
اما در برابر نگاه توسعه کشاورزی ارگانیک، چالشهای فراوانی وجود دارد که در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراريخته GMO))، هورمون‌های رشد، آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، پرتوتابی و مواد شيميايي سنتز شده و... می دانند که البته اکثر حامیان این تفکر را همان شرکت‌های بزرگ تجاری فعال در سموم شیمیایی تشكيل مي‌دهند که امروز بنا بر ضرورت با پرچم تراريخته پیگیر استمرار فعاليت‌هاي استعماری تجاری در بخش کشاورزی هستند. بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن اظهار نموده‌اند که اگر کشور‌ها روش تولید ارگانیک را در تولید محصولات کشاورزی انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه‌های مختلف عنوان مي‌كنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین‌تر است. آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات تراريخته، هورمون‌های رشد، آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، پرتوتابی و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته‌اند، توجیه می نمايند. این اظهار نظر‌ها و تبلیغات در کنار اظهار نظرهای برخی از کار شناسان و سیاستگزاران در خصوص چالش‌ها و مشكلات مربوط به کشاورزی ارگانیک باعث شده که دستیابی به آن سخت و یا غیر ممکن تصور شود. بحران‌های ناشی از مصرف بی رویه نهاده‌های شیمیایی، در دهه‌های اخیر، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته‌است. در دنیا هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت‌ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرآيند تولید با مشكل روبرو شده‌است. در یک دوره چهل ساله میزان مصرف مواد شیمیایی در دنیا به ده برابر و میزان کاهش محصول ناشی از خسارت آفات به دو برابر افزایش یافته‌است. علاوه بر مسائل و بحران‌هائي نظير ظهور آفات و امراض جديد، مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات، بیماری و علف هرز، مسموميت‌ها، تخریب و فرسایش‌های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری‌های پوستی، سرطان‌ها، مسموميت‌های منجر به مرگ، بیماری‌های مزمن، تخریب محیط زیست و کشت بوم‌های طبیعی، بر هم خوردن تعادل‌های طبیعی، كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده ‌است این شرایط نشان مي‌دهند که بر خلاف برنامه‌هایی که حکایت از امنیت تولید بعد از ورود مواد و تكنولوژي به کشاورزی داشت، اصلیترین هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به علت مخاطرات ناشی از مصرف بی رویه مواد شیمیایی به خطر افتد. در دهه‌های اخیر سلامت محصولات کشاورزی و فرآيند کشاورزی ارگانیک به صورت پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت‌هائي از طریق ایجاد استاندارد‌ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد شده و به سرعت در حال توسعه است. اما برای ورود به سیستم کشاورزی ارگانیک مجموعه‌ای از چالش‌ها به عنوان موانع توسعه کشاورزی ارگانیک مطرح مي‌شوند که شناخت و تحلیل این چالش‌ها در تدوین برنامه‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک در کشور ضروری مي‌باشد. توجه روز افزون به مسائل زیست محیطی و بهداشتی و امنیت غذایی، کشاورزی صنعتی را با چالش روبهرو نموده‌است. مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تأثیر بر سلامت مصرفکنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیر زمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روز به روز مورد تردید جدی قرار مي‌گيرد. طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتيكي (تراریخته) نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرفکنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشات منتشره در خصوص تاثیرات سوء مواد فوق بر سلامتی مصرفکنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرفکنندگان را به محصولات تولید شده در شرایط طبیعی و حتی الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی مصنوعی افزایش داده‌است. در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشاء طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت، عرضه میشدند و بازار محدودی را به خود اختصاص میدادند؛ اما با افزایش سطح آگاهی‌ها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه نمود به حدی که برنامهریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب، استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه نموده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیر دولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولید کننده محصولات ارگانیک را بر عهده مي‌گيرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی میماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین الملي نیز پیشبینی گردیده‌است.
كشاورزي ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزي بدون افزودن مواد شيميايي مصنوعی» تعريف شده است. ماده شيميايي مصنوعی، ماده‏اي است كه طي فرايندهاي شيميايي غير طبيعي تهيه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. اين تعريف بدان معنا نيست که كشاورزي ارگانیک قطعاً كشاورزي بدون مواد شيميايي باشد، زيرا ما در جهاني زندگي مي‏كنيم كه در آن مواد شيميايي در خاك، آب و هوا وجود دارد؛ بطوریکه حتی مولکولهای آب (H2O) خود یک ماده شیمیایی محسوب میشود. واژه Organic مانند بسياري از واژگان انگليسي، چندين معنا دارد. معنايي كه در کشاورزی ارگانیک مد نظر است، براي مديريت تمام مزرعه به‏كار مي‏رود و بر اساس آن، مزرعه به‏عنوان یک موجود زنده (organism) در نظر گرفته مي‏شود به نحوی که کلیه اجزای طبیعی و روابط بین آنها میبایست حفظ گردد. مواد شيميايي مصنوعي مانند علف‏كش‏ها، حشره‏كش‏ها، قارچ‏كش‏ها، داروهاي دامي، سوپر فسفات و اوره در كشاورزي ارگانیک به‏كار نمي‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هيچ‏گونه ماده شيميايي مصنوعي به کار برده نمي‏شود. اين مواد در آماده‏سازي خاك، رویش گیاه يا توليد نهاده‏هايي كه در تغذيه گیاه، ذخيره‏سازي، فراوري و يا فروش آن دخالت دارند، به کار نمي‏روند. به‏علاوه، دام‏ها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزي ارگانیک، حرکت رو به عقب نيست. در اين سامانه، بهترين دانش سنتي با علم جديد تركيب مي‏شود و در عين حال با ساير روش‌هاي نوين مديريت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون ديگر زمين‏هاي زراعي به خوبي آماده شده و نيازمند مديريت قوي، به ویژه در مورد حاصلخیزی خاك و مدیریت آفات است.
با توجه به افزايش مصرف كود و آفت‏‏كش‏هايي که پيامد آنها زوال باروري خاك، سلامتي و آلودگي هوا، آب و غذا است، نگراني‏هاي روزافزوني دربارة محيط زيست جهاني ايجاد شده و مفهوم كشاورزي ارگانیک اهميت فزاينده‏اي در راستاي توسعۀ كشاورزي پايدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پيدا كرده است. كشاورزي ارگانیک بر پايه استفاده از نهاده‏هاي طبيعي و درون مزرعه‏اي نظیر كود دامي، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضايعات فرآوري موادغذايي و همچنين كنترل زيستي آفات همراه با کمترين استفاده از مواد معدني طبيعي براي تقويت نظام زراعي- اقتصادي مزرعه و بهبود فعاليت‏هاي زيستي خاک استوار است.
كشاورزي ارگانیک يك نظام مديريت توليد جامع‏نگر است كه موجب افزايش سلامت کشت‏بوم از نظر تنوع زيستي، چرخه طبيعي عناصر غذايي و فعاليت‏هاي ميكروبي و زيستي خاك مي‏شود. وزارت کشاورزي ايالات متحده آمریکا اين سامانه توليدي جامع‏نگر را به اين شکل تعريف کرده است: «سامانۀ توليدي‏ که در آن استفاده از کودهای شیمیایی، آفت‏کش‏ها، تنظيم‏کننده‏هاي رشد و افزودني‏هاي غذاي انسان و دام، ممنوع يا در کمترين حد ممکن است. اين کشت‏بوم جهت تغذيه گياهي و حفظ حاصلخيزي خاك تا حد امکان متکي به تناوب زراعي، استفاده از بقاياي گياهي، كود حيواني، بقولات، كود سبز، پسماندهاي آلي برون مزرعه‏اي، کنترل مكانيكي علف‌هاي هرز، سنگ‏هاي معدني و براي کنترل آفات و بيماري‏ها، متکي بر روشهای ارگانیک است».
كشاورزي ارگانیک در كشورهاي گوناگون با نام‏هاي مختلف شناخته مي‏‏شود که 16 نام براي آن از جمله كشاورزي بيولوژيك ذکر شده است. كشاورزي بيولوژيك نامي است كه در اروپا بسيار رايج است، در حالي‏كه در آمريكا و بريتانيا عبارت كشاورزي ارگانیک را ترجيح مي‏دهند. هر چند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقيق‏تر، فلسفه‏اي است كه شامل آموزش، هنر، تغذيه، مذهب و همچنين كشاورزي است.
كشاورزي ارگانیک در كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه عمدتاً به علت مسائل اقتصادي و كمبود نهاده‏هاي شيميايي به طور گسترده‏اي وجود دارد، در حالی‏که توفيق آن در كشورهاي پيشرفته، بيشتر در واكنش به کشاورزي پر نهاده و يا كشاورزي صنعتي بوده است. بر چسب‏گذاري محصولات ارگانیک بايد توسط يك سازمان سوم و اثبات اين امر صورت بگيرد که محصول تولید شده در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهي‏كننده، كشاورزان مختلف، شركت‏هاي تجاري، سازمان‏هاي غيردولتي و اخيراٌ دولتي مطابق با استانداردهای لازم توليد شده است. گواهي محصولات ارگانیک فرايندي پيچيده است، اما تلاش‏هايي در راستاي هماهنگ كردن استانداردهاي گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جريان است. چالش فعلي در اين راه، هماهنگ‏سازي هر چه بيشتر استانداردها ضمن رعايت محدوديت‏ها و ملاحظات منطقه‏اي و كاهش هزينه‏هاي مراحل چندگانه گواهي و اعتباردهی و تنگناهاي ورود به بازار اين محصولات است.
از منظر توسعه دلايل مختلفي براي پذيرش كشاورزي ارگانیک توسط کشاورزان وجود دارد که برخي از مهم‏ترين آنها عبارتند از:
مسائل اقتصادی: عليرغم كاهش توليد به دلیل قيمت‌گذاري بالاتر بر محصولات ارگانيك جلب رضايت كشاورزان از منظر اقتصادي میسّر مي‌گردد.
مسائل فرهنگي: ايجاد فرهنگ كشاورزي سالم و پایدار با احترام به قوانين طبيعت
روش زندگي: عدم مصرف هر گونه مواد شيميايي مصنوعي با هدف زندگي دلپذيرتر و سلامت بيشتر.
عواملی که منجر به ظهور کشاورزی ارگانیک، بيولوژيك و اکولوژیک و بالاخره جنبش کشاورزی تجدید شونده شد، به «آلبرت هووارد» بر میگردد. کشاورزی تلفیقی، غیر متمرکز و عاری از مواد شیمیایی، بوسیله «نورث برن» در سال 1940 مطرح گردید؛ وی اولین کسی بود که کلمه ‌ارگانیک را بکار برد و به این ترتیب فلسفه و روش مربوطه را معرفی کرد. در این دهه مطالب زیادی در این مورد به رشته تحریر درآمد. «فالکنر» تراژدی بیولوژیکی و انسانی ناشی از تکنولوژی نامطلوب را تشریح کرد. در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 منابع علمی متعددی در رابطه با کشاورزی ارگانیک به چاپ رسیدند. « لوئیس برم فیلد» نیز در توسعه کشاورزی ارگانیک که در آن انسان، گیاه و دام در یک سیستم زنده با هم در ارتباط هستند، سهیم بود. محققین دیگر نیز در رابطه با صدمه به محیط و تخریب منابع که ناشی از روش‌های جدید زراعت است، بحث کرده‌اند. آنها مكرراً از روش « جامع نگری » در کشاورزی حمایت کرده‌اند. تا سال‌های آخر دهه 1950 تکنولوژیهای صنعتی به صورت فزاینده‌ای تکامل یافت؛ از جمله تخصصی شدن کشت گیاهان زراعی در مزارع و قابلیت دسترسی زیاد به کودها و آفت کش‌ها زیاد شد؛ کمبود نیروی کار با تراکتور مرتفع گردید؛ امکانات مالی برای سرمایه گذاری به آسانی در دسترس بود، با این همه مشکلات اساسی در این دوره مازاد تولیدات کشاورزی بود. در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علف‌های هرز و نیاز به کارگر زیاد در بخش کشاورزی، همگی به فراموشی سپرده شدند و کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد و همانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردید. همچنین در این دوره به حفاظت خاک که تنها موردی بود که از دهه‌های گذشته مطرح بود. در این دوره توجه بیشتری شد و منابع زیادتری به این کار اختصاص داده شدند. در اواخر دهه 1960 و ابتدای دهه 1970، حوادثی باعث شد که توسعه کشاورزی و اندیشه‌های مرتبط به آن، فراتر از مرزهای جدید اوایل دهه 1960، گسترش یابد. با پیدایش سموم در زنجیره غذایی، آگاهی مردم از اثرات تکنولوژیهای مدرن بر روی محیط زیست افزایش یافت؛ تجمع عناصر غذایی در آبهای سطحی و زیرزمینی و بهره‌برداري بی رویه از آنها زیاد شد. کمبود انرژی در ابتدای دهه 1970، نوعی آگاهی به وجود آورد و برای اولین بار احساس شد که منابع طبیعی زمینی محدود هستند. از نقطه نظر کشاورزی قابل تجدید، روش‌های متنوعی ارائه شده‌است که اغلب آنها در برگیرنده اصولی هستند که طی سال‌های ابتدای دهه 1900 پدیدار شدند. این اصول عبارتند از:
- روابط بین تمام بخش‌های یک سیستم زراعی از جمله کشاورز و خانوار وی.
- اهمیت توازن بیو لوژیکی در سیستم.
- ضرورت به حداکثر رساندن روابط بیولوژیک مطلوب در سیستم و به حداقل رساندن استفاده از مواد و یا عملیاتی که این روابط را برهم می‌زند.

 

 


نمودار 1: فرايند توسعه کشاورزی ارگانیک در مسیر نظام‌های توسعه کشاورزی در دنیا ) راهنمای ارگانیک ،IFOAM)

 

 


- بررسي فاصله وضع موجود تا اهداف توسعه
در حال حاضر نظام کشاورزی در کشورمبتنی بر نظام متعارف انقلاب سبز یعنی تولید مبتنی بر استفاده از نهاد های شیمیایی است. حدود 98 در صد از نظام تولیددر کشور در محصولات باغی و زراعی مبتنی بر روش استفاده از نهاده های شیمیایی است. تنها در 2 در صد از مزارع کشورنظام طبیعی تولید حاکم است که در ان کود و سم استفاده نمی شود. البته در این دو درصد، نظام ارگانیک حاکم نیست و تولید در شرایط طبیعی و خارج از شبکه نظارت و گواهی صورت می گیرد. به طور حتم میتوان گفت که نظام ارگانیک در کشور ما به جز در مواردی بسیار محدود که در قالب تلاش های جزیی صورت گرفته است وجود ندارد و فاصله زیادی تا پیوستن و ایجاد این نظام به صورت ملی وجود دارد و البته با توجه به این فاصله دو پرسش‏ مهم در رابطه با پیوستن به توسعه کشاورزی ارگانیک وجود دارد:
الف- دلیل پرداختن به کشاورزی ارگانیک در ایران
ب- چگونگی گذار به این سامانۀ کشاورزی و رسیدن به اهداف توسعه در این بخش
در باب علت پرداختن به کشاورزی ارگانیک، شواهد نشان مي‌دهند الگوی فعلی کشاورزی کشور نتوانسته است، آن چنان که باید در بحث امنیت غذایی و حفظ محیط زیست موفق باشد. بلکه لزوم تغییر این الگو با توجه با شرایط داخلی از نظر تأمین امنیت غذایی و وضعیت بین‏المللی که شرایط صادرات محصولات کشاورزی روز به روز سخت‏گیرانه‏تر می‏شود، قابل احساس است. بنابراین، می‏توان اظهار داشت که اکنون زمان پرداختن جدی به موضوع کشاورزی ارگانیک در ایران فرا رسیده است.
بررسیها نشان مي‌دهد روش‌های متعارف توسعه کشاورزی کار آمد و جوابگوی فرایند توسعه در کشاورزی نبوده است. با توجه به فشار سنگین تکنولوژی در طول 50 ساله اخیر، میزان تولید بسیار کمتر از پتانسیل ها مي‌باشد و این در حالی است که لطمات جبران ناپذیری از لحاظ زیست محیطی و کیفی نیز متحمل شدهایم. میزان عملکرد در حال حاضر با توجه به شرایط بالقوه تولید در کشور بسیار پایین است. بنابراین اصرار بر روی اهداف توسعه در این بخش در قالب نظام کشاورزی انقلاب سبز چیزی جز هدر دادن زحمات و سرمایه ها نخواهد بود علیالخصوص اینکه ساختار کشاورزی ایرا ن مبتنی بر نظام تولید روستایی و خرده مالکی است. بنابر این با توجه به فاصله بین تولیدات فعلی و توان بالقوه در نظام فعلی تولید بعد از 50 الی 60 سال ،ضرورت حرکت به سمت نظام ارگانیک بسیار ضروری است که البته به علت اصرار بی جا در خصو ص نظام مبتنی بر انقلاب سبز هیچ حرکت قابل توجهی صورت نگرفته است (جدول 1-1).

جدول 1-1: فاصله بین توان متوسط تولید کشور و بالاترین تولید بالقوه در کشور در برخی محصولات در نظام فعلی (گزارش معاونت ترویج و نظام بهره برداری )
بالاترین تولید بالقوه متوسط تولید کشور محصول زیربخش
ton/ha 17 ton/ha 3 ماهی گرمابی شیلات
2kg/m 60 2kg/m 25 ماهی سردابی
ton/ha 5/4 ton/ha 2 میگو
12694kg/ha kg/ha 3870 گندم آبی زراعت
kg/ha 8930 5040kg/ha برنج پرمحصول
7509kg/ha 1640kg/ha کلزا
kg/ha 8601 kg/ha 1656 جو آبی
kg/ha 15500 kg/ha 6748 ذرت
ton/ha 72 ton/ha 17 مرکبات (پرتقال) باغبانی
15480kg/ha 1240kg/ha پسته
Kg 40 5/13kg تولیدعسل ازهرکندو دام
kg/ha 800 (خشک) kg/ha 290 (خشک) تولید در مراتع منابع طبیعی

در بررسی دلایل این فاصله موارد ذیل به چشم می آیند:
- فرايند طراحی یافته بدون در نظر گرفتن تنوع و پيچيدگي اقليمی مناطق صورت گرفته است.
- نتايج تحقیقات تنها در قالب توصيه در اختيار عوامل توسعه دهنده قرار ميگيرد تا از طريق آموزشها و روش‌های ترویجی در اختيار كاربران قرار گيرد.
- يافته‌ها و نتایج تحقیقاتی تک محوری یا تک موضوعی بوده و شرایط جامع تولید را در بر نمیگیرند.
- یافتههای تحقیقاتی موضوع محورند، نه نیاز محور.
- پيوند و ارتباط بين بخشهاي تحقيق، اجرا، ترویج و بهرهبردار بسيار ضعيف است زيرا محققان باز خوردي از كاربران نداشته و تنها بازخوردهای ضعيفي از عوامل انتقال دريافت ميكنند.
-مناطق و بهره برداران به دلیل تنوع ساختارها و شرايط اكوسیستمی، با مسائل غير مترقبه و غير منتظرهاي در حين عمل مواجه هستند كه اين پيچيدگيها، كاربران را مواجه با ناكار آمدي يافته‌ها در موضوع ايجابي قرارداده و باعث بياعتمادي و عدم كاربرد یافته در سطح وسيع میگردد.
- عدم تناسب پكيجهاي تحقيقاتي با شرايط خاص عملياتي باعث عدم استفاده از یافته به دليل عدم برآوردن نيازهای محوري تولید بهره برداران میگردد.
- احساس عدم مالكيت بهره برداران ناشی از عدم مشارکت سازمان یافته نيز از عوامل مقاومت در برابر انتقال يافته‌ها ميگردد.
- عدم دخالت آگاهانه كاربران در فرايند تصميمگيري و سياستگذاري منجر به پيدايش يافتههاي تحقيقاتي است كه به ندرت در راستاي نياز و مشكلات كاربران است و در نتيجه عامل مهمي در عدم پذيرش تكنولوژي است.
- ابزارها و شيوه هاي انتقال يافتههاي تحقيقاتي محدود به شيوههاي آموزشي و ترویجی مبتني بر آموزش معلم -شاگردي بوده، و فاقد کارآیی لازم در فرایند انتقال يافته‌ها میباشند.
- دانش بومي و تجربيات عملياتي موجود در طراحي و انتقال يافته‌ها به كار گرفته نمیشود و بالطبع ناسازگاريهاي ايجابي بين دانش و تجربه باعث عدم اجرای صحیح فرايند انتقال ميگردد.
سيستم‌های کشاورزی باید نیازهای انسان امروزی و آنچه را که در یک دهه یا حتی یک قرن بعد نیاز دارد، فراهم کند و به این ترتیب کشاورزی ارگانیک از اهدافی است که باید هر چه سریعتر به آن دست یافت. در همین راستا یازدهمین کنفرانس خوار و بار جهانی کشاورزی و بیست و نهمین اجلاس سازمان بهداشت جهانی آغاز تفکر مشترک بين‌المللي در خصوص تمرکز این دو سازمان بین المللی بر مبحث بسیار مهم و حیاتی سلامت غذایی بشر بوده‌است که در این ارتباط رم مرکز کشور ایتالیا در سال 1963 میلادی شاهد تصمیم بسیار تاثیر گذار در زمینه سلامت جامعه بشری بود. در این همگرایی اندیشه مواردی از قبیل مصرف سموم شیمیایی و میزان باقیمانده آنها در فر آورده‌های کشاورزی، مواد افزودنی به مواد غذایی، داروها و هورمون‌های رشد گیاهی و جانوری و آلاینده‌های شیمیایی باقیمانده از عناصر سنگین مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته‌است. تولید و عرضه مواد غذایی از ارکان اصلی امنیت غذایی به شمار میروند لکن حقوق مربوط به غذا دارای ابعاد و پیچیدگی‌های بیشتری است به گونه‌ای که یکی از حقوق اشاره شده در منشور حقوق بشر و سایر اسناد بين‌المللي مرتبط، حق دسترسی به زندگی مناسب از جمله غذای سالم و کافی است. مصرف هزاران تن انواع سموم و مواد شیمیایی مصرفی در حوزه کشاورزی تحت عناوین کودهای شیمیایی و آفتکش‌ها شرایط مخاطره آمیزی را برای جامعه فراهم می آورد که آثار باقیمانده سموم و مواد شیمیایی و تهدید سلامت جامعه مصرف کننده، تهدید سلامت کشاورز در اثر تماس با انواع سموم شیمیایی، بروز مسموميت‌های تصادفی در اثر مصرف ظروف سموم به عنوان مواد غذایی و آشامیدنی از آن جمله‌اند. به منظور فائق آمدن بر این مشکلات لازم است نظام سلامت غذا مبتنی بر عواملی از قبیل:
- به کارگیری رویکرد جهانی نسبت به سلامت غذا
- اهتمام و تاکید بر جلوگیری از آلودگی غذا در مبداء
- توسعه روش‌ها و نظام‌های تضمین سلامتی نظیر MRL ، IPM و کشت ارگانیک
و کلان نگری به مسئله سلامت غذایی با در نظر گرفتن کل زنجیره غذایی (از سطح مزرعه یا دریا تا سفره مصرف کننده) مدنظر باشد.

 

 

 

 


- اقتصادو تجارت کشاورزی ارگانیک
تا سال 2003 میلادی بیش از 24 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی مناطق مختلف جهان به کشت ارگانیک تخصیص یافت. در این میان بیشترین سطح زیر کشت به ترتیب به مناطق اقیانوسیه (8/41 درصد)، قاره امریکا (1/30 در صد) و اروپا (1/23 درصد) اختصاص داشت و دو قاره آسیا و آفریقا از سطح زیر کشت کمی نسبت به سایرین برخوردار بوده‌اند. در سال 2007 این مقدار به 5/30 میلیون هکتار بر اساس آمار IFOAM افزایش پیدا کرد که از این مقدار استرالیا و اقیانوسیه با بیشترین سطح زیر کشت ارگانیک دارای 8/11 میلیون هکتار اراضی ارگانیک بوده است؛ تنها در کشور استرالیا 2689 مزرعه با کشت ارگانیک مدیریت می‌شوند و بخش عمده تولیدات این کشور به انگلستان، ایالات متحده آمریکا و نیوزلند صادر می‌شود. همچنان قاره آفریقا با کمترین سطح زیر کشت (9/0 میلیون هکتار) در مقام آخر قرار داشته و هیچ سازمان غیر دولتی این فرآیند را در این قاره هدایت نمی‌کنند و به ترتیب اروپا با 9/6 میلیون هکتار، آمریکا جنوبی با 8/5 میلیون هکتار، آسیا با 9/2 میلیون هکتار منطبق بر 130 هزار مزرعه ارگانیک و در نهایت آمریکا شمالی با 2/2 میلیون هکتار اراضی تحت کشت ارگانیک، برا بر با تنها 6/0 درصد از کل اراضی قابل کشت نیم قاره، در مقیاس جهانی سهم داشته‌اند (جدول 2-1). در حال حاضر با توجه به آمار داده شده در سال 2008 سطح زیر کشت ارگانیک در دنیا به نزدیک 42 میلیون هکتار می‌رسد که با پایان یافتن سال جاری (2008) داده‌های دقیق‌تری در این ارتباط در دست خواهد بود. در قاره آسیا بخش عمده فعالیت‌های ارگانیک بدون گواهی خاص و نظارت انجام گرفته و بر اساس گزارش IFOAM در سال 2007، تنها کشورهای هند، ژاپن، کره، فیلیپین، تایوان و تایلند دارای اعنبارنامه‌های بین المللی ارگانیک بوده‌اند.

 

 


جدول 2-1: وضعیت سطح زیر کشت ارگانیک در جهان (IFOAM, 2007)
تعداد مزارع ارگانیک سهم در سطح قابل کشت جهانی (درصد) سطح زیر کشت ارگانیک (هکتار) قاره
124805 11/0 890504 آفریقا
129927 21/0 2893572 آسیا
187697 38/1 6920462 اروپا
175710 93/0 5809320 آمریکا لاتین
12063 56/0 2199225 آمریکا شمالی
268

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۱/۵/۱۳۹۲ و ساعت ۱۹:۵۱ | نظر(0)
sharifi%201.jpgsharifi2.jpgsharifi3.jpgsharifi4.jpgsharifi5.jpgsharifi6.jpgsharifi9.jpgsharifi10.jpgsharifi12.jpgsharifi14.jpgsharifi15.jpgsharifi16.jpgsharifi18.jpgsharifi20.gifsharifi21.jpgsharifi23.jpgt66zqr.jpg
+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۱/۵/۱۳۹۲ و ساعت ۱۵:۴۶ | نظر(1)
sharifi22.jpg
sharifi8.jpg
+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۱/۵/۱۳۹۲ و ساعت ۱۵:۴۱ | نظر(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الزامات  علمی و حقوقی توليد ، عرضه و تضمین کیفیت محصولات و فراورده های  کشاورزی و دامی

 

تاليف : مهندس محمد شریفی مقدم

چكيده

      در چهار دهه اخیر ،‌كيفيت و كميت  محصولات کشاورزی به دلیل مصرف بي‌رويه انواع علف‌كش‌ها، سموم آفت‌كش، هورمون‌ها، كودهاي شيميايي، فاضلاب شهري وغيره به شدت مورد تهديد قرار گرفته و با ايجاد انواع بيماري‌ها ،امراض ، آلودگي‌هاي بهداشتي و زيست‌محيطي به عنوان  يكي از مهمترين عوامل تشديد مقوله مرگ و مير و كاهش متوسط عمر جمعيت انساني در دنیا محسوب مي‌گردد. مصرف بي رويه و نادرست تكنولوژي و نهاده‌هاي شيميايي ( هر چند دردهه اول  انقلاب سبز  موجبات افزايش توليد در واحد سطح را فراهم کرد)  در حال حاضر مشكلات بسيار جدي را از لحاظ كمي و كيفي در فرايند توليد محصولات كشاورزي باعث شده است.  درچنين شرايطي مقوله امنيت و سلامت غذا  به عنوان راهبرد مبنايي درسطح بین المللی برای دستيابي به توسعه پايداردر هزاره جديد مورد توجه جدي قرار دارد . زيرادر صورت استمرار نظام کشاورزی فعلي ،با توجه به افزايش جمعیت کره زمین که در آینده نزدیک به مرز 11 میلیارد نفر می رسد به شمار میرود ، مطمینا دنيابا بحران غذا و محيط زيست مواجه خواهد شد . در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به امنيت و سلامت غذا را ، دست كاري هاي ژنتيكي و توليد محصولات تراريخته می دانند. اين در حالي است كه بر خلاف تبليغات و ادعاي آنان ، يكي از چالش‎هاي مهم كشاورزي در حال حاضر و آينده، گسترش كاربرد محصولات دست‎ورزی‎شده ژنتيكي است .محصولات دست‎ورزی‎شده ژنتیکی نه تنها يك چالش و تهديد براي کشاورزي محسوب مي‎شوند، بلكه يكي از مهم‎ترين منابع تهديد کننده كيفيت مواد غذايي براي مصرف‎كنندگان در سرتاسر جهان به شمار مي‎روند.از اين رو با توجه به اين مسايل ،‌تمامي تلاش ها و برنامه ها براي تحقق پايدار امنيت و سلامت غذا ،توسعه كشاورزي ارگانيك است  كه در اين مقاله به مباني و الزامات علمي و حقوقي مربوط به توليد و عرضه محصولات ارگانيك با بررسی فرايند و نتايج اجراي برنامه ملي توسعه  کشاورزی  پایدار مبتنی بر نظام ارگانیک در معاونت ترويج و اموزش است كه در چارچوب  برنامه جهانی امنیت و سلامت غذای سازمان ملل متحد  با پشتيبانيFAO در قالب  پروژه منطقه ای خاور نزدیک و پروژه های  الگویی  برنامه عمران سازمان ملل متحد(UNDP/GEF/SGP) در دامنه زمانی 2002 تا 2009   در سطح بیش از 280 منطقه  عملیاتی و بر روی 30  موضوع  و محصول در 30 استان کشور در ایران اجرا شده است  .

 

  تعريف  مفاهیم  و واژگان كليدي

 *‌ نظام گواهی کیفیت :     نظام گواهی محصولات کشاورزی عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری ، شبکه توزیع و.... محصولات غذایی را با استانداردها و مقررات خاصی  تضمین می کند .این گواهی نشان می دهد که در محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک استاندارد است که ایمنی  محصولات ، ایمنی زیستی  فرایند تولید را تضمین می کند .

 

* استاندارد :   مقررات و استاندارد های تایید شده توسط مرجع ذی صلاح  شامل استاندارد کیفیت محصول ، حفظ محیط زیست ،ایمنی مصرف کنندگان و در بعضی موارد استاندارد های اجتماعی  است . برای صدور گواهی محصول فرایند تولید محصول با این استاندارد ها  توسط موسسات بازرسی تطبیق داده  می شوند.این استاندارد ها اجباری و داوطلبانه هستند . استاندارد های اجباری شامل مقررات مربوط تجارت و بازار بین المللی محصولات هستند . استانداردها به قوانين توليد محصولات ارگانیک گفته مي‎شود. اين استانداردها، فرايندهاي توليد محصولات ارگانیک را با توجه به شرايط بوم‎شناختي و اجتماعي محل توليد، تعيين مي‎کنند.

 

 

 *‌ كشاورزي  ارگانیک  :   کارگروه کدکس غذائی کشاورزی ارگانیک را به شرح زیر تعريف کرده است: «كشاورزي ارگانیک يك سامانه مديريت توليدي جامع‏نگر است كه موجب بهبود سلامت کشت‏بوم از طريق حفظ و تقويت تنوع زيستي، چرخههاي زيستي و فعاليت زیستی خاك مي‏شود. در اين سامانه بر استفاده از عمليات مديريتي به جاي نهاده‏هاي خارجي و در نظر گرفتن شرائط اقليمي منطقهاي و کاربرد روش‏هاي سازگار با محيط تاكيد مي‏شود که در آن براي بروز کارکردهاي سامانه از روش‏هاي مكانيكي، زيستي و زراعي استفاده مي‏شود و کاربرد مواد شیمیایی در آن جايي ندارد». كشاورزي ارگانیک به طور مختصر به عنوان توليد غذا و ساير محصولات بدون کاربرد كودها و آفت‏كش‏هاي شيميايي مصنوعي توصيف مي‏شود. بر اساس تعريف فدراسيون بين‏المللي جنبش ارگانیک ،كشاورزي ارگانیک يك سامانه كشاورزي است كه در آن جنبه‏هاي زيستي، اجتماعي و اقتصادي توليد پايدار غذا، پوشاك، فراورده‏های چوبي و غيره بهبود مي‏يابد. در اين سامانه حاصلخيزي خاك به‏عنوان كليد  توليد موفق در نظر گرفته مي‏شود. در كشاورزي ارگانیک با بهره‏گيري از ويژگي‏هاي طبيعي گياهان، دام‏ها و محيط، کيفيت نظام كشاورزي و محيط زيست حفظ شده و بهبود مي‏يابد.  كشاورزي ارگانیک در كشورهاي گوناگون با نام‏هاي مختلف شناخته مي‏‏شود که 16 نام براي آن از جمله كشاورزي بيولوژيك، كشاورزي پايدار و كشاورزي زاينده ذکر شده است. كشاورزي بيولوژيك نامي است كه در اروپا بسيار رايج است، در حالي‏كه در آمريكا و بريتانيا عبارت كشاورزي ارگانیک را ترجيح مي‏دهند، هر چند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقيقتر، فلسفه‏اي است كه شامل آموزش، هنر، تغذيه، مذهب و همچنين كشاورزي است.

 

*‌ محصول ارگانیک : محصولات ارگانیک  ماحصل به کارگیری استاندارد های داوطلبانه زیست محیطی  هستند . دقت داشته باشیم که ارگانیک در چارچوب استاتدارد های زیست محیطی قرار دارد که مهمترین هدف آن حفظ  و پایداری خاک  و ارزش های اکوسیستمی است  . تمام فرایند  تولید ، فرآوری  ، بسته بندی ، نگهداری  ، حمل و نقل ، شرایط کاری ، شرایط اجتماعی و عرضه  و برچسب گزاری   اين محصولات ، تحت كنترل و پايش یک نظام گواهی  واستاندارد معتبر ارگانيك است . این محصولات دارای  کیفیت ، طعم طبیعی و خوب  و فاقد هیچ گونه مواد شیمیایی  مصنوعی و باقیمانده عناصر و فلزات  و مواد مضر هستند. 

*‌ محصول  سالم : محصول سالم ، محصولی است که  ضوابط سه گانه الزامی (استاندارد سه گانه ) در تولید محصولات غذایی  را رعایت کرده است. محصول سالم ، تحت کنترل استاندارد های الزامی و اجباری کیفیت غذایی در کشاوری قرار دارند . اين محصولات دارای حدمجاز باقیمانده آفت کش، عناصر، فلزات وسموم ماحصل اعمال استاندارد ها و برنامه های مديريتي  بر اساس معیار های  مشخصی مانند کدکس ، MRL  ، ADI  و .... هستند  .

 

*‌ محصول طبیعی :محصول طبیعی ،محصولات تحت پوشش نظام پایش  و گواهی با عنوان "  موقعیت جغرافیایی " هست .  این محصولات عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق وحشی ،  طبیعی و دست نخورده (از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال ها ی مدید و به صورت  سنتی ، در تولید آنها  از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است .

 

ضرورت و اهميت

        مصرف هزاران تن انواع مواد شیمیایی صنعتی  در حوزه کشاورزی تحت عناوین کودهای شیمیایی و آفت کش ها شرایط مخاطره آمیزی را برای جامعه فراهم می آورد که آثار باقیمانده سموم و مواد شیمیایی و تهدید سلامت جامعه مصرف کننده، تهدید سلامت کشاورز در اثر تماس با انواع سموم شیمیایی، بروز مسمومیت های تصادفی در اثر مصرف ظروف سموم به عنوان مواد غذایی و آشامیدنی ار آن جمله اند.  بحران های ناشی از مصرف بی رویه نهاده‌های شیمیایی، در دهه‌های اخیر، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته‌است. در دنیا هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت‌ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرآيند تولید با مشكل روبرو شده‌است. در یک دوره چهل ساله میزان مصرف مواد شیمیایی در دنیا به ده برابر و میزان کاهش محصول ناشی از خسارت آفات به دو برابر افزایش یافته‌است. علاوه بر مسائل و بحران‌هائي نظير ظهور آفات و امراض جديد، مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات، بیماری و علف هرز، مسموميت‌ها، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری‌های پوستی، سرطان‌ها، مسموميت‌های منجر به مرگ، بیماری‌های مزمن، تخریب محیط زیست و کشت بوم‌های طبیعی، بر هم خوردن تعادل‌های طبیعی، كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده‌است این شرایط نشان مي‌دهد که بر خلاف برنامه‌های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود مواد و تكنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی ترین هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به علت مخاطرا ت ناشی از مصرف بی رویه مواد شیمیایی به خطر افتاده و این در کنار اهمیت سلامت غذا و محیط زیست که همواره با تهدیدهای جدی روبرو بوده باعث شده که در دهه‌های اخیر سلامت محصولات کشاورزی و فرآيند کشاورزی ارگانیک به صورت پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته است. دربرابر توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های فراوانی وجود دارد . مهمترین مانع  در  این میان ،   جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراريخته (GMO) ، هورمون های رشد،  آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده و... می دانند که البته اکثر حامیان این تفکر را همان شرکت‌های بزرگ تجاری فعال در سموم شیمیایی تشكيل مي‌دهند. بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن اظهار نموده‌اند که اگر کشور‌ها روش تولید ارگانیک را در تولید محصولات کشاورزی انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه‌های مختلف عنوان مي‌كنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین‌تر است. آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات تراريخته، هورمون های رشد، آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته‌اند، توجیه می نمايند. این اظهار نظر‌ها و تبلیغات در کنار اظهار نظرهای برخی از کار شناسان و سیاستگزاران در خصوص چالش‌ها و مشكلات مربوط به کشاورزی ارگانیک باعث شده که دستیابی به آن سخت و یا غیر ممکن تصور شود. به هر حال ، برای ورود به سیستم کشاورزی ارگانیک مجموعه‌ای از چالش‌ها به عنوان موانع توسعه کشاورزی ارگانیک مطرح مي‌شود که شناخت و تحلیل این چالش‌ها در تدوین برنامه‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک در کشور ضروری مي‌باشد.

 

اهداف كشاورزي ارگانيك

اهداف کشاورزی ارگانيك  عبارتند از :

§   اهداف زیست محیطی: توازن زیست بوم ، عدم آلودگی شیمیایی ، آب و خاک تمیز ،مدیریت تولید بر مبنای اگرو اکوسیستم ،حفظ منابع طبیعی ،حاصلخیزی بالای خاک و مدیریت  مخاطرات زیستی در فعالیت های کشاورزی

§   اهداف اجتماعی: احترام به فرهنگ محلی  ، تامین نیازهای محلی، توانمند سازی زنان و خانوارکشاورز ،پایداری  در مشارکت  محلی ،انطباق دانش بومی  و تجربیات ،امنیت و سلامت  غذای جامعه  ،  شرایط کاری  حرفه ای خوب   برای کشاورز           

§   اهداف اقتصادی: دسترسی  و ورود  بازارمناسب وتجارت  منصفانه ،افزایش بهروه وری  اقتصادی تولید،پایدار اقتصاد خانوار تولید کننده ،فزایش  تولید و ارزش افزوده تولیدات ،کاهش  هزینه های تولید،بازده خوب و مداوم ،کاهش نهاده های بیرونی،بهترین استفاده از منابع محلی كه این اهداف را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد:

الف- تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ) با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی.

ب- حمایت از اکولوژی  گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماریها و علف های هرز.

 

  الزامات و اصول پايه  توليد محصولات ارگانيك  

     كشاورزي ارگانیک يك نظام مديريت توليد جامع‏نگر است كه موجب افزايش سلامت کشت‏بوم از نظر تنوع زيستي، چرخه طبيعي عناصر غذايي و فعاليت‏هاي ميكروبي و زيستي خاك مي‏شود.جهت تغذيه گياهي و حفظ حاصلخيزي خاك تا حد امکان متکي به تناوب زراعي، استفاده از بقاياي گياهي، كود حيواني، بقولات، كود سبز، پسماندهاي آلي برون مزرعه‏اي، کنترل مكانيكي علف‌هاي هرز، سنگ‏هاي معدني و براي کنترل آفات و بيماري‏ها، متکي بر ارگانیک است. کشاورزی ارگانیک را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کنند:

الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول

ب- بذر و نهال

ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه

د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری و بر این اساس کشت ارگانیک را دارای مزایای ذیل می داند :

-          رعایت ملاحظات زیست محیطی

-          هزینه پایین تر تولید نسبت به کشت معمولی فقیمت بالاتر محصولات ارگانیک

-          سلامت وامنیت غذایی مصرف کنندگان ، حفاظت مناسب از منابع آب و خاک

-          امکان بکارگیری روش های کشت مخلوط که منجر به افزایش بهره وری می شوند

-          کاهش ضایعات کشاورزی به دلیل استفاده آنها به صورت کمپوست در تولید

   معنايي كه در کشاورزی ارگانیک مد نظر است، براي مديريت تمام مزرعه به‏كار مي‏رود و بر اساس آن، مزرعه به‏عنوان موجود زنده در نظر گرفته مي‏شود. مواد شيميايي صنعتی (مصنوعي) چون علف‏كش‏ها، حشره‏كش‏ها، قارچ‏كش‏ها، داروهاي دامي، سوپر فسفات و اوره در كشاورزي ارگانیک به‏كار نمي‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هيچ‏گونه ماده شيميايي مصنوعي به کار برده نمي‏شود. اين مواد در آماده‏سازي خاك، رویش گیاه يا توليد نهاده‏هايي كه در تغذيه گیاه، ذخيره‏سازي، فراوري و يا فروش آن دخالت دارند، به کار نمي‏روند. به‏علاوه، دام‏ها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزي ارگانیک، حرکت رو به عقب نيست. در اين سامانه، بهترين دانش سنتي با علم جديد تركيب مي‏شود و در عين حال با ساير روش‌هاي نوين مديريت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون ديگر زمين‏هاي زراعي به خوبي آماده شده و نيازمند مديريت قوي، به ویژه در مورد خاك و آفات است.با توجه به افزايش مصرف كود و آفت‏‏كش‏هايي که پيامد آنها زوال باروري خاك، سلامتي و آلودگي هوا، آب و غذا است، نگراني‏هاي روزافزوني دربارة محيط زيست جهاني ايجاد شده و مفهوم كشاورزي ارگانیک اهميت فزاينده‏اي در راستاي توسعۀ كشاورزي پايدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پيدا كرده است. كشاورزي ارگانیک بر پايه استفاده از نهاده‏هاي ارگانیک طبيعي و درون مزرعه‏اي چون كود دامي تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضايعات فرآوري موادغذايي و همچنين كنترل زيستي آفات همراه با کمترين استفاده از مواد معدني طبيعي براي تقويت نظام زراعي- اقتصادي مزرعه و بهبود فعاليت‏هاي زيستي خاک استوار است.   در كشاورزي ارگانيك، كاربرد عمليات مديريتي منابع داخل بوم نظام زراعي، براستفاده از نهاده‌هاي توليد شده در خارج از مزرعه ارجحيت دارد. در اين راستا توجه به اين اصل كه در هر منطقه، نظام متناسب با شرايط محلي آن منطقه بايد توسعه يابد، داراي اهميت است. اين امر براي تكميل عملكردهاي خاص در سيستم با استفاده از روش‌هاي مكانيكي، بيولوژيكي و زراعي كه با كاربرد مواد مصنوعي در تضاد است، انجام مي شود. در عين حال بايد توجه داشت كه به دليل آلودگي هاي وسيعي كه در برخي مناطق وجود دارد، با عمليات كشاورزي ارگانيك نمي توان تضمين كرد كه محصول توليد شده كلاً عاري از بقاياي مضر است.

 

الزامات  و مقررات  پايه  عرضه محصولات سالم و  ارگانیک

      محصولات کشاورزی ارگانیک و سالم  برای عرضه در بازار های داخلی و بین المللی بایستی  گواهی شده باشند. به عبارت دیگر بدون استقرار نظام گواهی محصولات و فرآورد ه های کشاورزی امکان عرضه محصولات تحت عناوین ارگانیک و سالم وجود ندارد  .گواهی محصولات شرط لازم برای عرضه محصولات کشاورزی در بازار های بین المللی و وظیفه و مسئولیت  اخلاقی برای عرضه در بازار های داخلی است . گواهی محصول یعنی تضمین  کیفیت فرایند تولید و محصول با استاندارد های مشخص که این استانداردها اجباری  یا اختياري هستند .

     نظام گواهی محصولات کشاورزی عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری ، شبکه توزیع و.... محصولات غذایی را با استانداردها و مقررات خاصی  تضمین می کند .این گواهی نشان می دهد که در محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک استاندارد است که ایمنی  محصولات ، ایمنی زیستی  فرایند تولید را تضمین می کند .برای پیاده سازی نظام گواهی محصولات کشاورزی ارکان ذیل مورد نیاز است :

1- مرجع ذی صلاح : به سازمان دولتي یا حقوقی گفته مي شود كه به موجب قوانين و مقررات داراي صلاحيت علمي و قانوني در زمينه نظارت بر نظام توليد ارگانيك مي باشد.

2-استاندارد ها و مقررات  :   یک سری  مقررات و استاندارد های تایید شده توسط مرجع ذی صلاح  شامل استاندارد کیفیت محصول ، حفظ محیط زیست ،ایمنی مصرف کنندگان و در بعضی موارد استاندارد های اجتماعی  است . برای صدور گواهی محصول فرایند تولید محصول با این استاندارد ها  توسط موسسات بازرسی تطبیق داده  می شوند.این استاندارد ها اجباری و داوطلبانه هستند . استاندارد های اجباری شامل مقررات مربوط تجارت و بازار بین المللی محصولات هستند . استانداردها به قوانين توليد محصولات ارگانیک گفته مي‎شود. اين استانداردها، فرايندهاي توليد محصولات ارگانیک را با توجه به شرايط بوم‎شناختي و اجتماعي محل توليد، تعيين مي‎کنند.مقررات اصلی برای گواهی  محصولات کشاورزی عبارتند از :

1-2-استاندارد محصول  : معيارهايي که کیفیت محصولات  از خطر های احتمالی ناشی از آلود گی های محیطی (آب و..) ،آلودگیهای شیمیایی و آلودگیهای میکروبی تضمین می کند .

2-2-استاندارد فرايند:  مقررات مدیریت تمام مراحل تولید ، فرآوری و توزیع مواد غذایی   جهت حفاظت و تضمین حفاظت از آلاینده های زیست محیطی ، شیمیایی و بیولوژیکی .

3-2- سیستم  و نظام ثبت اطلاعات   تولید کنندگان  :  چرخه اطلاعات  معتبر تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان مکانیسم پایه برای ردیابی ، اعتماد سازی ، کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

4-2-مقررات و سیستم  و نظام بازرسی  و تایید صلاحیت  موسسات بازرسی  : فرايند  بررسی چگونگی توليد و فرآوري محصولات به منظور تایيد رعايت شرايط انها با استاندارد ها و شرایط و مشخصات موسسات بازرسی دولیتی یا غیر ولتی داوطلب برای انجام بازرسی

5-2- سیستم و مقررات برچسب گذاری   : استقرار  سیستم برچسب گذاری به منظور تعیین کیفیت ،ابعاد ،وزن و اطلاعات کامل شامل نام کشور مبدا ،محصول ،رنگ ،خسارات ظاهری ،تاریخ تولید و انقضا

6-2برقراری قوانین بهداشت گیاهی و دامی   :  نظام مقررات بهداشت گیاهی به منظور جلوگیری  از ورود و شیوع آفات و بیماری های گیاهی و دامی   به مکان های جدید صورت می گیرد .

3-سیستم رسمي صدور گواهي: نظامي است كه توسط سازمان دولنی مرجع به طور رسمي برای چگونگی گواهی محصولات کشاورزی  به تصويب رسيده و يا مورد پذيرش مي باشد.

4- سیستم شناسه اطلاعات (ردیابی) : سیستم  معتبر و سیال  حاوی  چرخه اطلاعات کامل تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان بستر اصلی  ایجاد نظام کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

5-سیستم بازرسي:  فرايند بررسی چگونگی توليد و فرآوري محصولات شامل فرایند و مقررات بازرسی و کنترل   به منظور تایيد رعايت شرايط توليد ارگانيك است .

6-آكرديته رسمي: به مراحلي گفته مي شود كه به موجب آن دستگاه دولتي ذي صلاح به طور رسمي صلاحيت مؤسسه بازرسي كننده يا گواهي كننده را براي ارائه خدمات بازرسي و گواهي به تائيد مي رساند.

7-مؤسسات  مجری  بازرسی: مؤسسه اي تایید صلاحیت شده توسط مرجع ذی صلاح است كه مسؤليت  كنترل  و تطبیق صحت توليد، فرآوري، حمل و نقل و واردات محصول را بر اساس مقررات و استاندارد   بر عهده دارند

8-برچسب ارگاني

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۳۰/۳/۱۳۹۲ و ساعت ۱۳:۴۹ | نظر(1)
١- بررسی اثربخشی  اقتصادی نظام کشاورزی ارگانیک در ایران

2- بررسی اثر بخشی اجتماعی نظام کشاورزی ارگانیک در ایران

3- بررسی اثر بخشی زیست محیطی نظام کشاورزی ارگانیک درایران

4-  ارزیابی  امکان توسعه کشاورزی ارگانیک در شرایط  پایه اقتصادی کشاورزی ایران 
 
5- بررسی  جایگاه محصولات ارگانیک در سفره غذایی  خانوار ایرانی
.........


+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲۴/۹/۱۳۹۱ و ساعت ۱۷:۴۵ | نظر(1)

 

 استانداردها ، مقررات و فرایند گواهی محصولات کشاورزی

   تالیف : مهندس محمد شریفی مقدم  

1390

 


فهرست مطالب

عنوان                                                                                                          صفحه

  • مقدمه .......................................................................................................................

 

فصل اول - مفاهیم و واژگان اصلی

 استاندارد‌..........................................................................................................................................

  • استانداردهاي محصولي................................................................................................................
  • استانداردهاي فرآيندي................................................................................................................
  • استاندارد اجباری .........................................................................................................................
  • استاندارد های داوطلبانه .............................................................................................................
  • گپ .................................................................................................................................................
  • حداکثر مجاز باقیمانده آفت کشها...........................................................................................
  • مدیریت تلفیقی آفات (IPM) .................................................................................................
  • GHP ...........................................................................................................................................
  • الزامات عرضه محصولات ............................................................................................................
  • گواهی ............................................................................................................................................
  • حسب (HACCP) ....................................................................................................................
  • GMP ........................................................................................................................................
  • محصولات گواهی شده..................................................................................... ..........................
  • GSP..............................................................................................................................................
  • امنيت و سلامت غذا .................................................................................................................
  • نظام پايش كيفيت در كشاورزي...............................................................................................
  • نظام عرضه و بازار محصولات ارگانیک......................................................................................
  • کشاورزی پایدار ............................................................................................................................
  • كشاورزي ارگانيك .....................................................................................................................
  • محصولات ارگانیک .....................................................................................................................
  • محصولات سالم ............................................................................................................................
  • محصولات طبیعی.........................................................................................................................

فصل دوم  -الزامات و فرایند نظام گواهي محصولات کشاورزی 

  • استاندارد‌ها و مقررات ...............................................................................................................
  • گواهی های اجباری ...............................................................................................................
  • گواهی های داوطلبانه .......................................................................................................................
  • طبقه‎بندي استانداردهای کشاورزی ..................................................................................................
  • استانداردهاي بين‎المللي .....................................................................................................................
  • استانداردهاي منطقه‎اي/ فرا منطقه‎اي...............................................................................................
  • استانداردهاي ملي..................................................................................................................................
  • استانداردهاي گواهي/ استانداردهاي خصوصي.................................................................................
  • هماهنگ‎سازي استانداردهاي بين‎المللي............................................................................................
  • ساختار کلی پیاده سازی نظارت گواهی محصولات و فراورده هاي كشاورزي .........................
  • مکانیسم صدور گواهی .......................................................................................................................
  • مکانیسم صدور گواهي مستقيم ..........................................................................................................
  • مکانیسم صدور گواهی گواهي مشترك يا گواهي ثانويه................................................................
  • مکانیسم صدور گواهي محلی ...........................................................................................................
  • مکانیسم صدور گواهی مشترک در خصوص تولید کنندگان خرد...............................................

 

فصل سوم-استاندارد ها و مقررات اجباری

 

  • مقررات کیفیت تجاری و برچسب گذاری..........................................................................................
  • مقررات ایمنی غذا .............................................................................................................................
  • کدکس آلیمانتاریوس ..........................................................................................................................
  • اهداف کمیسیون کدکس غذایی.........................................................................................................
  • قوانین و مقررات کدکس.......................................................................................................................
  • دامنه كاربرد...........................................................................................................................................
  • ساختار كدكس........................................................................................................................................
  • روند تهيه و تكميل استانداردهاي كدكس........................................................................................
  • استانداردهاي تدوين شده.....................................................................................................................
  • وظايف كشورهادر قبال استانداردهاي كدكس..................................................................................
  • حداکثر باقیمانده مجاز آفت کش ها .................................................................................................
  • قوانین بهداشت گیاهی ........................................................................................................................

 

 

 

فصل چهارم -استانداردها  و  گواهی  های داوطلبانه

 

  • گواهی های زیست محیطی .............................................................................................................
  • استانداردهای ارگانیک ..........................................................................................................................
  • اصول کلی در کشاورزی ارکانیک..........................................................................................................
  • روش های بر چسب گذاری ...................................................................................................................
  • چگونگي تبدیل كشاورزي رایج به ارگانیک........................................................... ............................
  • محصولات تراریخته و ارگانیک ..........................................................................................................
  • استانداردهای پایۀ کشاورزی ارگانیک...................................................................................................
  • گواهینامه ایزو14001.................................................................................................................................
  • گواهی های اجتماعی ................................................................................................................................
  • تجارت عادلانه ..............................................................................................................................................
  • گواهی SA8000 .......................................................................................................................................
  • گواهینامه های ایمنی غذا.........................................................................................................................
  • عملیات خوب کشاورزی .............................................................................................................................
  • الزامات اصلی در گواهی گپ .................................................................................................................
  • جایگاه برنامه مدیریت تلفیقی آفات در قواعد گپ ..............................................................................
  • مقررات پایه گپ ........................................................................................................................................
  • مبانی اقدام در اصل 10 و 11 عملیات خوب کشاورزی.......................................................................
  • معیارهای مدیریت محيط زيست در عملیات خوب کشاورزی..........................................................
  • سلامت شغلی کشاورزی...............................................................................................................................
  • نمونه آیین نامه گپ در محصول باغی (پسته) ......................................................................................
  • حسب (HACCP) ....................................................................................................................................
  • واژه نامه حسب...............................................................................................................................................
  • اصول کلی حسب ........................................................................................................................................
  • مزایای بکارگیری استاندارد حسب ..........................................................................................................
  • نمونه آیین نامه حسب در یک محصول زراعی (زعفران ) ................................................................
  • استاندارد جهانی غذا.....................................................................................................................................
  • استاندارد ایزو22000...................................................................................................................................
  • گواهینامه کیفیت واقعی غذا.......................................................................................................................
  • استاندارد مشخصه های جغرافیایی...........................................................................................................
  • گواهی حلال...................................................................................................................................................

فصل پنجم  - منابع  و ضمایم

مقدمه

      اعتماد بخشی و تضمین سلامت محصولات و فرآورده‌هاي غذايي مورد مصرف جامعه در هر کشور مهمترین شاخص ارتقای بهداشت اجتماعی است . با توجه به جمعیت رو به افزون دنیا در هزاره سوم، پایداری در شاخص های امنیت و سلامت غذا و تعیین استراتژی برای دستیابی به این هدف، مهمترین چالش دولت هابه شمار      می رود. دراکثر کشورها تولید ، عرضه و واردات مواد غذایی تحت کنترل نظام گواهي که مجموعه ای از دستور العمل ها ، استانداردها ، مقررات ، سازمان  و فرایند حقوقی، اجرایی و کنترلی است صورت مي گيرد. براي ايجاد اعتماد در مصرف كنندگان درخصوص كيفيت و سلامت محصولات و فراورده هاي كشاورزي ، سيستم و مقررات متنوعي با عنوان كلي نظام گواهي محصولات  كشاورزي حاكم است. استقرار نظام گواهی  معمولا در قالب استانداردهاي بین المللی ، منطقه ای یا قوانین ملی جهت کنترل کیفیت  با هدف تضمین سلامت محصولات برای مصرف کنندگان اعمال       می شود. اين گواهي نشان مي دهد كه در فرايند توليد محصول ، شاخص هاي زيست محيطي،کیفیت،‌  فرایند صحیح تولید ، ساختار و  شرایط خوب کاری برای تولید کنندگان در مراحل تولید تا مصرف رعايت شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

مفاهیم و واژگان اصلی

   مفاهیم و واژگان اصلی  

استاندارد‌:

 استانداردها به قوانين توليد و عرضه محصول گفته مي‎شود و شامل مجموعه ای از موافقتنامه هاي مستند درباره  مشخصات فني يا ضوابط دقيق است که با عنوان مقررات، راهنما يا تعاريف به كار گرفته می شود تا اطمينان حاصل شود مواد، محصولات، فرايندها و خدمات با مقاصد مورد نظر تناسب دارند. هدف از تدوين استانداردها ، فقط استاندارد سازي نيست بلکه ارايه راهنما و دستورالعمل يا به عبارت ديگر ظرفيت سازي نيز مدنظر مي باشد.

 استاندارد هاي محصولي : 

  استانداردهای محصولی ، فهرستی از مشخصات فني و ضوابط دقيق در مورد خصوصيات محصول یا فرآورده مي باشند.

استانداردهاي فرآيندي : 

استاندارد فرایندی ، مجموعه ضوابط و مقررات مشخص برای کنترل فرایند کامل توليد تا عرضه محصول با درنظر گرفتن مولفه های زیست محیطی و اجتماعی است . استاندارد هاي اجتماعي و زيست محيطي در كشاورزي به دسته استانداردهاي فرآيندي تعلق دارند.

استاندارد اجباری  :

 استانداردهای اجباری شامل مجموعه مقررات و ضوابطی هستند که توسط مراجع حاکمیتی و سازمان های دولتی با هدف تضمین کیفیت محصول و ایمنی مصرف   کنندگان به ویژه درمحصولات وارداتی وضع و اعمال می شوند . تولید کنندگان و عرضه کنندگان برای صدور محصولات خود در سطوح مختلف داخلی و بین المللی ملزمند که این مقررات را رعایت کنند. عدم رعایت این مقررات در بیشتر موارد به ویژه در صادرات ، منجر به قرنطینه و یا مرجوع شدن محصول  می شود . این مقررات برای تولید کنندگان و صادرکنندگان اجباری است وتوسط سازمان های حاکمیتی یا دولتی پیگیری و ردیابی شود. از جمله این مقررات می توان به مقررات ایمنی غذا ، مقررات کیفیت تجاری و مقررات بهداشت گیاهی اشاره کرد .

استاندارد های داوطلبانه  :

  استانداردهای داوطلبانه  بر روی مسایل زیست محیطی  مانند حفاظت خاک، حفاظت آب و یا بر روی مسایل اجتماعی مانند درآمد تولید ، حقوق کارگری ، بهداشت و امنیت اشتغال یا جوانب دیگر تولید مانند ایمنی غذا و مدیریت مواد زاید پیاده می شوند. ماهیت بیشتر این گواهی ها دسترسی بهتر به بازارها و در برخی موارد افزایش قیمت فروش است . از جمله استاندارد های داوطلبانه می توان به موارد ذیل اشاره کرد  :

  • استاندارد های زیست محیطی شامل کشاورزی ارگانیک و ایزو 14001 ،
  • استاندارد های اجتماعی مانند استاندارد SA8000 ،
  • استاندارد های گواهی ایمنی غذا مانند GAPاشاره کرد .

 

گپ  (GAP)[1] :

    گپ به كليه فعاليت هاي مرتبط با مديريت توليد محصولات كشاورزي در مراحل كاشت، داشت ، برداشت ، جدا سازی ، بسته بندي ، نگهداري و حمل و نقل گفته    مي شود كه با در نظر گرفتن همه جوانب اقتصادي ، اجتماعي و زيست محيطي و به منظور كاهش آلاينده هاي فيزيكي ، شيميايي و بیولوژیکی اقدامات مناسبی صورت   می گیرد . گواهی گپ  نیز ، مجموعه ضوابط و مقررات تضمین کننده عملیات  مناسب كشاورزی است. 

 مدیریت تلفیقی افات  (IPM[2]):

 مديريت تلفيقي آفات  شيوه‌اي در مديريت آفات است كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مدنظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده نموده و جمعيت آفات را كنترل و در زير سطح آستان زيان اقتصادي نگه مي‌دارد.

حداكثر باقيمانده مجاز آفت کش(MRL)

  ضوابط و استاندارد خاص نشان دهنده حداكثر باقيمانده سم است كه وجودش روي محصول مجاز مي‌باشد. ميزان حداكثر باقيمانده مجاز به عواملی ازجمله تنوع مصرف آفتكش، سبدغذائي  و حد مجاز روزانه سم كه مي‌تواند وارد بدن انسان شود،تعریف می شود.

 

الزامات اصلی  عرضه محصولات :

  گواهی محصول و رعایت استانداردهای حداقلی  (مقررات سه گانه )  ، شرط اصلی برای عرضه غذا در بازارهای ملی و بین المللی است که  با هدف  اعتماد سازی  برای  مصرف کننده در خصوص ایمنی غذا  پیگیری می شود .

گواهی :

گواهي را مي توان به صورت مكاتباتي در طول زنجيره عرضه در نظر گرفت كه به موجب آن، گواهي كننده به خريدار نشان مي دهد كه عرضه كننده، استانداردهاي معيني را رعايت مي كند.   

حسب (HACCP) [3]:

      حسب مخفف "عبارت تجزیه و تحلیل خطر و نقاط كنترل بحرانی" بوده و  سیستمی است برای شناسائی ، ارزشیابی و كنترل خطراتی كه از نظر ایمنی مواد غذایی اهمیت دارند.

[4]GMP :  مجموعه ضوابط و مقررات عملیات و شرایط خوب ساخت است.

 

محصولات گواهی شده :

      تولیدات و فرآورده هاي كشاورزي و دامي هستند که سلامت آنها  به صورت کتبی تحت راهنمایی  و کنترل مقررات معتبری تضمین شده است . این محصولات  ماحاصل  اعمال  مقررات اجباری  ایمنی  غذا  و یا گواهی ها و برنامه های  مديريتي  داوطلبانه  مانند ارگانیک ، عمليات  خوب کشاورزی و غیره می باشند . در تولید اين محصولات با تاكيد بر تولید مبتني بر كشت بوم ، تغديه و حاصلخيزي مناسب ، روش هاي پيشگيري ، فنون مدیریت تلفيقي  و رعایت ضوابط بهداشتی ، عوامل زيان آور شیمیایی محيطي و بهداشتي  مانند سموم صنعتی ،عناصر سنگين، فلزات ، مايكوتوكسين ها حذف و يا در آستانه حد مجاز شده است . در اين برنامه ها توليد محصول با حفظ شاخص های  محيط زيست و در برخی  موارد با رعایت اصول اجتماعی صورت می گیرد .

   [5]GSP : مجموعه ضوابط و مقررات تضمین کننده شرایط خوب انبارداری است.

[6]GHP :   مجموعه ضوابط و مقررات تضمین کننده شرایط خوب بهداشتی است

  امنيت و سلامت  غذا:  

امنيت و سلامت غذا عبارت است از تضمين كميت  و كيفيت  توليد محصولات كشاورزي ‌از طریق به کارگیری کشاورزی اکولوژیک ، تجربیات بهره بردارن  ، یافته های تحقیقاتی جدید و رعايت قوانين  و مقررات  معتبر ، با هدف سودمندي اقتصادي ، تضمين کیفیت محصول ، سازگاري فرايند توليدبا محيط زيست  و انطباق با ساختار هاي اجتماعي . بهره وری اقتصادی با شاخص میانگین عملکردتولید در مقیاس واحد سطح ، هزینه های تمام شده در واحد تولید (هزینه تولید، مصرف منابع ، انرژی و  اکوسیستم )، میزان  بهره وری در مدیریت منابع شامل  آب ، خاک ومیزان تصدیق وقدرت رقابت  در بازار سنجیده می شود .

نظام پايش كيفيت در كشاورزي   :

     نظام پايش كيفيت ، ‌شامل مجموعه الزامات و مقررات براي انالیز فرایند و ضوابط محصولی است. ارکان این نظام عبارتند ازاستاندارد ، دستور العمل ها ، شناسه،  کنترل، ثبت ، اصلاح  ، گواهی و تایید.

  نظام عرضه و بازار محصولات ارگانیک :

   اعتماد سازی رکن اصلی عرضه و بازار فروش در محصولات ارگانیک می باشد و این اعتماد بین مصرف کننده و تولید کننده به عنوان مصداق و شاخص اصلی تجارت و فروش محصولات اکشاورزی است . این اعتماد در صورت مختلف  اجرایی شود  اما در سطح کلان تجارت  این اعتماد از طریق نظام صدور گواهی و برچسب  معتبر ایجاد می گردد.

کشاورزی پایدار :

   کشاورزی پایدار عبارت است از نظام مديريت در كشاورزي كه از لحاظ  اقتصادي به صرفه ،از لحاظ زيست محيطي محافظ و از لحاظ اجتماعي مورد قبول باشد. اين نظام با كاربردروش هایي مانند جایگزین کردن مواد طبیعی ، حفظ تعادل های کشت بومی ، حاصلخیزی خاک  بسیار ساده و با هزینه های کمتر و تولید بالاتر  قادربه توسعه در مناطق و مزارع متنوع کشاورزی حتی در دور افتاده ترین  مکان ها می باشد

كشاورزي  ارگانيك  :

  كشاورزي ارگانیک يك سامانه مديريت توليدي جامع‏نگر است كه موجب بهبود سلامت کشت‏بوم از طريق حفظ و تقويت تنوع، چرخه‏ها و فعاليت زیستی خاك مي‏شود. اين  نظام  برمديريت مزرعه بر اساس اکوسیستم زراعی ، حاصلخیزی خاک ، سلامت گیاه ، عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی و انطباق با ساختارهای  اقتصادی ، زیست محیطی ،فنی ، بهداشتی و اجتماعی در هر منطقه  تاكيد دارد. كشاورزي ارگانیک با 16نام‏ در كشور هاي مختلف شناخته مي‏‏شود از جمله كشاورزي بيولوژيك، كشاورزي پايدار و كشاورزي زاينده.

محصولات  ارگانیک  : 

   اين محصولات ،‌ ماحصل  اعمال نظام  ارگانیک در واحد هاي توليدي هستند  كه كيفيت  آنها بر اساس يك  نظام بازرسي منطبق با یک استاندارد معتبر  بین المللی  ، منطقه ای  ، ملی تضمين شده است. در توليد محصولات كشاورزي  ارگانیک  ،  به جای  تاکید برکاربرد مواد و نهاده های  برون مزرعه ای ، بر استفاده از عملیات مدیریتی  بر اساس کشت بوم منطقه ای  استوار است .

محصولات سالم :

 محصولات  فاقد یا دارای حد مجاز باقیمانده  سموم ، آفت کش ها ، عناصر و  فلزات سنگين و مايكوتوكسين ها هستند که تحت کنترل واعمال استاندارد های اصلی سه گانه و و کاربرد  برنامه ها و  عمليات هاي مشخص مانند عمليات  خوب کشاورزی و فنون مديریت تلفيقي هستند . در این محصولات با استفاده از روش ها و تکنولوژی مناسب در تغذیه و حاصلخیزی و روش های تلفیقی در کنترل آفات ، مصرف مواد شیمیایی مصنوعی در آنها حذف و یا به حداقل ضرورت رسیده است .    حد اکثر مجاز  باقیمانده  آفت كش ها از جمله استاندارد های اصلی در این خصوص است  .

 محصولات طبیعی :

   محصولات طبیعی محصولات با طعم وکیفیت خوب  و عاری از بقایی مواد شیمیایی مصنوعی هستند که در مناطق  اقليمي دارای شرایط خاص  تولید می شوند . در تولید این محصولات به دلیل ويژگي هاي اقلیمی، شرایط خاص اکولوژی ، دیم ، مرتع  ، جنگل ، عدم دسترسی به  مواد شیمیایی به صورت معمول از هیچ گونه نهاده های شیمیایی در طول سال ها ی مدید استفاده نشده است .این محصولات معمولا در قالب استاندارد " موقعیت جغرافیایی "  و ارگانیک  گواهی می شوند

 

  

 

فصل دوم

فرایند و الزامات نظام گواهي محصولات کشاورزی

 

 

  نظام گواهي محصولات کشاورزی 

   در یک تعریف ، نظام گواهي محصولات کشاورزی عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری، شبکه توزیع محصولات غذایی را با استاندارد  (استاندارد های اجباری یا داوطلبانه )  تضمین می کند. این گواهی نشان می دهد که محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک استاندارد است که در آن ایمنی محصولات ، ایمنی محیط زیست و صحت  فرایند تولید وعرضه رعایت شده است .اين تضمين باعث  می شود محصولات  داراي ويژگي ها و فرصت های گوناکونی باشند نظیر:

- دسترسی و ورود آسان به  بازارهای متنوع  محلی ، ملی ، منطقه ای   وصادرات ،

- اعتماد سازی  و تضمین سلامت برای  مصرف کننده ،

 - حفاظت پایدار از منابع محلی ،

-  بهبود سلامت و بهداشت تولید کنندگان و شرایط زندگی خانوار آنها ،

-  توسعه پایدار محلی را برای تولید کنندگان ایجاد خواهد کرد.

استاندارد‌ها و مقررات

    استانداردها به قوانين توليد و عرضه محصولات گفته مي‎شود. طبق تعريف سازمان استاندارد بين المللي[7] ، استاندارد عبارت است از موافقتنامه هاي مستندي كه شامل مشخصات فني يا ساير ضوابط دقيق كه بايد به عنوان مقررات، راهنما يا تعاريف به كار گرفته شود تا اطمينان حاصل شود مواد، محصولات، فرآيندها و خدمات با مقاصد مورد نظر تناسب دارند. همان طوري كه از اين تعريف بر مي آيد، هدف از تدوين استانداردها، فقط استانداردسازي نيست و ارايه راهنما و دستورالعمل يا به عبارت ديگر، ظرفيت سازي نيز مدنظر مي باشد. استانداردها به دو نوع استانداردهاي محصولي که مشخصات ضوابطي در مورد خصوصيات  محصول نهایی است و  استانداردهاي فرآيندي که ضوابطی است كه بر نحوه توليد محصولات نظارت دارند. استاندارد ها  و  گواهی  های اجباری   :

   شامل مقررات و استاندارد هایی هستند که توسط مراجع حاکمیتی و سازمان های دولتی باهدف تضمین کیفیت محصول و ایمنی مصرف کنند گان به ویژه در محصولات وارداتی اعمال می شوند . تولید کنندگان و عرضه کنندگان برای صدور محصولات خود در سطوح مختلف بازار داخلی و بین المللی ملزمند که این مقررات و استانداردهای اجباری رارعایت کنند .برخی ازاین مقررات براساس استاندارد های بین المللی موادغذایی وضع شده وبرخی توسط کشور هابه صورت اختصاصی وضع می شوند.  عدم رعایت این مقررات و استاندارد ها در بیشتر موارد به ویژه درصادرات ، منجر به قرنطینه و یامرجوع شدن محصول می شود . این مقررات برای تولید کنندگان و صادرکنندگان اجباری است وتوسط سازمان های حاکمیتی یا دولتی پیگیری و ردیابی شود.

استاندارد ها  و  گواهی  های داوطلبانه   :

   استاندارد های داوطلبانه بیشتر بر روی  مسایل زیست محیطی  مانند حفاظت خاک ،حفاظت آب و یا بر روی  مسایل اجتماعی  مانند در آمد تولید ، حقوق کارگری، بهداشت و امنیت اشتغال یا جوانب دیگر تولید مانند ایمنی غذا و مدیریت  مواد زاید پیاده می شوند. این گواهی ها بیشتر با هدف  دسترسی به بازار، حفاظت از منابع محلی، بالا بردن سطح بهداشت و شرایط زندگی جوامع روستایی طراحی می شوند و          می توانند سلامت مصرف کننده را نیز تضمین کنند . ماهیت بیشتر این گواهی ها دسترسی بهتر به بازارها و در برخی موارد افزایش قیمت فروش است .این استاندارد ها اجباری نیستند و رعایت و یا عدم رعایت آنها بنابر تصمیم افراد در قالب تولید کننده ، صادر کننده و سایرشرکت هاست . تشخیص رعایت استاندارد در این گواهی ها در سه روش ذیل صورت می گیرد :

تایید توسط ذی صلاح اول :

  در این روش بعدار انتخاب  یک استاندارد خاص توسط مجموعه (شرکت )،  بازرسی و تایید رعایت استاندارد توسط  کارمندان خود شرکت  صورت می  گیرد.

تایید توسط ذی صلاح دوم  :

   در این روش مجموعه ، استاندارد خاصی را انتخاب و اعضای خود را ملزم به رعایت  آن می نماید . فرایندبازرسی  و تایید توسط خود مجموعه صورت می گیرد.

تایید توسط ذی صلاح سوم :

        در این روش  مجموعه،  استاندارد خاصی را انتخاب و اعضا را ملزم به رعایت  نموده و فرایندبازرسی و تایید توسط یک سازمان بی طرف خصوصی  که هیچ سهمی در داد و ستد ندارد صورت می گیرد که این روش ، شکل ایده ال گواهی های داوطلبانه و اختیاری است .

طبقه‎بندي استانداردهای کشاورزی             

استانداردهاي بين‎المللي :

    استانداردهاي بين‎المللي،استانداردهايی هستند که توسط سازمان هاي بين‎المللي وضع و توسط قانون‏گذاران داخلي پذيرفته مي‎شوند. از جمله استانداردهاي بين‎المللي مي‎توان به کدکس غذائی[8] ، استاندارد های سازمان جهانی بهداشت حیوانات [9] ، دستورالعمل توليد،برچسب‎زني و بازاريابي محصولات طبيعي،کمیسون اقدامات بهداشت گیاهی [10]، استاندارد گلوبال گپ[11] اشاره کرد. نياز به قوانين روشن و هماهنگ توليد محصولات گواهی شده باعث شد دو سازمان خواروبار و کشاورزي و سازمان بهداشت جهاني که زيرمجموعه سازمان ملل متحد هستند نسبت به قانونگذاري دراين زمينه اقدام کنند. اين دو سازمان، دستورالعمل‎هاي جهانی‎ را براي توليد مواد غذايي تدوين کرده‎اند که اهداف اصلي آن، امنيت و آگاهي مصرف‎کننده و سهولت تجارت جهاني اين محصولات است. به علاوه، اين دستورالعمل‎ها نقش مهمي در راهبري دولت‎ها ايفا مي‎کنند که خواستار گسترش کشاورزي استاندارد در مناطق خود هستند؛ اين نقش در کشورهاي توسعه ‎نيافته و درحال توسعه پررنگ‎تر است. کارگروه کدکس غذائی کميسيون مشترک سازمان خواروبار و کشاورزي و سازمان بهداشت جهاني براي برنامه استانداردهاي غذايي است.

 

استانداردهاي منطقه‎اي/ فرا منطقه‎اي :

   مناطق مختلف جهان، استانداردهاي منطقه‎اي و فرا منطقه‎اي مختلفي را براي کشاورزي تدوين کرده يا درحال تهيه آن هستند که مهم‌ترين آنها قوانين توليد محصولات در اتحاديه اروپا است . در اتحاديه اروپا، استفاده از برچسب محصول گياهي بر اساس قانون 91/2092 اتحاديه اروپا که از سال 1993 به اجرا در مي‎آيد و برچسب محصول دامي نيز بر اساس قانون 91/1804 که در اگوست 2000 به تصويب رسيد، صورت مي‎گيرد. اين قوانين از رقابت غير عادلانه توليدکنندگان و ورود محصولات تقلبي به بازار جلوگيري مي‎کنند. محصولات گياهي و دامي و توليدات فرآوری‎شده کشاورزي که وارد اتحاديه اروپا مي‎شوند، تنها پس از تاييد اين‎که از قانون 91/2092 پيروي کرده‎اند مجاز به استفاده از برچسب هستند. بر اساس قوانين اتحاديه اروپا، مقررات و شرايط کنترل مراحل مختلف توليد، فرآوری و واردات محصولات ، از جمله مراحل بازرسي، برچسب‎زني و بازاريابي براي کل اروپا وضع شده‌است. هر کشور اروپايي، خود مسوول اجرا و نظارت بر توليد محصولات در خاک خود است. بر اين اساس کاربرد، نظارت و جريمه هر گونه تخطي نيز بر عهده دولت ‎هاست. هر کشور مسوول تفسير قوانين مربوط به توليد محصولات و به‎کارگيري اين قوانين در داخل مرزهاي خود است. در فوريه 2000، کميسيون اروپا، نشانه محصولات ارگانیک را معرفي کرد که از اين نشانه در سراسر اتحاديه اروپا براي کليه محصولات ارگانیکي که بر اساس قوانين اين اتحاديه و در داخل آن توليد شده‎اند استفاده مي‎شود. از اين نشانه فقط براي محصولاتي استفاده مي‎شود  که از داخل اتحاديه اروپا منشا گرفته‎اندو يا مراحل فرآوری، بسته‎بندي و برچسب‎زني آنها در داخل اين اتحاديه و يا در کشورهاي صورت گرفته باشد که نظام بازرسي آنها کاملاً مشابه نظام بازرسي توليد محصولات ارگانیک اتحاديه اروپا هستند.

استانداردهاي ملي:

    استانداردهاي ملي، مجموعه استانداردهاي پايه کشاورزي هستند که توسط هر کشور و بر اساس قوانين و مقررات سازمان هاي گواهي‎کننده و مجاري قانوني مرتبط با کشاورزي تهيه مي‎شوند. استانداردهاي ملي بايد با مشارکت فعالانه کليه افراد ذينفع تهيه شوند. اين استانداردها مي‎تواند توسط بخش خصوصي يا دولتي تهيه گردد. در استاندارد هاي ملي به حداقل شرايط لازم براي نظارت بر توليد، فرآوری و ورود محصولات و ازجمله مراحل بازرسي، برچسب‎زني و بازاريابي اشاره شده‌است. از جمله استانداردهاي ملي که در کشورهاي مختلف تهيه شده‌است مي‎توان به استاندارد وزارت کشاورزي ايالات متحده، کانادا و استراليا اشاره کرد.

استانداردهاي گواهي/ استانداردهاي خصوصي :

    استاندارد گواهي در مقايسه با چارچوب کلي استانداردهاي ملي، مفصل‎تر بوده و جزئيات بيشتري دارند.اين استانداردهاي تفصيلي را مي‎توان از سازمانهاي گواهي‎کننده تهيه کرد. سازمان گواهي‎کننده پس از درخواست رسمي کشاورز (توليدکننده)، بازرسي و نظارت مستقيم خود را بر توليد محصولات آغاز مي‎کند. بنابراين استاندارد گواهي، مهم‌ترين استاندارد براي توليدکنندگان محسوب مي‎شود. از جمله استانداردهاي گواهي مي‎توان به استاندارد انجمن خاک ايالات متحده، استاندارد توليد ارگانیک در عرصه‎هاي طبيعي واستاندارد کشاورزان گواهي‎شده کاليفرنيا اشاره کرد. در بعضي کشورهاي اروپايي، برخي اتحاديه‎هاي کشاورزي، حتي پيش از ظهوراستانداردهاي ملي و بين‎المللي استانداردهاي خاص خود را داشته‎اند. از ديرباز اين اتحاديه‎ها که در کشورهايي چون بريتانيا، دانمارک، اتريش سوئد و سوئيس فعال هستند، مورد اعتماد کامل مصرف‎کنندگان بوده‎اند و وجود همين اتحاديه‎ها يکي از دلايل اصلي بازار بزرگ محصولات در اين کشورهاست. درواقع استانداردهاي خصوصي بيش از آن‎که استانداردهاي مدون تفصيلي مربوط به مراحل توليد و فرآوری به شکل استانداردهاي امروزي باشند، مجموعه‎اي از اصول ودستورالعمل‎هاي کلي توليد پاک به شمار مي‎روند. اين استانداردها در بعضي بخش‌ها حتي بيش از آن‎چه در استانداردهاي ملي و بين‎المللي خواسته شده‌است بر رعايت شرايط و مراحل توليد و فرآوری تاکيد مي‎کنند. اين استانداردهاي خصوصي بيشتر در بخش کشاورزي و نيز فرآوری مواد غذايي پررنگ هستند. براي استفاده از برچسب اين اتحاديه‎ها و شرکت‎هاي خصوصي در محصولات وارداتي، کليه کشاورزان و دست‎اندرکاران توليد اين محصولات وارداتي نه تنها بايد حائز شرايط مندرج در قانون 91/2092 اتحاديه اروپا يا ديگر قوانين ملي باشند، بلکه بايد داراي شرايط استانداردهاي خصوصي‎ که خواهان استفاده از برچسب آن هستند نيز باشند. کاربرد برچسب اين شرکت‎ها و سازمان هاي خصوصي مستلزم يک مرحله تاييد اضافي است. استانداردهاي خصوصي، زيربناي تهيه استانداردهاي پايه آیفوم بوده‎اند و بنابراين نقش پررنگي نيزدرقانون91/2092 اتحاديه اروپا و کدکس غذائی داشته‎اند. اين استانداردهاي خصوصي بر خلاف قوانين ملي که از بالا ديکته مي‎شوند، از قلب جامعه کشاورزي و مزرعه تدوين شده‎اند. با اين حال، با ظهور قوانين ملي، استانداردهاي خصوصي مجبور شده‎اند همسو با اين قوانين شوند که اين امر موجب پررنگ‎تر شدن نقش تصميم‎گيران دولتي و کم‎رنگ‎تر شدن حضور کشاورزان و اتحاديه‎هاي کشاورزي شده‌است.

  هماهنگ‎سازي استانداردهاي بين‎المللي

    دلايل كاربردي بسياري در لزوم هماهنگي استانداردهاي بين‎المللي ،ضمن رعايت تفاوت‎ها و تنوع فرهنگي جوامع مختلف وجود دارد. يكسان‎سازي استانداردها که براساس خواست و اهداف شركت‎هاي تجاري و دولت‎هاي اروپايي و آمريكاي شمالي صورت گرفته است، منطبق با اهداف كشاورزي ارگانیک نيست، چرا كه چنين رويكردي تكرار همان روابط استعماري پيشين در كشاورزي رايج است كه در آن كنترل توليد و تصميم‎گيري در مورد گواهي، خريد و توزيع محصولات از كانال اين قدرت‎هاي انحصاري خواهد گذشت.در واقع، هماهنگ‎سازي بايد با افزايش مشارکت بومي و منطقه‎اي در فرآيند گواهي باشد. در نهايت اين امر موجب تقويت بازارهاي بومي، تشويق توليد براي صادرات و شکل‎گيري مجموعه سالمي از توليدكنندگان است.

 

  الزامات اجرایی  گواهی محصولات کشاورزی

برای پیاده سازی نظام گواهی محصولا ت کشاورزی ارکان ذیل مورد نیاز است :

- مرجع ذی صلاح :

سازمان دولتي  و دربرخی موارد ترکیبی از دولتی  و خصوصی  است كه به موجب قوانين داراي صلاحيت علمي و قانوني در زمينه نظارت در قالب نظام گواهی را دارد.

- استاندارد ها: 

   مقررات تایید شده توسط مرجع ذی صلاح  شامل استاندارد محصول ، حفظ محیط زیست ،ایمنی مصرف کنندگان و در بعضی موارد استاندارد های اجتماعی  است . برای صدور گواهی  محصول ، فرایند تولید محصول با این استاندارد ها  توسط موسسات بازرسی تطبیق داده می شوند .

- سیستم رسمي صدور گواهي:

 نظامي است كه توسط سازمان مرجع به طور رسمي برای چگونگی گواهی محصولات کشاورزی  به تصويب رسيده و يا مورد پذيرش مي باشد.

- سیستم شناسه اطلاعات (ردیابی) :

  سیستم  معتبر و سیال  حاوی  چرخه اطلاعات کامل تولید، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان بستر اصلی  ایجاد نظام کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

 - سیستم بازرسي:

 فرايند بررسی چگونگی توليد و فرآوری محصولات شامل فرایند و مقررات بازرسی و کنترل  به منظور تایيد رعايت شرايط توليد ارگانيك است .

- آكرديته رسمي:

 به مراحلي گفته مي شود كه به موجب آن دستگاه دولتي ذي صلاح به طور رسمي صلاحيت مؤسسه بازرسي كننده يا گواهي كننده را براي ارائه خدمات بازرسي و گواهي به تائيد مي رساند.

- مؤسسات  مجری  بازرسی:

مؤسسه هاي تایید صلاحیت شده توسط مرجع ذی صلاح است كه مسؤليت  كنترل  و تطبیق صحت توليد، فرآوری، حمل و نقل و واردات محصول را بر اساس مقررات و استاندارد بر عهده دارند

- برچسب:  

عبارت است از متن نوشتاري، چاپي يا گرافيكي كه با هدف شناساندن محصول به آن الصاق مي شود يا در مجاورت محصول به نمايش گذارده مي شود.

 

  ساختار کلی پیاده سازی نظارت گواهی محصولات و فراورده هاي كشاورزي

 گواهي را مي توان به صورت مكاتباتي در طول زنجيره عرضه در نظر گرفت كه به موجب آن، گواهي كننده به خريدار نشان مي دهد كه عرضه كننده، استانداردهاي معيني را رعايت مي كند. اين حالت بيشتر باعث اعتماد خريدار مي شود تا اين كه عرضه كننده به تضمين محصول خود بپردازد. مکانیسم مورد نیاز در صدور گواهی محصولات کشاورزی عبارت است از :

الف -  اعتبارنامه : تضمین می کند که صلاحیت انجام بازرسی، برنامه گواهی وصدور گواهی را دارد.

ب -  صدور گواهی : جریانی که طی آن مرجع صدور گواهی یک مزرعه یا شرکت را ارزیابی وکتبا رعایت واستانداردهای مشخص را تضمین می کند . 

ج -  بازرسی: جریان تولیدرا برمبنای مدارک زارع یا تبدیل کننده وبازدید میدانی ارزیابی وتایید می کند .در ذیل به صورت شماتیک  ساختار کلی گواهی  محصول آمده است  .

 

ساختار کلی نظام گواهی محصولات کشاورزی

اعتبارنامه

 

صدور گواهی

 

بازرسی

 

•q     صدور گواهی مستقیم

 

•q     صدور گواهی مشترک

 

•q     صدور گواهی  ملی

 

گواهی کننده ملی

 

گواهی کننده بيروني

 

بازرسی بيروني   

 

بازرسی محلی

بازرسی محلی نماینده گواهی بيروني

 

نظام  گواهی

 

 

 


مکانیسم صدور گواهی 

1- مکانیسم صدور گواهي مستقيم

  در اين حالت، مزارع يا مجموعه مزارع کشاورزان کوچک در قالب تشکل ، تعاوني يا ساير تشكل های تولید کننده ، فرآوری كنندگان و صادركنندگان محصولات به صورت مستقیم توسط مؤسسات بازرسي آكرديت کشور ثالث مورد نظارت قرار مي گيرند. البته مؤسسه بازرسي خارجي مي تواند بدين منظور از داخل كشور ثالث كارشناساني استخدام كند.

2- مکانیسم صدور گواهی گواهي مشترك يا گواهي ثانويه

   در اين حالت، بازرسي در كشور ثالث توسط مؤسسه اي كه در كشور متبوع شركت واردكننده محصول به رسميت شناخته شده است، صورت مي گيرد. اين مؤسسه ممكن است از مؤسسات داخلي كشور ثالث يا همان كشور صادركننده يا مؤسسات بازرسي فعال در سطح بين المللي باشد. در هر صورت، بازرسي هاي مورد نياز در سطح توليد، فرآوری و صادرات در كشور ثالث توسط يك مؤسسه مستقل كه در كشور واردكننده به رسميت شناخته شده است انجام مي شود. گواهي صادر شده توسط مؤسسه اوليه به نوبه خود توسط يكي از مؤسسات مجاز مورد بررسي قرار       مي گيرد و در صورت احراز كليه شرايط، گواهي ثانويه صادر مي گردد.درتقاضانامه هاي مجوز واردات به كشورها معمولاً فقط نام مؤسسه صادركننده گواهي ثانويه قيد     

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲/۷/۱۳۹۱ و ساعت ۲۰:۴۹ | نظر(1)
 

سه تعریف کلیدی در باره محصول ارگانیک ،محصول سالم و محصول طبیعی


1- محصول ارگانیک :

محصولات ارگانیک   ماحصل به کارگیری استاندارد های داوطلبانه زیست محیطی  هستند . دقت داشته باشیم که ارگانیک در چارچوب استاتدارد های زیست محیطی قرار دارد که مهمترین هدف آن حفظ  و پایداری خاک  و ارزش های اکوسیستمی است  . بنابراین کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم ، متمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه این نظام با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شودتمام فرایند  تولید ، فرآوری  ، بسته بندی ، نگهداری  ، حمل و نقل ، شرایط کاری ، شرایط اجتماعی و عرضه  و برچسب گزاری   اين محصولات ، تحت كنترل و پايش یک نظام گواهی  واستاندارد معتبر ارگانيك است . این محصولات دارای  کیفیت ، طعم طبیعی و خوب  و فاقد هیچ گونه مواد شیمیایی  مصنوعی و باقیمانده عناصر و فلزات  و مواد مضر هستند.  

2-محصول  سالم :

محصول سالم ، محصولی است که  ضوابط سه گانه الزامی (استاندارد سه گانه ) در تولید محصولات غذایی  را رعایت کرده است. محصول سالم ، تحت کنترل استاندارد های الزامی و اجباری کیفیت غذایی در کشاوری قرار دارند . اين محصولات دارای حدمجاز باقیمانده آفت کش، عناصر، فلزات وسموم ماحصل اعمال استاندارد ها و برنامه های مديريتي  بر اساس معیار های  مشخصی مانند کدکس ، MRL  ، ADI  و .... هستند  .

3-محصول طبیعی

محصول طبیعی ،محصولات تحت پوشش نظام پایش  و گواهی با عنوان "  موقعیت جغرافیایی " هست .  این محصولات عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق وحشی ،  طبیعی و دست نخورده (از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال ها ی مدید و به صورت  سنتی ، در تولید آنها  از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است .

 

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲۴/۳/۱۳۹۱ و ساعت ۱۷:۰۲ | نظر(3)

 محصولات تراریخته و  کشاورزی ارگانيك    

   با توجه به مشکلات  و بحران های  کشاورزی فشرده عده ای از متخصصان  جبهه  جدیدی از کشاورزی را تحت عنوان  کشاورزی مدرن ارایه کرد و به تبلیغ آن مشغول هستند .طرفداران کشاورزی مدرن راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان ترا ريخته GMO )هورمون های رشد، آنتی بیو تیکهای خوراکی دام،اشعه دادن و پرتو افکني  و مواد شيميايي سنتز شده و.... می دانند  آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می  کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است.آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته،هورمون های رشد،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام،اشعه دادن و پرتو افکني  و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه  می نمايند با این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.   بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند ولی با ورورد به کشاورزی تراریخته ،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .   در آمدکشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهم ترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  سی در صدی قیمت ها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است . از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان سی و دو  در صد کاهش پیدا کرد و از 170000نفر به116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند.وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث    ورشکستگی اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرهه و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است.بنابر این محصولات تراریخته  در بزرگترین کشور تولید کننده آن که قادر به تامین غذای کودکان آن کشور نیست به صورتی که 40 در صد از کودکان این کشور با سو تغذیه مواجه هستند،چگونه قادر به تامین غذای جمعیت دنیا می باشد.

کشاورزی ارگانیک

کشاورزی ارگانیک ، نظام زراعی مبتنی بر اصول اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی و  منطبق بر شرایط اجتماعي و شاخص های اقتصادی منطقه ای و محلی. کشاورزی بیودینامیک در واقع سطح بالای نظام ارگانیک   شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتم های کیهانی  ،نیروی حیاتی، کیفیت،تدارکات بیودینامیک  ، موجود زنده مزرعه اشت  که به صورت کشاورزی فرا ارگانيک عنوان می شود .

اهداف كشاورزي ارگانيك

اهداف اصلی در کشاورزی ارگانیک شامل موارد ذیل است:

§       پایداری اقتصادی کشاورزی

§        ارزش افزوده تولیدات

§        شرایط کاری خوب برای تولید کنندگان وخانوار انان

§       طراحی بازار و تجارت مشخص

§        تضمین عرضه غذا

§       تامین عواید کافی، در يك محیط کاری ایمن و سالم 

§       كاهش هزينه‌ها و افزايش در آمد در فرايند بهره‌برداري و توليد.

§       تامین نیازهای محلی

§       استفاده بهينه از منابع محلی

§       احترام به فرهنگ محلی

§        توازن جنسی

§       تولید محصولات سالم و عاری از بقایا

§       طعم و کیفیت خوب

§        سرمایه گذاری کم

§        توازن زیست بوم

§       حفظ منابع طبیعی

§       عدم آلودگی به مواد شیمیایی مصنوعي

§       حفظ تنوع زیستی

§       عدم تكيه بر نهاده‌های خارج از اكوسيستم زراعي

§        دامپروری حیوان مدار

§       حاصلخیزی بالای خاک

§        بازده خوب و مداوم       

§       حفظ و بهبود چشم انداز طبیعی و نظام بوم شناختی زراعی

§       به حداقل رساندن مصرف انرژی و منابع غیر قابل تجدید

§       تولید مقادیر کافی غذای سالم مغذی و با کیفیت بالا

§       تایید دانش بومی و نظام‌های زراعی سنتی 

§       مشاركت و توسعه پايدار فعاليت‌ها از طريق تشكل‌هاي محلي و شبكه‌هاي توانمند محلي 

§       حفظ تعادل‌هاي اكو سيستمي در چرخه فعاليت‌هاي توليدي كشاورزي.

§       حفظ اكو سيستم‌هاي طبيعي، پايداري طبيعي سلامت توليدكننده و مصرف كننده.

§       حفظ و ارتقاء حاصلخیزی دراز مدت خاک                

§       تقويت چرخه‌های زیستی درون مزرعه، بویژه چرخه مواد غذایی 

§       تامین عرضه ازت با بکارگیری گسترده از گیاهان تثبیت کننده به عنوان تركيب كليدي رشد گياه

§       حفظ نباتات زیستی مبتنی بر پیشگیری بجای درمان          

§       تنوع ارقام محصول و گونه‌های حیوانات، متناسب با شرایط محلی  

§       منع مصرف تركيبات تنظيم كننده رشد مصنوعی اعم از کودهای شیمیایی، هورمون‌هاي و...

§               منع مهندسی ژنتيك و محصولات آن

اصول کلی در کشاورزی ارگانیک

          کشاورزی ارگانیک، نظامی اقتصادی، اجتماعی و مدیریت تولیدی اکولوژیک است که شناخت کاملی از خاک و اجزای تشکیل دهنده آن دارد. این نظام با افزایش  حاصلخیزی خاک برای تولید مواد غذایی انسان در چرخه بیولوژیکی سعی دارد، از ورود هر گونه نهاده های خارجی ( کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ) به فرآیند تولید جلوگیری کند تا با حداقل هزینه به رابطه ای پایدار میان انسان، محیط زیست و موجودات زنده بیانجامد. از این رو اهداف این نظام را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد:

الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی.

ب، حمایت از اکولوژی  گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماری ها و علف های هرز.

در يك سيستم طراحي شده جهت توليد محصولات ارگانيك  اهداف زير مد نظر مي‌باشد:

- افزايش تنوع زيستي در كل سيستم

- افزايش فعاليت بيولوژيكي  خاك

- حاصلخيزي طولاني مدت خاك

- بازيافت پسماند با منشاء گياهي و حيواني به منظور برگشت مواد غذايي به زمين و در نتيجه  كاهش استفاده از منابع تجديد نپذيرد.

- تكيه بر منابع تجديد پذير محلي در سيستم سازمان يافته كشاورزي

- ترغيب كاربرد بهداشتي خاك، آب و هوا براي كاهش انواع آلودگي  ناشي از عمليات كشاورزي

- عمل‌آوري فراورده‌هاي كشاورزي با تاكيد بر كاربرد روش‌هاي فرآيند دقيق به منظور پايداري و حفظ كيفيت ارگانيك محصولات در تمام مراحل

- دوره گذار براي هر مزرعه، از طريق مدت زمان مناسب با عوامل خاص مربوط به محل مانند سابقه  زمين و نوع محصول و دامي كه بايد توليد شود، تعيين مي‌شود.

محصولات کشاورزی ارگانیک تولید کنندگان را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کنند:

الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول

ب- بذر و نهال

ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه

 د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری

 

 

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲۴/۳/۱۳۹۱ و ساعت ۱۶:۵۳ | نظر(1)

سه تعریف کلیدی در باره محصول ارگانیک ،محصول سالم و محصول طبیعی


1- محصول ارگانیک :

محصولات ارگانیک   ماحصل به کارگیری استاندارد های داوطلبانه زیست محیطی  هستند . دقت داشته باشیم که ارگانیک در چارچوب استاتدارد های زیست محیطی قرار دارد که مهمترین هدف آن حفظ  و پایداری خاک  و ارزش های اکوسیستمی است  . بنابراین کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم ، متمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه این نظام با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شودتمام فرایند  تولید ، فرآوری  ، بسته بندی ، نگهداری  ، حمل و نقل ، شرایط کاری ، شرایط اجتماعی و عرضه  و برچسب گزاری   اين محصولات ، تحت كنترل و پايش یک نظام گواهی  واستاندارد معتبر ارگانيك است . این محصولات دارای  کیفیت ، طعم طبیعی و خوب  و فاقد هیچ گونه مواد شیمیایی  مصنوعی و باقیمانده عناصر و فلزات  و مواد مضر هستند.  

2-محصول  سالم :

محصول سالم ، محصولی است که  ضوابط سه گانه الزامی (استاندارد سه گانه ) در تولید محصولات غذایی  را رعایت کرده است. محصول سالم ، تحت کنترل استاندارد های الزامی و اجباری کیفیت غذایی در کشاوری قرار دارند . اين محصولات دارای حدمجاز باقیمانده آفت کش، عناصر، فلزات وسموم ماحصل اعمال استاندارد ها و برنامه های مديريتي  بر اساس معیار های  مشخصی مانند کدکس ، MRL  ، ADI  و .... هستند  .

3-محصول طبیعی

محصول طبیعی ،محصولات تحت پوشش نظام پایش  و گواهی با عنوان "  موقعیت جغرافیایی " هست .  این محصولات عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق وحشی ،  طبیعی و دست نخورده (از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال ها ی مدید و به صورت  سنتی ، در تولید آنها  از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است .

 

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲۴/۳/۱۳۹۱ و ساعت ۱۶:۰۸ | نظر(0)

به نام خدا

 

مقدمه

بررسی وضعیت موجود ارکان توسعه کشاورزی، برای تعیین اثر بخشی آنها در توسعه ارگانیک ضرور ی است. به این منظور که در حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک و پایداری کشاورزی به جای تحلیل شاخص‌های بیرونی، بایستی زیر ساخت‌های موجود کشاورزی بررسی و بر اساس واقعیت​های موجود برنامه ریزی را انجام داد. نکته کلیدی در این خصوص طراحی برنامه ارگانیک بر اساس شاخص‌های موجود کشاورزی است نه اصرار و قانون گذاري در جهت تغییر شرایط و ساختار اجتماعی، اقتصادی و اکوسیستمی کشاورزی کشور در جهت توسعه. به عبارت دیگر فرآيند توسعه کشاورزی ارگانیک منطبق بر شرایط و زیر ساختار‌های هر منطقه طراحی مي‌شود و لی مسئله اصلی انتخاب شاخص اصلی برای شروع برنامه ریزی است.

بررسی زیر ساختار اصلی در توسعه کشاورزی نشان مي‌دهد که مهم‌ترین چالش توسعه کشاورزی ارگانیک  از لحاظ وضعیت اقتصادی- اجتماعی تولید کنندگان در ایران، می​تواند کشاورزی مبتنی بر واحد‌های روستایی مي‌باشد. حدود پنج میلیون خانوار کشاورز در ایران شناسایی شده​اند. کشاورزی در ایران، مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 80000 روستاست. یعنی بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره‌برداران روستایی ایران شكل مي‌گيرد. بنابر این ساختار کشاورزی ایران خرده مالكي و مبتنی بر تنوع محصولی در واحد‌های روستایی است. بسیاری از این ساختارها را به عنوان چالش اصلی در حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک مطرح می​باشند. ولی نکته کلیدی در این خصوص انطباق برنامه توسعه بر اساس شرایط موجود است نه تغيير ساختار. یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه ارگانیک نیست بلكه با توجه به عدم موفقیت کشاورزی صنعتی در این ساختار ،بهترین کار ممکن تصمیم به توسعه کشاورزی ارگانیک با توجه به ساختار موجود است که البته برای رسیدن به آن فرآيند برنامه​ریزی خاصی را می​طلبد تا بدون دست کاري غیر ممکن ساختار موجود، فرايند کشاورزي ارگانیک و کشاورزی پایدار را بر اساس همین ساختار عملياتي نماید ضمن آنکه باید در نظر داشت که شرایط تولیدکنندگان کشاورزی در کشوردر سطح خرد قرار دارد و به هیچ وجه پذیرنده کوچکترین تنش اقتصادی نیست. بنابر این با توجه به این که تاکنون هیچ گونه نظام مشخصی تحت عنوان کشاورزی ارگانیک در کشور وجود نداشته است، بالطبع در خصوص نظام تولید و تولیدکنندگان ارگانیک اطلاعات مشخصی وجود ندارد و تنها اطلاعات مربوط به انگشت شماری از تولیدکنندگان هستند که بیشتر در قالب شرکت های واسط موفق به دریافت گواهی ارگانیک شده اند که این تنها شامل 15 هکتار به صورت ثبت شده در کشور مي‌باشد.  مهترین ویژگی​های کشاورزی ارگانیک از منظر اقتصادی- اجتماعی شامل موارد ذیل است:

الف: از لحاظ اقتصادی نظام کشاورزی ارگانیک مشتمل بر موارد کلی ذیل است:

  • § امنیت اقتصادی واحد‌های تولید
  • § پایداری اقتصادی کشاورزی
  • § ارزش افزوده تولیدات
  • § طراحی بازار و تجارت مشخص
  • § سرمایه گذاری کم
  • § بهترین استفاده از منابع محلی
  • § نهاده‌های خارجی کم
  • § بازده خوب و مداوم
  • § تامین عواید کافی، در يك محیط کاری امن، ایمن و سالم
  • § كاهش هزينه‌ها و افزايش در آمد در فرايند بهره‌برداري و توليد.

ب: از لحاظ اجتماعی  نظام کشاورزی ارگانیک مشتمل بر موارد کلی ذیل است:

  • § شرایط کاری خوب برای تولید کنندگان وخانوار آنان
  • § تامین نیازهای محلی
  • § توازن جنسیتی
  • § احترام به فرهنگ محلی
  • § تامین عواید کافی، در يك محیط کاری امن، ایمن و سالم
  • § تایید دانش بومی و نظام‌های زراعی سنتی
  • § مشاركت و توسعه پايدار فعاليت‌ها از طريق تشكل‌هاي محلي و شبكه‌هاي توانمند محلي و مردمي

3-4-1 بررسی و تعیین ویژگی‌های زراعی- اقلیمی موجود برای توليد ارگانيك.

در بررسی ساختار و شاخص‌های پایه از لحاظ زراعی - اقلیمی در کشور 4  عامل آب، اقلیم، خاک و نظام زراعی وجود دارند. بررسی وضعیت ارکان توسعه کشاورزی و تعیین رکن اصلی در طراحی راهبرد عملیاتی کشاورزی پایدار در کشور پایه اصلی طراحی برنامه توسعه پایدار کشاورزی را شامل مي‌شود. در ذیل به اجمال شاخص‌های اصلی کشاورزی در کشور ذکر شده‌اند.

- خاک ایران

خاک و سرزمین ایران بستر محدود کننده‌ای در توسعه کشاورزی نیست. زيرا از مساحت ایران که 165 میلیون هکتار مي‌باشد، 51 میلیون هکتار اراضی قابل کشت در کشور وجود دارد و از این میزان چیزی حدود 18میلیون هکتار کشت مي‌شود که در قالب  2/8 میلیون هکتار کشت آبی و 6 میلیون هکتار کشت دیم و  4 میلیون هکتار آیش  نظام زراعی کلی ایران را شامل می شود. این نظام زراعی از منظر پتانسیل برای ورورد به ارگانیک در 4 سطح مشخص:

A: نظام زراعی طبیعی ایران (6/2 درصد از کل مزارع کشور را شامل می​شود)

B: نظام زراعی بدون مصرف سم (5/4 درصد از کل مزراع )

C: نظام زراعی متعارف (93 درصد )

D: اراضی بایر (حدود 32800000 هکتار اراضی بایر وجود دارد) که در جدول ذیل (7-1) این نظام به صورت طبقه بندی شده مورد بررسی قرار گرفته است 

 جدول 7-1:  بررسی وضعیت نظام زراعی ایران از لحاظ ورورد به نظام ارگانیک (شریفی مقدم، 1386)

سطح

سطح تحت پوشش (هکتار)

توضیح

A

230 هزار

محصولات طبیعی (بدون مصرف سم و کود)

B

800 هزار

محصولات بدون مصرف سم با مصرف کود شیمیایی

C

 

17 میلیون

نظام تولید متعارف

45 درصد کشت آبی

33 درصد کشت دیم

22 درصد آیش

D

800/32 هزار

قابل توسعه

اراضی دست نخورده قابل کشت

 •-        اقلیم و آب در ایران:

شرایط اقلیمی ایران عامل محدود کننده در فرايند توسعه به شمار می رود زیرا میانگین بارندگی در کشور 33% میانگین بارندگی جهانی است. میانگین بارندگی کشور 50% میانگین بارندگی آسیاست. میانگین تبخیر آب در کشور سه برابر میانگین تبخیر جهانی است. اقلیم خشک و نیمه خشک   مدیترانه‌ای، اقلیم حاکم بر کشور مي‌باشد. و در این بین عامل اصلی محدود کننده فرآيند توسعه کشاورزی ایران است زیرا ایران سرزمین کم آبی است که در منطقه کم آب دنیا واقع شده‌است. 260 دشت کشور با بحران کم آبی یا بی آبی مواجهند. در هر 5تا7سال دوره خشكسالي 3تا5 ساله داریم. متوسط بارندگی دنیا 750 میلی لیتر در دنیاست ولی در ایران يك سوم این مقدار یعنی 250 میلی لیتر است. نود و سه درصد آب شیرین کشور یعنی سالانه حدود 90میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی مصرف مي‌شود. که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و علاوه بر این از این مقدار حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی هدر می رود. میزان برداشت سالیانه آب از مخازن آبی کشور، 6 میلیارد متر مکعب بیشتر از آب ورودی به آنهاست. تناسب بین مزارع و بارش​ها نداریم. میانگین مصرف آب در هکتار ده هزار و صد و بيست و دو متر مکعب در هکتار است.

در ارتباط با نقاط ضعف و شرایط نظام تولید متداول در ایران توضیح کافی داده شد.

4-4-1- شناسايي و دسته‌بندي گروه‌هاي ذينفع در كشاورزي ارگانيك بر اساس ويژگي‌هاي اجتماعي

همان​طور که در بالا اشاره شد به دلیل عدم وجود نظام مشخص ارگانیک در کشور گروه​های مشخص و معینی تحت عنوان دست اندرکاران و ذینفعان وجود ندارند ولی با توجه به ویژگی​های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زراعی و اقلیمی فرآيند اجرا و توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران، از طریق ایجاد واحد‌های مزرعه‌ای ظرفیت سازی کشاورزان و گروه‌های کاری مناطق اقلیمی مختلف تحت عنوان مدارس مزرعه‌ای کشاورزان صورت مي‌گيرد.  این واحدها، بر اساس شاخص‌های  اقلیمی، اکوسیستمی، اقتصادی، گیاه​پزشکی و اجتماعی مبتنی بر ویژگی​های خاص هر منطقه و بر اساس اولویت‌های موضوعی یا محصولی طراحی می شوند. در اين واحدها سیستم نوینی از فرآيند تحقیق، ترویج و آموزش با عنوان کلی تحقیقات مزرعه‌ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق- توسعه (R&D) پیاده مي‌شود. در این سیستم بر اساس اصول یادگیری حاصل از عمل، كشاورزان و گروه‌های کاری منتخب جوامع محلي در مدیریت جامع تولید از بذر تا بذر، منتج به تصميم‌گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي‌شود. گروه‌های آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل‌های محلی سامان دهي می​شوند و همزمان فرآيند طراحی نظام نظارت، صدور گواهی، بازار یابی و توسعه در قالب برنامه ریزی‌ها و حمایت‌های فنی- اداری پیگیری خواهد شد. حجم عملیات الگویی فوق که به منظور حذف ریسک‌های اقتصادی در مدیریت دوره گذر کشاورزی ارگانیک صورت مي‌گيرد، در سطح سه در صد از کل مزارع کشاورزی ایران در محصولات اولویت‌دار و در قالب يك برنامه سه ساله تدوین شده‌است و به صورت همزمان نظام نظارت، سنجش، صدور قوانین خاص و بازار، گواهی، سامان دهي، جهت‌گيري یارانه... توسط نهاد‌های ذیربط طراحی شده و بستر خیزش به سمت کشاورزی ارگانیک را بدون كوچك‌ترین خسارت در میزان تولید، در آمد و صرفه اقتصادی کشاورزان به نتیجه رساند. نيازها و برنامه ریزی و اجرا توسط گروه‌های محلی تعيين و پس از تصميم‌گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از راهكارهاي دولتي و دخالت‌هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد. در اين شيوه دولت نقش حمايت كننده و پشتيبان با نگرش ‌ارتقاء توان ‌جوامع ‌محلي ‌را دارد.

همكاري همه جانبه براي برقراري و توسعه مديريت جامع توسعه تکنولوژی در ارگانیک  نيازمند بازنگري و دقت و نگرش خاص است تا خطاها و بحران‌هاي ناشي از هم خواني تکنولوژی با فرايند توليد با مشكلات همراه نباشد. مهم‌ترين مسائلي كه دراين فرايند بایستی مورد اولویت قراربگیرند عبارتند از:

 * توسعه نظام ارگانیک  بايد با راهكار مشاركت جوامع محلي و كاربران بومي انجام شود تا تعداد وسيعي از كاربران بتوانند ا زطريق آموزش‌هاي لازم در بكارگيري همه جانبه فرآيند ارگانیک کلیه مناطق  فعاليت‌هاي توليد خود صرف​نظر از تقسيم بندي‌هاي حاكميتي و اجتماعي بتوانند براي بهبود و اصلاح فعاليت‌هاي خود از دانش بومی استفاده نمايند.

* تغيير در طرح‌هاي انتقال تكنولوژي ارگانیک در ارتباط با مديريت پايدار توليد و حفاظت از اكوسيستم، توجه و ضرورت خاصي را در فرايند توسعه کشاورزی ارگانیک مي‌طلبد.

* مشاركت و همكاري پايدار دولتي، غير دولتي، مؤسسات مالي، اعتباري و سازمان‌هاي متولي سياست‌گذاري جهت ايجاد وارتباط و پيوستگي بين برنامه‌هاي توسعه ارگانیک ضروري است.

 * يكپارچه كردن و تلفيق پروژه‌هاي مبتني بر توسعه ارگانیک در فرايند توليد با ساير پروژه‌هاي متنوع محلي ضروري است.

* در فرايند توسعه ارگانیک، ساختارهاي روستائي و توليد مبتني بر خرده مالكي ومحلي بودن عوامل توليد خرد با مباني توسعه، فقرزدائي و توانمندي عوامل صنعت با تكيه بر توانمندي‌هاي خودآگاه و اعتماد به نفس آنها در جهت افزايش دانش فني از طريق آ موزش‌هاي ويژه داراي اهميت خاصي است.

* اصلاح سياست‌هاي ملي و خدمات دولتي در قالب مجموعه خدمات انتقال سرمايه از نهادها در جهت توسعه منابع انساني، توانمندسازي عوامل درگير و ارتقاء كيفي برنامه‌هاي ارگانیک ضروري است.

* طراحي برنامه‌هاي خاص در جهت توانمندسازي زنان در كشورهاي در حال توسعه در تلفيق و ايجاد پايداري در فرايند ارگانیک و فعاليت‌هاي خارج از فرايند توليد درجهت عوامل خاص انتقال ضروری است.

 * طراحي برنامه‌هاي توسعه ارگانیک براساس شاخص‌هاي اقتصادي صورت گیرد تا كاربران متوجه باشند كه چه عملي بايد انجام دهند و چگونه درآمدهاي خود را محاسبه كنند. اين امر با آرائه برنامه‌هاي توسعه ارگانیک بر پايه پايداري در مديريت با رويكرد مشاركت حاصل مي‌گردد.

 * طراحي تكنولوژي مبتني بر دانش بومي، شرايط حاصل از تجربيات محلي و ويژگي‌هاي اجتماعي منطقه هدف داراي ضرورت و اهميت خاصي در پايدار بودن آن می​باشد.

 اساسي​ترين چالش فرا روي توسعه ارگانیک، فرايند مكانيسم‌هاي انتقال و توسعه ارگانیک در سطح بهره برداران محلی است و این که چگونه می توان فرایند نظام بندی و ایجاد شبکه محلی تولیدکنندگان را به صورت اعتماد سازی و خودجوش به وجود آورد.

توسعه تكنولوژي از طريق برنامه‌هاي طراحي شده در راستاي پروژه‌هاي انتقال تكنولوژي بر اساس ايجاد ايستگاه‌هاي تحقيقاتي و يافتن راه حل‌هاي مناسب براي مشكلات وارائه آن به نهادهاي توسعه‌دهنده و ترويج براي انتقال به طيف كاربر جهت كاربرد آن در سطح هدف و مناطق عملياتي ضروری می​باشد. در این سیستم، فرايند تصميم‌گيري به صورت متمركز و در راستاي استراتژي‌هاي كلان مديريت و با در نظر گرفتن تنوع و پيچيدگي اقليم و موقعيت خاص مناطق عملياتي استوار بوده و نتايج تصميم‌گيري‌ها در قالب  توصيه‌ها و ابزار فني حاصل از فعاليت​های تحقيقاتی در راستاي سياست خاصي در اختيار عوامل توسعه‌دهنده قرار مي‌گيرد. در اين بين انتخاب و معرفي تكنولوژي مبتني بر تحقيق مي‌باشد و بيشتر به ارتباط يك طرفه تحقيق-كاربر تاكيد مي‌كند.در حالي پيوند و ارتباط بين بخش‌هاي مولد تحقيق و تكنولوژي با عوامل انتقال و كاربر نهائي در اين فرايند بسيار ضعيف است زيرا محققان باز خوردي از كاربران نداشته و تنها بازخوردهای ضعيفي از عوامل انتقال دريافت مي‌كنند. منطقه و كاربران سطح هدف تكنولوژي به علت متفاوت بودن ساختارها و شرايط اكوسیستم در برابر پكيج‌هايي كه به صورت عام توصيه‌ می​شوند، داراي مسائل غير مترقبه و غير منتظره‌اي می​باشند كه در حين عمل با آن مواجه می​گردند. اين پيچيدگي‌ها، كاربران را دربرابر ناكار آمدي پكيج‌هاي خاص توصيه‌اي در موضوع ايجابي قرارداده و باعث بي اعتمادي و عدم كاربرد پكيج در سطح وسيع و به صورت جامع مي‌گردد. این نقصان يعني عدم تناسب پكيج‌هاي تحقيقاتي با شرايط خاص عملياتي در فرايند بالا باعث عدم استفاده از تحقيق به دليل برآورده نشدن نيازهاي خاص توليدي و در نتيجه موضوع محوري بودن تحقيقات بجاي نياز محوري بودن آن در اين فرايند مي‌گردد. مالكيت در بخش سياست​گزاري و تصميم گیری يكي از عوامل مهم داراي شاخص تاثيرگذاري ويژه‌اي مي‌باشد.اين عامل يعني عدم دخالت آگاهانه كاربران در فرايند تصميم‌گيري و سياستگذاري كه منجر به پيدايش يافته‌هاي تحقيقاتي می​گردد كه به ندرت در راستاي نيازها و مشكلات كاربران است. در نتيجه عامل مهمي در عدم پذيرش تكنولوژي است. ابزارها و شيوه‌هاي انتقال يافته‌هاي تحقيقاتي نيز در اين فرايند كارايي ندارند زيرا عوامل ترویجی با استفاده از شيو ه‌هاي آموزشي خاص يك طرفه آموزش كلاسيك معلم- شاگردي صورت می​گیرد كه در این صورت دانش بومي به همراه تجربيات عملياتي موجود در طراحي آموزشي به كار گرفته نمی​شود و بالطبع منجر به ایجاد ناسازگاري‌ بين دانش و تجربه و در نهایت عدم اجرای صحیح فرايند انتقال مي‌گردد.  عامل مشترك بين محقق و بهره‌برداران تلاش آنها براي حل مشكلات توليد و استفاده هر چه بيشتر در جهت افزايش توليد مي‌باشد. اما در اين بين نكته مهم شرايط انتقال متعارف عدم درك ساختارهاي تحقيقات و تكنولوژي‌هاي بدست آمده بدليل عدم دخالت در تصميم‌گيري و تصميم سازي بهره‌برداران بوده‌است. محققان نيز تجربيات بومی را در طراحي تحقيقات و بكيج‌هاي خاص مبتني بر نياز را بکار نگرفته​اند. بنابراين راه حل درجايی است كه مورد عدم توجه و اجماع محقق و كاربر است. بنابراین به عنوان یک اصل اساسی، مشاركت بهره‌برداران در مديريت طراحي و انتقال تكنولوژي متناسب با شرايط بوم نظام و بالطبع دستيابي به متدلوژي كه بتوانداین مرزهاي مشترك را روشن نمايد، ضروری به نظر می​رسد.

1-1-2- چالش اول /چالش‌های مربوط به شاخص‌های اقتصادی توسعه ارگانیک

 چالش‌های کلی این بخش با طرح سوالات کلیدي ذیل تحليل مي‌شوند:

  • §مشكلات اقتصادی مربوط دوره گذر ارگانیک کدام است ؟
  • §ساختار و مکانیسم نهادهای حمایتی تا چه قدر به پشتیبانی و مدیریت این دوره گذر کمک خواهد بود؟
  • §سيستم‌های ارگانیک تا چه حد تطابق و سازگاری با شرایط اقتصادی تولید کنندگان خرد را دارند؟
  • §هزینه‌های سيستم‌هاي جایگزین و اعمال مدیریت عملیاتی ارگانیک در مزارع چگونه است؟
  • §چه تغییراتی در سطح درآمد زارعین صورت مي‌گيرد؟
  • §چگونه می توانیم با فشار کار اضافی کنار بیاییم؟
  • §آیا می توانیم سرمایه گذاری ضروری را انجام دهیم؟
  • §باید منتظر چه مشكلات اقتصادی از لحاظ هزینه‌های انسانی باشیم؟

ابعاد اقتصادی فراروی کشاورزی ارگانیک را در دو سطح درآمدها و هزینه​های حاکم بر این سیستم در مقایسه با نظام کشاورزی متداول می​توان در نظر گرفت. آنچه در قالب هزینه​ها در کشاورزی ارگانیک مطرح می​شوند، عبارتند از تمام هزینه​های مد نظر در کشاورزی متداول به تفکیک هزینه​های ثابت و هزینه​های متغیر. هزینه​های اولیه تولید شامل هزینه​های کاشت، منابع تولید و هزینه​های سرمایه​گذاری. از سوی دیگر هزینه​های متغیر عبارتند از هزینه​های نهاده​ها شامل مواد گیاهی مورد استفاده، هزینه​های داشت، مدیریت آفات، بیماری​ها و علف​های هرز، هزینه​های نیروی انسانی و ماشین آلات مورد استفاده و ...

درآمدهای پیش​بینی شده برای کشاورزی ارگانیک نیز در یک بعد به درآمدهای مستقیم حاصل از محصول اصلی و فروش آن مرتبط می​گردد که البته مقدار آن بنا بر نرخ تورم سالانه، قیمت فصلی محصول و هزینه​های متغیر تولید دستخوش تنوع خواهد شد. از سوی دیگر عواید حاصل از محصولات جانبی و یارانه​های دولتی نیز جزء زیر مجموعه​های درآمد کشاورز قرار می​گیرند که می​توان در بحث چالش​های اقتصادی دوره گذر به کشاورزی ارگانیک در نظر گرفت. پیش​بینی میزان درآمد مستقیم و عواید جانبی کشاورز÷طی دوره گذر و میزان تطابق آن با هزینه​های احتمالی تولید بسته به افزایش نرخ تورم سالانه به استقرار سیستم پایدار و پویا ارگانیک کمک شایانی می​کند  

تحلیل  اقتصادی   هزینه - فایده در کشاورزی ارگانیک

شكل 3-2: درخت مشکلات اقتصادی توسعه ارگانیک بر اساس مدیریت دوره گذار  (شریفی مقدم.، 86)

چالشها و مشکلات  اقتصادی ارگانیک

 

سرمایه گذاری

مدیریت شبکه

 

افزایش هزینه دوره گذار ارگانیک

 

کاهش در آمد در دوره گذار

 

فشار کار اضافی

دوره گذار

 

افزایش هزینه نیروی انسانی دوره گذار 

دروه تبدیل

افزایش هزینه نهاده ها

دروه گذار

کاهش میزان تولید در

دوره گذار

 

قیمت نامشخص

 

حذف یارانه ها

 

در تحلیل و بررسی ارکان هزینه و در امد مربوط به کشاورزی ارگانیک همانطور که در شکل​های 4-2، 5-2 و 6-2 با برسي دقيق كمي هزينه و درآمد توضيح داده شده است،  مشخص می​شود که در فرایند حرکت به سمت ارگانیک، یک دوره تبدیل یا گذار وجود دارد که در این دوره هزینه​ها نسبت به شرایط متعارف افزایش و درآمد ها کمتر می​شود. این هزینه​ها شامل نیروی انسانی، فشار کار، نهاده​ها و . . . مي‌باشند. اما بعد از طی دوره گذار و اتمام دوره گذار که در واقع ورود به کشاورزی ارگانیک است همانطور که در شکل بالا نشان داده شده است بر خلاف بسیاری از تئوری​ها، هزینه​ها کاهش پیدا کرده و درآمدها به میزان قابل توجهی افزایش می​یابد و این افزایش درآمد ها بیشتر از افزایش کمی تولید  تا سطح 25 درصد افزایش در برخی تجربیات کشور ها صورت گرفته است.به طور حتم کشاورزی ارگانیک کاملاً ازنظر اقتصادی به صرفه است به وِیژه برای کشاورزان کوچک. اما نقطه​ای که با چالش مواجه هستیم مسئله مدیریت اقتصادی دوره گذار به ارگانیک مي‌باشد که در واقع برنامه مدیریت ارگانیک بیشتر متوجه این بخش مي‌باشد که در این برنامه بر اساس شرایط خاص ایران راهبرد مدیریت دوره گذار طراحی شده است. تحليل هزينه‌هاي نيروي انساني در حركت به سمت توليد محصولات ارگانيك،‌ همان​طور كه ديده مي‌شود، در مرحله گذار از كشاورزي رایج به سمت ارگانيك هزينه‌ها از جمله هزينه‌هاي نيروي كار افزايش يافته ولي با ورود به كشاورزي ارگانيك بعد از پايان دوره تبديل يا دوره گذار هيچگونه تفاوتي از لحاظ ميزان هزينه در بخش نيروي انساني وجود ندارد. بنابراين چالش اصلي در اين بخش مديريت هزينه طي دوره گذار به سمت ارگانيك است؛ نه الزاماً هزينه‌هاي تحميلي ناشي از كشاورزي ارگانيك.تحليل درآمدهاي حاصل از كشاورزي ارگانيك طي  حركت به سمت توليد محصولات كشاورزي ارگانيك، ‌همان​طور كه ديده مي‌شود، در مرحله گذار از كشاورزي متعارف به سمت ارگانيك درآمدها منجمله درآمدهاي ناشي از توليد خالص ارگانيك و توليد جانبي كاهش يافته ولي با ورود به كشاورزي ارگانيك بعد از پايان دوره تبديل يا دوره گذار ميزان درآمدها نه تنها كاهش پيدا نمي‌كنند، بلكه بر اساس بررسي‌ها در كشورهاي در حال اجراي ارگانيك اين ميزان درآمد تا سطح قابل توجهي افزايش مي‌يابد. بنابراين چالش اصلي در اين بخش، مديريت درآمد طي دوره گذار به سمت کشاورزی ارگانيك است.

ج:مبنای تحلیل اقتصادی در آمد در مدیریت دوره گذر ارگانیک و ارگانی
 تحليل هزينه‌هاي نهاده‌ها در حركت به سمت توليد كشاورزي ارگانيك، ‌همان​طور كه ديده مي‌شود، در مرحله گذار از كشاورزي متعارف به سمت ارگانيك هزينه‌هاي مربوط به نهاده‌ها جايگزين و مديريت اعمال كشاورزي ارگانيك افزايش يافته ولي با ورود به كشاورزي ارگانيك بعد از پايان دوره تبديل يا دوره گذار كاهش قابل ملاحظه‌اي به دليل حذف نهاده‌هاي شيميايي و مصنوعي ناپايدار و اعمال روشهاي مديريتي زود گذر كاهش مي‌يابد و در يك تحليل جامع‌تر با برسي اثرات اقتصادي زيست‌محيطي موضوع درآمد زنده ناشي از كشاورزي بسيار چشمگير و قابل توجه مي‌باشد. بنابراين چالش اصلي در اين بخش مديريت هزينه‌هاي نهاده‌ها و اتخاذ تكنولوژي جايگزين طي دوره گذار به سمت ارگانيك است نه الزاماً هزينه‌هاي تحميلي ناشي از كشاورزي ارگانيك.

3-2 محدوديت‌ها و مسايل مربوط به فرآيند توسعه و انتقال يافته‌ها در كشاورزي ارگانيك

يكي از سوالاتي كه در كشور‌هاي در حال توسعه و بويژه كشور ما مطرح بوده اين است كه چرا بسياري از نتايج و یافته‌های تحقیقاتی در سطح مزارع و جوامع محلی به كا ر گرفته نمی شوند. این موضوع به ویژه در خصوص توسعه کشاورزی ارگانیک که ضرورت اعمال مدیریت جامع مزرعه بر اساس دانش و یافته‌های تحقیقاتی را می طلبد، چالشی است که به صورت سؤال ذیل مطرح مي‌شود که:  آیا مکانیسم‌های متعارف تحقیق، ترویج و آموزش کشاورزی جوابگوی فرآيند توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور مي‌باشد. سیستم متعارف انتقال یافته‌ها شامل طراحی یافته‌های تحقیقاتی در ايستگاه‌هاي تحقيقاتي و ارائه آن به نهادهاي توسعه‌دهنده و ترويج براي انتقال به کشاورزان جهت كاربرد در سطح مزارع مي‌باشد. این سیستم که براساس انتقال یافته‌ها از بالا به پایین طراحی شده و ترويج و آموزش کشاورزی را بر مبنای معلم- شاگردی بنا نهاده‌است در عمل فاقد كارآيي موثر بوده و به صورت بهینه نتوانسته جوابگوی فرآيند توسعه به ویژه توسعه پایدار در کشاورزي باشد. به خصوص در دراز مدت با تغييرات و تحولاتي كه در مسير رشد و ارتقاي شاخص‌های خاص توليد و بازار جهانی محصولات کشاورزی به وقوع پيوست، مسائل بسيار پيچيده‌تر و داراي ابعاد متفاوت‌تري شده‌اند و این سیستم ناکار آمدي بیشتری را نشان مي‌دهد.ازجمله دلایل ناکار آمدی سیستم متعارف تحقیق، ترویج و آموزش کشاورزی عبارتند از فرايند طراحی یافته‌ها و دستور العمل‌ها بدون در نظر گرفتن تنوع و پيچيدگي اقليم و موقعيت خاص مناطق عملياتي صورت مي‌گيرد.

  • § مکانیسم پژوهش‌ها به جاي مزرعه محوري مبتني بر تحقيقات بنیادی مي‌باشد و بيشتر به ارتباط يك طرفه تحقيق-كاربر تاكيد مي‌كند.
  • § محققان شناخت و باز خورد مناسب و جامعی از تجربيات و دانش بومی و شرایط اقلیمی در طراحی یافته ندارند.
  • § منطقه و بهره‌برداران به دلیل تنوع در ساختارها و اكو سيستم، در برابر یافته‌های توصيه‌اي و انتقالي، داراي مسائل غير مترقبه و غير منتظره‌اي مواجه هستند كه اين پيچيدگي‌ها، بهره‌بردا ران را در برابر ناكار آمدي یافته‌های توصيه شده در موضوع ايجابي قرارداده و باعث بي اعتمادي و عدم كاربرد يافته در سطح وسيع و به صورت جامع مي‌گردد.
  • § موضوع محوري بودن تحقيقات بجاي نياز محوري بودن آن، از لحاظ رفتاري با احساس عدم مالكيت به موضوع در بين بهره‌بردا ران ميگردد و باعث مقاومت در برابر پذيرش یافته‌ها مي‌گردد.
  • § عدم دخالت آگاهانه بهره‌برداران در فرايند تصميم‌گيري و برنامه ریزی، منجر به پيدايش يافته‌هاي تحقيقاتي و دستور العمل‌هایی است كه به ندرت در راستاي نياز و مشكلات واقعی بهره‌بردا ران است.
  • § ابزارها و شيوه‌هاي انتقال يافته‌هاي تحقيقاتي نيز در اين فرايند كارايي ندارند زيرا در استفاده از شيوه‌هاي آموزشي خاص يك طرفه بخش مهمي از دانش بومي و تجربيات بهره‌برداران به كار گرفته نمي‌شود و بالطبع ناسازگاري‌هاي ايجابي بين دانش و تجربه باعث عدم فرايند انتقال مي‌گردد.

   بنابر این برقراري و توسعه مديريت جامع توسعه کشاورزی ارگانیک نيازمند بازنگري، دقت و نگرش خاصی است تا خطاها و بحران‌هاي ناشي از هم خواني یافته‌های تحقیقاتی و تكنولوژي با فرايند مديريت مزارع توسط بهره‌بردا ران در مناطق مختلف و با ویژگی‌های متنوع اجتماعی و اقتصادی  با مشكلات همراه نباشد.

 

ضعف روش های توسعه وانتقال یافته ها ی ارگانیک

 

بالا به پایین بودن روش انتقال یافته

 

عدم انطباق یافته ها با شرایط اکولوژی

 منطقه ای

 

عدم به کارگیری دانش بومی

 

ضعف  کار ایی یافته های

تحقیقاتی

 

ضعف روش های ترویج و اموزش متعارف 

 

يكي از محدودیت‌ها و چالش اصلی در فرآيند توسعه کشاورزی ارگانیک که حتی در فرآيند توسعه کشاورزی هم وجود دارد اين است كه چرا بعد از 5 الي 6 دهه انقلاب صنعتي و پيدايش تكنولوژي به معناي جامع آن يعني مجموعه دانش و صنعت، بسياري از نتابج آن در قالب تحقيقات در صف بهره‌بردار و توليد كننده و به طور كلي در سطح مبدأ به كا ر گرفته نمي‌شود. به طور واضح‌تر سوالي كه مطرح شده با در نظر گرفتن يك بعد از فرايند ارتباطي تحقيق- بهره‌بردار يعني فقط نگاه به عدم پذيرش و بكارگيري نتايج تحقيقات در قالب تكنو لوژي در بخش تولید و يا به طور جامع‌تر در بخش بهره‌بردار كرده‌است يعني آنچه را كه به معناي واقعي تحقيق و تكنولوژي وجود دارد مورد كنكاش قرار نگرفته‌است. آنچه كه به طور خاص دراين مقاله مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد در دو شاخص عمده ذيل مورد توجه قرار مي‌گيرد:

الف - چرا نتايج بسياري از تحقيقات در فرايند توليد به صورت جامع به كار گرفته نمي‌شود ؟

ب - آنچه را كه در بخش تحقيقات به عنوان پكيج‌هاي تحقيقاتي ارايه مي‌شود تا چه حد مبتني بر واقعيت بوم ساخت تولید و شرایط اجتماعی مناطق عملیات قرار دارد؟

    آنچه كه در بخش دوم مورد تحليل قرار مي‌گيرد به طور خاص به اين مسئله مي‌پردازد كه تحقيقات و فعاليت‌هاي تحقيقاتي تا چه حد بر مبناي حل نيازها و ضرورت‌هاي شاخص بخش انجام گرفته و تا چه ميزان مبتني بر شرايط و ويژگي‌هاي ساختارهاي تشكيل دهنده بوم ساخت استوار است.

      ورود تكنولوژي و صنعت دراين بخش در دهه 50 آغاز و باعث تحولات چشمگيري در فرايند توليد گرديد. اما مسئله- اي كه تنها بعد از دو دهه ورود تكنولوژي و صنعت به بخش توليد ذهنيت جامعه بين‌المللي را مورد توجه قرار دارد، مخاطرات و مشكلات و بحران‌هائي بود كه در اثر كاربرد صنعت و تكنولوژي به صورت نامتعارف گريبانگر فرايند توليد را گرفت و تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده‌است. در بخش كشاورزي به عنوان فعاليت عظيم و فراگير جامعه بشري در دنيا مسائل و بحران‌هائي نظير ظهور آفات و امراض جديد مقاومت آفات در برابر سموم شيميائي مورد استفاده، بحران‌هاي ناشي از مصارف بي رويه تكنولوژي‌هاي تهيه شده از مواد شيميائي و خطرات تهديدكننده سلامت انسان مصرف كننده را به وجود آورده كه علاوه بر تهديد كميت توليد كه عملا سرمايه گذاري در بخش را زير سؤال برده، كیفیت را نيز با خطراتي مواجه كرده‌است.

با وجود ضرورت و نياز به ورود تکنولوژی به بخش توليد و اجراي برنامه‌هاي مبتني بر تحقيقات جديد با نتايج بسيار همراه بوده‌است ولي براي گسترش و ترويج آن با هدف تلفيق و يك كاسه كردن برنامه‌ها و بهبود خطي مشي‌ها با چالش‌هاي بسياري مواجه بوده‌است. توسعه تكنولوژي از طريق برنامه‌هاي طراحي شده در راستاي پروژه‌هاي طراحي انتقال تكنولوژي بر اساس ايجاد ايستگاه‌هاي تحقیقاتی و تحقيق محققان براي يافتن راه حل‌هاي مناسب براي مشكلات و ارائه آن به نهادهاي توسعه‌دهنده و ترويج براي انتقال به طيف كاربر جهت كاربرد آن در سطح هدف و مناطق عملياتي صورت مي‌گيرد. آنچه كه مشخص شده اين است كه اين رهيافت درعمل فاقد کارایی بوده و نتوانست به خوبي اجرا شود. بويژه در دراز مدت با تغييرات و تحولاتي كه د رمسير رشد و ارتقاي فرايند‌هاي توليد و بازار جهان به وقوع پيوست، مسائل بسيار پيچيده‌تر و داراي ابعاد متفاوت‌تري شده‌اند. درتحليل عدم مناسب بودن و كافي بودن اين رويكرد، مسائل شاخص ذيل مورد توجه قرار مي‌گيرد:

- فرايند تصميم‌گيري به صورت متمركز از بالا به پايين و در راستاي استراتژي‌هاي كلان مديريت  بدون در نظر گرفتن تنوع و پيچيدگي اقليم و موقعيت خاص مناطق عملياتي استو ار بوده است. در اين بين انتخاب و معرفي تكنولوژي متمركز آموزشي بوده و به جاي كاربر محوري مبتني بر تحقيق مي‌باشد و بيشتر به ارتباط يك طرفه تحقيق - كاربر تاكيد مي‌كند.در حالي‌که پيوند و ارتباط بين بخش‌هاي مولد تحقيق و تكنولوژي با عوامل انتقال و كاربرنهائي در اين فرايند بسيار ضعيف است زيرا محققان باز خوردي از كاربران نداشته و تنها بازخوردها ضعيفي از عوامل انتقال دريافت مي‌كنند. موضوع محوري بودن تحقيقات بجاي نياز محوري بودن آن در اين فرايندكه در واقع از لحاظ رفتاري با احساس عدم مالكيت به موضوع در بين كاربران ميگردد نيز از عوامل مقاومت در برابر پذيرش تحقيقات مي‌گردد. ابزارها و شيوه‌هاي انتقال يافته‌هاي تحقيقاتي نيز در اين فرايند كارايي ندارند زيرا عوامل توسعه‌دهنده با استفاده ‌از شيو ه‌هاي آموزشي خاص يك طرفه كه مبتني بر آموزش كلاسيك معلم -شاگردي در بسياري از پروژه‌ها است كه بخش مهمي از فرايند يادگيري يعني دانش بومي و تجربيات عملياتي موجود در طراحي آموزشي به كار گرفته نمی‌شود و بالطبع ناسازگاري‌هاي ايجابي بين دانش و تجربه باعث عدم فرآيند انتقال مي‌گردد.
-2 تحليل مسايل و محدويت‌هاي مربوط به زیر ساختارهای کشاورزی در ایران در حرکت به سمت ارگانیک

  در بررسی ساختار و شاخص‌های پایه در توسعه کشاورزی شش عامل اصلی وجود دارند که مهم‌ترین این عوامل چهار شاخص مربوط به منابع تولید در کشاورزی شامل آب، خاک، اقلیم، نیروی انسانی مي‌باشد. بررسی وضعیت ارکان توسعه کشاورزی و تعیین رکن اصلی در طراحی راهبرد عملیاتی کشاورزی پایدار در کشور پایه اصلی طراحی برنامه توسعه پایدار کشاورزی را شامل مي‌شود. به این منظور که در حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک و پایداری کشاورزی به جای تحلیل و شاخص‌های بیرونی، بایستی زیر ساختار‌های موجود کشاورزی بررسی و بر اساس واقعیتهای موجود برنامه ریزی را انجام داد.

 نکته کلیدی در این خصوص طراحی برنامه ارگانیک بر اساس شاخص‌های موجود کشاورزی است نه اصرار و قانون گذاري در جهت تغییر شرایط و ساختار اجتماعی، اقتصادی، اکوسیستمی کشاورزی کشور در جهت توسعه. به عبارت دیگر فرآيند توسعه کشاورزی ارگانیک منطبق بر شرایط و زیر ساختار‌های هر منطقه طراحی مي‌شود ولی مسئله اصلی انتخاب شاخص اصلی برای شروع برنامه ریزی است. در ذیل به اجمال شاخص‌های اصلی کشاورزی در کشور اشاره شده‌است.

محدودیت زیر ساختارها در توسعه

 

محدودیت آّب

 

کوچکی زمین‌های زراعی

 

محدودیت اقلیم

 

کمبود بارندگی

 

پراکنش بارندگی

 

ضعف درکار آیی  مصرف آب

 

مصرف بر رویه آب در کشاورزی

 

مالکیت زیر 2 هکتار

 

4500000 نفر بهره‌بردار

 

کشاورزی مبتنی بر 800000 روستا

 

تبخیر و تعرق بالا

 

اقلیم خشک و نیمه خشک

 

 بررسی زیر ساختار اصلی در توسعه کشاورزی نشان مي‌دهد که مهم‌ترین چالش توسعه کشاورزی پایدار بحران آب و کشاورزی مبتنی بر واحد‌های روستایی مي‌باشد بنابر این نقطه کلیدی راهبرد کشاورزی پایدار در ايران بایستی بر اساس این ساختار طراحی گردد

1-4-2: منابع انسانی:

حدود پنج میلیون خانوار کشاورزي در ایران شناسایی شده‌اند. کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 80000روستاست. یعنی بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره‌برداران روستایی ایران شكل مي‌گيرد. بنابر این ساختار کشاورزی ایران خرده مالكي و مبتنی بر تنوع محصولی در واحد‌های روستایی است. بسیاری این ساختار را به عنوان چالش اصلی در حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک عنوان مي‌كنند. ولی نکته کلیدی در این خصوص انطباق برنامه توسعه بر اساس شرایط موجود است نه تغيير ساختار. یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه پایدار کشاورزی نیست بلكه فرآيند برنامه ریزی خاص و ديناميكي را می طلبد تا بدون دست کاري غیر ممکن ساختار موجود، فرايند کشاورزي ارگانیک و کشاورزی پایدار را بر اساس همین ساختار عملياتي نماید.

2-4-2 خاک

خاک و سرزمین ایران بستر محدود کننده‌ای در توسعه کشاورزی نیست. زيرا مس

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۶/۱/۱۳۹۱ و ساعت ۱۴:۲۹ | نظر(0)

                                              به نام خدا
مقدمه

        مصرف هزاران تن انواع مواد شیمیایی صنعتی  در حوزه کشاورزی تحت عناوین کودهای شیمیایی و آفت کش ها شرایط مخاطره آمیزی را برای جامعه فراهم می آورد که آثار باقیمانده سموم و مواد شیمیایی و تهدید سلامت جامعه مصرف کننده، تهدید سلامت کشاورز در اثر تماس با انواع سموم شیمیایی، بروز مسمومیت های تصادفی در اثر مصرف ظروف سموم به عنوان مواد غذایی و آشامیدنی ار آن جمله اند.  بحران های ناشی از مصرف بی رویه نهاده‌های شیمیایی، در دهه‌های اخیر، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته‌است. در دنیا هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت‌ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرآيند تولید با مشكل روبرو شده‌است. در یک دوره چهل ساله میزان مصرف مواد شیمیایی در دنیا به ده برابر و میزان کاهش محصول ناشی از خسارت آفات به دو برابر افزایش یافته‌است. علاوه بر مسائل و بحران‌هائي نظير ظهور آفات و امراض جديد، مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات، بیماری و علف هرز، مسموميت‌ها، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری‌های پوستی، سرطان‌ها، مسموميت‌های منجر به مرگ، بیماری‌های مزمن، تخریب محیط زیست و کشت بوم‌های طبیعی، بر هم خوردن تعادل‌های طبیعی، كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده‌است این شرایط نشان مي‌دهد که بر خلاف برنامه‌های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود مواد و تكنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی ترین هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به علت مخاطرا ت ناشی از مصرف بی رویه مواد شیمیایی به خطر افتاده و این در کنار اهمیت سلامت غذا و محیط زیست که همواره با تهدیدهای جدی روبرو بوده باعث شده که در دهه‌های اخیر سلامت محصولات کشاورزی و فرآيند کشاورزی ارگانیک به صورت پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته است. دربرابر توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های فراوانی وجود دارد . مهمترین مانع  در  این میان ،   جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراريخته (GMO) ، هورمون های رشد،  آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده و... می دانند که البته اکثر حامیان این تفکر را همان شرکت‌های بزرگ تجاری فعال در سموم شیمیایی تشكيل مي‌دهند. بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن اظهار نموده‌اند که اگر کشور‌ها روش تولید ارگانیک را در تولید محصولات کشاورزی انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه‌های مختلف عنوان مي‌كنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین‌تر است. آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات تراريخته، هورمون های رشد، آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته‌اند، توجیه می نمايند. این اظهار نظر‌ها و تبلیغات در کنار اظهار نظرهای برخی از کار شناسان و سیاستگزاران در خصوص چالش‌ها و مشكلات مربوط به کشاورزی ارگانیک باعث شده که دستیابی به آن سخت و یا غیر ممکن تصور شود. به هر حال ، برای ورود به سیستم کشاورزی ارگانیک مجموعه‌ای از چالش‌ها به عنوان موانع توسعه کشاورزی ارگانیک مطرح مي‌شود که شناخت و تحلیل این چالش‌ها در تدوین برنامه‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک در کشور ضروری مي‌باشد.

 تعریف  و اهداف كشاورزي ارگانيك

     كشاورزي ارگانیک يك نظام مديريت توليد جامع‏نگر است كه موجب افزايش سلامت کشت‏بوم از نظر تنوع زيستي، چرخه طبيعي عناصر غذايي و فعاليت‏هاي ميكروبي و زيستي خاك مي‏شود.جهت تغذيه گياهي و حفظ حاصلخيزي خاك تا حد امکان متکي به تناوب زراعي، استفاده از بقاياي گياهي، كود حيواني، بقولات، كود سبز، پسماندهاي آلي برون مزرعه‏اي، کنترل مكانيكي علف‌هاي هرز، سنگ‏هاي معدني و براي کنترل آفات و بيماري‏ها، متکي بر ارگانیک است. کشاورزی ارگانیک را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کنند:

الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول

ب- بذر و نهال

ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه

د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری و بر این اساس کشت ارگانیک را دارای مزایای ذیل می داند :

  • - رعایت ملاحظات زیست محیطی
  • - هزینه پایین تر تولید نسبت به کشت معمولی فقیمت بالاتر محصولات ارگانیک
  • - سلامت وامنیت غذایی مصرف کنندگان ، حفاظت مناسب از منابع آب و خاک
  • - امکان بکارگیری روش های کشت مخلوط که منجر به افزایش بهره وری می شوند
  • - کاهش ضایعات کشاورزی به دلیل استفاده آنها به صورت کمپوست در تولید

  بر اساس تعريف فدراسيون بين‏المللي جنبش كشاورزي ارگانیک (IFOAM)، كشاورزي ارگانیک يك  سامانه كشاورزي است كه در آن جنبه‏هاي زيستي، اجتماعي و اقتصادي توليد پايدار غذا، پوشاك، فراورده‏های چوبي و غيره بهبود مي‏يابد. در اين سامانه حاصلخيزي خاك به‏عنوان كليد  توليد موفق در نظر گرفته مي‏شود. در كشاورزي ارگانیک با بهره‏گيري از ويژگي‏هاي طبيعي گياهان، دام‏ها و محيط، کيفيت نظام كشاورزي و محيط زيست حفظ شده و بهبود مي‏يابد. اهداف کشاورزی عبارتند از :

  • § اهداف زیست محیطی کشاورزی پایدار عبارتند از : توازن زیست بوم -عدم آلودگی شیمیایی -آب و خاک تمیز -مدیریت تولید بر مبنای اگرو اکوسیستم -حفظ منابع طبیعی -حاصلخیزی بالای خاک-مدیریت مخاطرات زیستی در فعالیت های کشاورزی
  • § اهداف اصلی اجتماعی کشاورزی پایدار عبارتند از : احترام به فرهنگ محلی - تامین نیازهای محلی- توانمند سازی زنان و خانوارکشاورز -پایداری در مشارکت محلی -انطباق دانش بومی و تجربیات -امنیت و سلامت غذای جامعه - شرایط کاری حرفه ای خوب برای کشاورز
  • § اهداف اصلی اقتصادی کشاورز پایدار عبارتند از : دسترسی و ورود بازارمناسب وتجارت منصفانه -افزایش بهروه وری اقتصادی تولید.-پایدار اقتصاد خانوار تولید کننده -فزایش تولید و ارزش افزوده تولیدات -کاهش هزینه های تولید . بازده خوب و مداوم . کاهش نهاده های بیرونی.-بهترین استفاده از منابع محلی

این اهداف را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد:

الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی.

ب، حمایت از اکولوژی  گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماریها و علف های هرز.

 توسعه کشاورزی ارگانیک در دنیا

     عواملی که منجر به ظهور کشاورزی ارگانیک، بيولوژيك و اکولوژیک و بالاخره جنبش کشاورزی تجدید شونده شد. به « انتشارات آلبرت هووارد» بر می گردد. کشاورزی تلفیقی، غیر متمرکز و عاری از مواد شیمیایی، بوسیله « نورث برن» در سال 1940 مطرح گردید ؛ وی اولین کسی بود که کلمه ارگانیک را بکار برد و بدین ترتیب فلسفه و روش مربوطه را معرفی کرد. در این دهه مطالب زیادی در این مورد به رشته تحریر درآمد. « فالکنر» تراژدی بیولوژیکی و انسانی ناشی از تکنولوژی نامطلوب را تشریح کرد.در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 منابع علمی متعددی در رابطه با کشاورزی ارگانیک به چاپ رسید. « لوئیس برم فیلد» نیز در توسعه کشاورزی ارگانیک که در آن انسان، گیاه و دام در یک سیستم زنده با هم در ارتباط هستند، سهیم بود. وی دریافت که مهارت یک کشاورز خوب، گواهی است بر اینکه هر کس نمی تواند کشاورز باشد. محققین دیگر نیز در رایطه با صدمه به محیط و تخریب منابع که ناشی از روش های جدید زراعت است، بحث کرده اند. آنها مکررا از روش « جامع نگری » در کشاورزی حمایت کرده اند. تا سالهای آخر دهه 1950 تکنولوژی های صنعتی به صورت فزاینده ای تکامل یافت ؛ از جمله تخصصی شدن کشت گیاهان زراعی در مزارع و قابلیت دسترسی زیاد به کودها و آفت کش ها زیاد شد؛ کمبود نیروی کار با تراکتور مرتفع گردید؛ امکانات مالی برای سرمایه گذاری به آسانی در دسترس بود، با این همه مشکلات اساسی در این دوره مازاد تولیدات کشاورزی بود. در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علفهای هرز و نیاز به کارگر زیاد در بخش کشاورزی، همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد و همانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردید. همچنین به حفاظت خاک که تنها موردی بود که از دهه های گذشته مطرح بود. در این دوره توجه بیشتری شد و منابع زیادتری به این کار اختصاص داده شد.

        در همین راستا یازدهمین کنفرانس خوار و بار جهانی کشاورزی و بیست و نهمین اجلاس سازمان بهداشت جهانی آغاز تفکر مشترک بین المللی در خصوص تمرکز این دو سازمان بین المللی بر مبحث بسیار مهم و حیاتی سلامت غذایی بشر بوده است که در این ارتباط رم مرکز کشور ایتالیا در سال 1963 میلادی شاهد تصمیم بسیار تاثیر گذار در زمینه سلامت جامعه بشری بود. در این همگرایی اندیشه ، مواردی از قبیل مصرف سموم شیمیایی و میزان باقیمانده آنها در فر آورده های کشاورزی، مواد افزودنی به مواد غذایی، داروها و هورمون های رشد گیاهی و جانوری و آلاینده های شیمیایی باقیمانده از عناصر سنگین مورد تاکید قرار داشته است و تاکید شد  که  سیستم های کشاورزی باید نیازهای انسان امروزی و آنچه را که در یک دهه یا حتی یک قرن بعد نیاز دارد، فراهم کند و بدین ترتیب کشاورزی پایدار از اهدافی است که باید هر چه سریعتر به آن دست یافت.  تولید و عرصه مواد غذایی از ارکان اصلی امنیت غذایی بشمار می رود لکن حقوق مربوط به غذا دارای ابعاد و پیچیدگی های بیشتری است به گونه ای که یکی از حقوق مورد اشاره در منشور حقوق بشر و دیگر اسناد بین المللی مرتبط حق دسترسی به زندگی مناسب از جمله غذای سالم و کافی است.

     بررسی  در 20 کشور جهان و در دو میلیون نفر که بر ر وی  000 405 هکتاردر حال فعالیت در کشاورزی ارگانیک هستند   نشان می دهد که به طور حتم  کشاورزی ارگانیک  با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است. ( New Scientist/2001) و این موضوعی است که نمی توان آنرا به یک مورد ناچیز نسبت داد و یا از آن براحتی چشم پوشید موضوع قابل توجه این است  که این فرایند در 5-10 سال گذشته و در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی اتفاق افتاده است(J.Pretty). درجنوب برزیل نیز 22300کشاورزبا استفاده از کود سبزو پوشش گیاهی از خانواده بقولات و تلفیق دامها در چرخه تولید مقدار محصول ذرت تولیدی را دو برابر نموده و گندم تولیدی را به 4تا5 تن در هکتار افزایش دادند (Pretty).درگواتمالا و هندوراس 4500کشاورز با استفاده از فن آوری جایگزینی مقدار ذرت تولید شان را به سه برابر افزایش دادندو تنوع محصولات را در مزارع خود زیاد کردند و باعث رشد اقتصادی و بازگشت مهاجرین به روستاهایشان شدند.

2000کشاورز در کنیا از برنامه های کشاورزی پایدار بهره می برند و توانسته اند مفدار ذرت تولیدی خود را به  5/2تا5/3تن در هکتار افزایش داده و تولید سبزیجات را در طول دوره خشکی پایدار و بهبود بخشند.1000کشاورز خرده مالک در مکزیک با روش کشاورزی ارگانیک قهوه تولید می کنند که میزان تولید خودرا با این روش 5/1 برابر افزایش داده اند.یک میلیون کشاورز برنجکار در کشورهای  جنوب شرقی اسیا سیستم کشاورزی خود را  به کشاورزی ارگانیک تغییر داده اند. در این روش کشاورزان با استفاده از روش های جایگزین  ضمن کنترل افات   و عدم استفاده از مواد شیمیایی میزان محصول خود را 10 درصد افزایش داده اند (Parrott).در ایالت مادیا پرادش هندوستان میانگین تولید پنبه  تا بیست در صد  در کشاورزی ارگانیک افزایش داشته است.درماداگاسکار با روش کشاورزی ارگانیک میزان تولید محصول برنج از 2تا3 تن به 6 تا 8 تا 10 تن افزایش پیدا کرده است.در کشور اتیوپی که همیشه با کلمه قحطی همراه بوده است اخیرا با عملیاتی کردن کشاورزی پایدار با استفاده از مواد طبیعی به خصوص جایگزین کرده کمپوست در مزارع لم یزرع به تولید بالاتری از تولید حتی در مقایسه با موارد استفاده از کود شیمیایی دست پیدا کرده اند.

موارد عینی فوق  که نه در مساحتهای کوچک  بلکه  در سطح و تهداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی  نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی نه تنها امکان پذیر بلکه با  افزایش تولید و کاهش  هزینه های و با روش های ساده قابل توسعه در سطح با هدف امنیت و سلامت غذا می باشد.

بیشترین تعداد مزارع تحت کشاورزی ارگانیک به ترتیب در کشورهای مکزیک، ایتالیا، اوگاندا، سری لانکا، فیلیپین، تانزانیا، پرو، اتریش، تیمور شرقی و آلمان قرار دارند که بیشترین محصولات تحت کشت ارگانیک در جهان با توجه به سطح زیر کشت آن عبارتند از به ترتیب زیتون، قهوه، میوه‌ها و خشکبار، انگور، میوه‌های گرمسیری، کاکائو، مرکبات، چای، نیشکر و در نهایت گیاهان دارویی. آرژانتین و استرالیا از مناطقی هستند که عمده بازار صادرات محصولات ارگانیک را در انحصار خود قرار داده‌اند. به طوری​که در سال 2003 فقط آرژانتین از فروش محصولات ارگانیک مانند حبوبات، قهوه، شکر و گوشت حدود 4 میلیارد دلار در آمد ارزی به دست آورده‌است.

 بازار و پتانسیل  درآمد زايي محصولات ارگانیک

تا سال 2007 میلادی بیش از 30 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی مناطق مختلف جهان به کشت ارگانیک تخصیص دارد. که از این مقدار استرالیا و اقیانوسیه با بیشترین سطح زیر کشت ارگانیک دارای 8/11 میلیون هکتار اراضی ارگانیک بوده است؛ تنها در کشور استرالیا 2689 مزرعه با کشت ارگانیک مدیریت می‌شوند و بخش عمده تولیدات این کشور به انگلستان، ایالات متحده آمریکا و نیوزلند صادر می‌شود. همچنان قاره آفریقا با کمترین سطح زیر کشت (9/0 میلیون هکتار) در مقام آخر قرار داشته و هیچ سازمان غیر دولتی این فرآیند را در این قاره هدایت نمی‌کنند و به ترتیب اروپا با 9/6 میلیون هکتار، آمریکا جنوبی با 8/5 میلیون هکتار، آسیا با 9/2 میلیون هکتار منطبق بر 130 هزار مزرعه ارگانیک و در نهایت آمریکا شمالی با 2/2 میلیون هکتار اراضی تحت کشت ارگانیک، برا بر با تنها 6/0 درصد از کل اراضی قابل کشت نیم قاره، در مقیاس جهانی سهم داشته‌اند ..  در حال حاضر با توجه به آمار داده شده در سال 2008 سطح زیر کشت ارگانیک در دنیا به نزدیک 42 میلیون هکتار می‌رسد که با پایان یافتن سال جاری (2008) داده‌های دقیق‌تری در این ارتباط در دست خواهد بود. در قاره آسیا بخش عمده فعالیت‌های ارگانیک بدون گواهی خاص و نظارت انجام گرفته و بر اساس گزارش IFOAM در سال 2007، تنها کشورهای هند، ژاپن، کره، فیلیپین، تایوان و تایلند دارای اعنبارنامه‌های بین المللی ارگانیک بوده‌اند. به لحاظ تجارت خارجی و بازار فقط در سال 2003 میلادی حدود 25 میلیارد دلار ارزش فروش محصولات کشاورزی ارگانیک بود. به طوری که سه منطقه امریکای شمالی، اروپا و ژاپن به عنوان بازارهای مهم مصرف این نوع محصولات شناخته شدند. از اینرو بررسی‌ها نشان مي‌دهد، سه منطقه مذکور به لحاظ وضعیت مناسب درآمد سرانه، در تلاشند با آگاهی و اطلاع رسانی مناسب، افراد جوامع خود را به مصرف این محصولات برای بالا بردن سلامت جسم و روح ترغیب کنند. از اینرو، پیش بینی مي‌شود. ضمن افزایش و ارتقای فرهنگ مصرف محصولات کشاورزی ارگانیک نسبت به غیر ارگانیک در اروپا، امریکای شمالی و ژاپن، بازار مصرف چندین برابر بازار مصرف فعلی شود برای مثال دو کشور امریکا و کانادا در سال 2003 حدود 75/11 میلیارد دلار و اروپا 5/10 میلیارد دلار مصرف کننده محصولات کشاورزی ارگانیک بوده‌اند. در سال 2005 بازار ارگانیک اروپا بین 14-13 میلیارد یورو تخمین زده شد به طوریکه بیشترین بازار محصولات ارگانیک در کشور آلمان با مقدار 9/3 میلیارد یورو و پس از آن ایتالیا با 4/2 میلیارد یورو و در نهایت فرانسه با 2/2 میلیارد یورو بیشترین مصرف کنندگان اروپایی محصولات ارگانیک بودند. بیشترین سهم تولید در بازار محصولات ارگانیک را در اروپا سوئیس با سهم 5/4 درصدی بر عهده دارد. آمریکا شمالی با 5/11 میلیارد یورو سود حاصل از تولید و صادرات محصولات ارگانیک در سال 2005، 45 درصد کل تولیدات ارگانیک را بر عهده داشته است. افزایش تمایل مردن این نیم قاره به مصرف محصولات ارگانیک و تلاش انجمن‌های زیست محیطی و سلامت همگی به افزایش تولید و صادرات محصولات ارگانیک در این نیم قاره کمک کرده است .اندازه اهميت بازار جهاني غذايي حلال را نميتوان انكار كرد اما ثابت شده است كه ارزش گذاري بازار دشوار است برآوردها از اندازه بازار جهاني حلال از 50ميليارد دلار تا 2 تريلون دلار متغير است ارزش 50ميليارد دلار سالانه يك برآورد منطقي،هزينه جهاني براي غذاي حلال مي باشد زيرا اين برآورد فرض مي كند كه هزينه سرانه براي چنين محصولاتي حدودا 300 دلار در سال مي باشد

 

شرایط و الزامات برای  عرضه محصولات سالم وارگانیک در بازار های ملی و بین المللی

 نکته کلیدی : محصولات کشاورزی ارگانیک و سالم  برای عرضه در بازار های داخلی و بین المللی بایستی  گواهی شده باشند. به عبارت دیگر بدون استقرار نظام گواهی محصولات و فرآورد ه های کشاورزی امکان عرضه  محصولات تحت عناوین ارگانیک و سالم  وجود ندارد  .گواهی محصولات شرط لازم برای عرضه محصولات کشاورزی در بازار های بین المللی   و وظیفه و مسئولیت  اخلاقی برای عرضه در بازار های داخلی است . گواهی محصول یعنی تضمین  کیفیت فرایند تولید و محصول با استاندارد های مشخص  که این استاندارد ها یا اجباریند مانند  تضمین کیفیت محصول  و یا اختیاریند مثل استاندارد های  ارگانیک

مفهوم گواهي محصولات کشاورزی :

 نظام گواهی محصولات کشاورزی عبارت است از مراحلي كه در آن، مرجع ذی صلاحی بر اساس یک نظام معتبر به طور كتبي انطباق فرایند تولید، فرآوری ، شبکه توزیع و.... محصولات غذایی را با استانداردها و مقررات خاصی  تضمین می کند .این گواهی نشان می دهد که در محصول دارای ویژگی های خاصی مطابق با یک استاندارد است که ایمنی  محصولات ، ایمنی زیستی  فرایند تولید و.. را تضمین می کند .

 الزامات اجرایی  گواهی محصولات کشاورزی

برای پیاده سازی نظام گواهی محصولا ت کشاورزی ارکان ذیل مورد نیاز است :

1- مرجع ذی صلاح : به سازمان دولتي یا حقوقی گفته مي شود كه به موجب قوانين و مقررات داراي صلاحيت علمي و قانوني در زمينه نظارت بر نظام توليد ارگانيك مي باشد.

2-استاندارد ها و مقررات  :    یک سری  مقررات و استاندارد های تایید شده توسط مرجع ذی صلاح  شامل استاندارد کیفیت  محصول ، حفظ محیط زیست ،ایمنی مصرف کنندگان و در بعضی موارد استاندارد های اجتماعی  است . برای صدور گواهی  محصول  فرایند تولید محصول با این استاندارد ها  توسط موسسات بازرسی تطبیق داده می شوند .این استاندارد ها اجباری و داوطلبانه هستند . استاندارد های اجباری شامل مقررات مربوط تجارت و بازار بین المللی  محصولات هستند  .این استاندارد ها  عبارتند از :

••     استانداردهاي بين‎المللي: استانداردهايی هستند که توسط سازمان‎هاي بين‎المللي وضع و توسط قانون‏گذاران داخلي پذيرفته مي‎شوند. ازجمله این استاندارد ها عبارتند از :

  • ü کمسیون کدکس تحت حاکمیت دو سازمان بین المللی FAOو WHO .
  • ü کمسیون اقدامات بهداشت گیاهی (CPM) که بر کنوانسیون بین المللی حفاظت گیا هان (IPPC) نظارت دارد.
  • ü سازمان جهانی بهداشت حیوانات (OIE) برای تجارت جهانی حیوانات و محصولات حیوانی نظارت دارد.
  • ü فدراسیون بین المللی جنبش کشاورزی ارگانیک (IFOAM)
  • استانداردهاي منطقه‎اي/ فرا منطقه‎اي :مناطق مختلف جهان، استانداردهاي منطقه‎اي و فرا منطقه‎اي مختلفي را براي کشاورزي ارگانیک تدوين کرده يا در حال تهيه آن هستند .از جمله این استاندارد ها :
  • ü مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات اتحادیه اروپا
  • ü مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات ایالات متحده
  • ü مقررات و استاندارد های حاکم بر وارادات ملی در کشورها مانند : ژاپن ،استرالیا ،چین ،بوتان ،هنگ کنگ ،هندوستان ،مالزی ،زلاندلو،پاکستان ،فیلیپین ،سنگاپور ، تایلند ،ویتنام
  • استانداردهاي ملي:مجموعه استانداردهاي پايه هستند که توسط هر کشور و بر اساس قوانين و مقررات سازمان‎هاي گواهي‎کننده و مجاري قانوني تهيه مي‎شوند. در استانداردهاي ملي به حداقل شرايط لازم براي نظارت بر توليد، فراوري ، بازرسي، برچسب‎زني و به بازاريابي اشاره شده‌است.
  • استانداردهاي گواهي/ استانداردهاي محلی :اين استانداردهاي خصوصي بر خلاف قوانين ملي از قلب جامعه کشاورزي و مزرعه تدوين شده‎اند.

3-سیستم رسمي صدور گواهي: نظامي است كه توسط سازمان دولنی مرجع به طور رسمي برای چگونگی گواهی محصولات کشاورزی  به تصويب رسيده و يا مورد پذيرش مي باشد.

4- سیستم شناسه اطلاعات (ردیابی) : سیستم  معتبر و سیال  حاوی  چرخه اطلاعات کامل تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان بستر اصلی  ایجاد نظام کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود.

5-سیستم بازرسي:  فرايند بررسی چگونگی توليد و فرآوري محصولات شامل فرایند و مقررات بازرسی و کنترل   به منظور تایيد رعايت شرايط توليد ارگانيك است .

6-آكرديته رسمي: به مراحلي گفته مي شود كه به موجب آن دستگاه دولتي ذي صلاح به طور رسمي صلاحيت مؤسسه بازرسي كننده يا گواهي كننده را براي ارائه خدمات بازرسي و گواهي به تائيد مي رساند.

7-مؤسسات  مجری  بازرسی: مؤسسه اي تایید صلاحیت شده توسط مرجع ذی صلاح است كه مسؤليت  كنترل  و تطبیق صحت توليد، فرآوري، حمل و نقل و واردات محصول را بر اساس مقررات و استاندارد   بر عهده دارند

8-برچسب ارگانيك: عبارت است از متن نوشتاري، چاپي يا گرافيكي كه با هدف شناساندن محصول به آن الصاق مي شود يا در مجاورت محصول به نمايش گذارده مي شود

-ساختار   گواهی  محصولات ارگانیک

 

اعتبارنامه

 

صدور گواهی

 

بازرسی

 

•q     صدور گواهی مستقیم

 

•q     صدور گواهی مشترک

 

•q     صدور گواهی  ملی

 

گواهی کننده ملی

 

گواهی کننده خارجی

 

بازرسی خارجی  

 

بازرسی محلی

بازرسی محلی نماینده گواهی خارجی

 

نظام  گواهی محصولات  ارگانیک

 

 

     استاندارد‌هاو مقررات  اجباری گواهی محصولات کشاورزی  

استانداردها به قوانين توليد محصولات ارگانیک گفته مي‎شود. اين استانداردها، فرايندهاي توليد محصولات ارگانیک را با توجه به شرايط بوم‎شناختي و اجتماعي محل توليد، تعيين مي‎کنند.مقررات اصلی برای گواهی  محصولات کشاورزی عبارتند از :

1-مقررات ایمنی  محصولات (استاندارد محصول )  : فرایندی  که کیفیت و ایمنی محصولات  از خطر های احتمالی ناشی از آلود گی های محیطی (آب و..) ،آلودگیهای شیمیایی و آلودگیهای میکروبی تضمین  می کند . مکانیسم عملیاتی برای تحقق این ضمانت استقرار  مقررات (MRLs) یا مقررات  حداکثر باقیمانده مجاز آفت کش ها ، علف کش ها ، قارچ کش ها ،... و نظام سنجش میزان باقیمانده فلزات و عناصر می باشد .

2-مقررات ردیابی مدیریت تولید ، فرآوری ، حمل و نقل و .. (استاندارد فرایند ):

    برقرای نظام  کنترل مدیریت بر تمام مراحل تولید ، فرآوری و توزیع مواد غذایی   جهت حفاظت و تضمین حفاظت از آلاینده های زیست محیطی ، شیمیایی و بیولوژیکی . به کارگیری قواعد HACCP ، GAP   ،  GHP که کل  مراحل تولید محصول ،فرآوری  ، انبار ، بسته بندی ، حمل و نقل ، توزیع و ...را کنترل می شود و از این طریق  ضمن تضمین سلامت  محصول می توان نقاط بحرانی آلودگی را شناسایی و فرایند مدیریت ایمنی و کنترل بر اساس مقررات قانونی را انجام داد .

3-سیستم  و نظام ثبت اطلاعات   تولید کنندگان  :  چرخه اطلاعات  معتبر تولید ، تولید کنندگان و  فعالیت های وابسته در نظام کشاورزی است که به عنوان مکانیسم پایه برای ردیابی ، اعتماد سازی ، کنترل و گواهی محصولات به شمار می رود. استقرار سیستم سیال و معتبر به صورت کد های شناسه که نشان  دهنده اطلاعات اصلی در مورد منطقه ، محصول و تولید کننده  شامل استان ، شهرستان ، دهستان ، منطقه ، سال ، مقدار، محصول ، و فعالیت های انها باشد.

4-مقررات و سیستم  و نظام بازرسی  و تایید صلاحیت  موسسات بازرسی  : فرايند  بررسی چگونگی توليد و فرآوري محصولات به منظور تایيد رعايت شرايط انها با استاندارد ها و شرایط و مشخصات موسسات بازرسی دولیتی یا غیر ولتی داوطلب برای انجام بازرسی

5-سیستم و مقررات برچسب گذاری   : استقرار  سیستم برچسب گذاری به منظور تعیین کیفیت ،ابعاد ،وزن و اطلاعات کامل شامل نام کشور مبدا ،محصول ،رنگ ،خسارات ظاهری ،تاریخ تولید و انقضا

الزامات اجرایی : تعین مرجع ذی صلاح - تعیین نظام بازرسی  -تدوین استاندارد ملی یا بین المللی برچسب   - طراحی نظام شناسه بازرسی رسمی ملی یا بین المللی  نهاد های دارای اکردیته

6-برقراری قوانین بهداشت گیاهی و دامی   :  نظام مقررات بهداشت گیاهی به منظور جلوگیری  از ورود و شیوع آفات و بیماری های گیاهی و دامی   به مکان های جدید صورت می گیرد . برقراری نظام ثبت گواهی بهداشت  برای محصولات داخلی  شامل مقررات گیاهی و دامی مانند  بذر ، نهال ،میوه ، سبزیجات ، گل و استقرار نظام  قرنطینه برای تشخیص و شناسایی محصولات وارداتی  از الزامات اجرایی این بخش است

 

شاخص‌ها و مقررات بازرسی  درکشاورزی ارگانیک

تعیین حداقل شاخص ها و معیارها بر اساس باقیمانده مواد

 

تعیین ملاک های اثربخشی و کار آیی بازرسی

 

تعیین مرجع ذیصلاح ملی تایید و نظارت ملی  

 

ثبت روش اجرای بازرسی

 

تعیین ارکان و موسسات دارای صلاحیت بازرسی

 

بیطرفی موسسه در قبال بازرسی

 

نظام بازرسی

 

تعیین مرجع ذیصلاح ملی گواهی دهنده 

 

منطبق با شاخص های استاندارد ملی

محرمانه نگهداشتن اطلاعات به دست آمده از بازرسی

 

تعیین مقررات ارزیابی موسسات بازرسی

 

احراز صلاحیت موسسات متقاضی بازرسی

 

تعیین سازمان خصوصی بازرسی وارادات کشور

اطمینان از طی مراحل کامل بازرسی 

 

 


مقررات برچسب‌گذاری محصولات ارگانیک

تشریح نام و نوع محصول

 

12ماه بعداز شروع مرحله گذار طراحی می شود

 

تشریح مواد تشکیل دهنده بر اساس وزن

 

تشریح شناسه محصول

 

تشریح شناسه منطقه

 

برچسب ارگانیک

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲۴/۷/۱۳۹۰ و ساعت ۱۰:۱۳ | نظر(1)

مقدمه

        مصرف هزاران تن انواع مواد شیمیایی صنعتی  در حوزه کشاورزی تحت عناوین کودهای شیمیایی و آفت کش ها شرایط مخاطره آمیزی را برای جامعه فراهم می آورد که آثار باقیمانده سموم و مواد شیمیایی و تهدید سلامت جامعه مصرف کننده، تهدید سلامت کشاورز در اثر تماس با انواع سموم شیمیایی، بروز مسمومیت های تصادفی در اثر مصرف ظروف سموم به عنوان مواد غذایی و آشامیدنی ار آن جمله اند.  بحران های ناشی از مصرف بی رویه نهاده‌های شیمیایی، در دهه‌های اخیر، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته‌است. در دنیا هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت‌ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرآيند تولید با مشكل روبرو شده‌است. در یک دوره چهل ساله میزان مصرف مواد شیمیایی در دنیا به ده برابر و میزان کاهش محصول ناشی از خسارت آفات به دو برابر افزایش یافته‌است. علاوه بر مسائل و بحران‌هائي نظير ظهور آفات و امراض جديد، مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات، بیماری و علف هرز، مسموميت‌ها، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری‌های پوستی، سرطان‌ها، مسموميت‌های منجر به مرگ، بیماری‌های مزمن، تخریب محیط زیست و کشت بوم‌های طبیعی، بر هم خوردن تعادل‌های طبیعی، كميت توليد نیز با بحران مواجه نموده‌است این شرایط نشان مي‌دهد که بر خلاف برنامه‌های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود مواد و تكنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی ترین هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به علت مخاطرا ت ناشی از مصرف بی رویه مواد شیمیایی به خطر افتاده و این در کنار اهمیت سلامت غذا و محیط زیست که همواره با تهدیدهای جدی روبرو بوده باعث شده که در دهه‌های اخیر سلامت محصولات کشاورزی و فرآيند کشاورزی ارگانیک به صورت پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته است. دربرابر توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های فراوانی وجود دارد . مهمترین مانع  در  این میان ،   جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراريخته (GMO) ، هورمون های رشد،  آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده و... می دانند که البته اکثر حامیان این تفکر را همان شرکت‌های بزرگ تجاری فعال در سموم شیمیایی تشكيل مي‌دهند. بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن اظهار نموده‌اند که اگر کشور‌ها روش تولید ارگانیک را در تولید محصولات کشاورزی انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه‌های مختلف عنوان مي‌كنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین‌تر است. آنها از این طریق فشار را برای کار برد محصولات تراريخته، هورمون های رشد، آنتي‌بيوتيك‌های خوراکی دام، اشعه دادن و پرتو افکني و مواد شيميايي سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته‌اند، توجیه می نمايند. این اظهار نظر‌ها و تبلیغات در کنار اظهار نظرهای برخی از کار شناسان و سیاستگزاران در خصوص چالش‌ها و مشكلات مربوط به کشاورزی ارگانیک باعث شده که دستیابی به آن سخت و یا غیر ممکن تصور شود. به هر حال ، برای ورود به سیستم کشاورزی ارگانیک مجموعه‌ای از چالش‌ها به عنوان موانع توسعه کشاورزی ارگانیک مطرح مي‌شود که شناخت و تحلیل این چالش‌ها در تدوین برنامه‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک در کشور ضروری مي‌باشد.

2-مرور ادبیات توسعه کشاورزی ارگانیک در دنیا

     عواملی که منجر به ظهور کشاورزی ارگانیک، بيولوژيك و اکولوژیک و بالاخره جنبش کشاورزی تجدید شونده شد. به « انتشارات آلبرت هووارد» بر می گردد. کشاورزی تلفیقی، غیر متمرکز و عاری از مواد شیمیایی، بوسیله « نورث برن» در سال 1940 مطرح گردید ؛ وی اولین کسی بود که کلمه ارگانیک را بکار برد و بدین ترتیب فلسفه و روش مربوطه را معرفی کرد. در این دهه مطالب زیادی در این مورد به رشته تحریر درآمد. « فالکنر» تراژدی بیولوژیکی و انسانی ناشی از تکنولوژی نامطلوب را تشریح کرد.در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 منابع علمی متعددی در رابطه با کشاورزی ارگانیک به چاپ رسید. « لوئیس برم فیلد» نیز در توسعه کشاورزی ارگانیک که در آن انسان، گیاه و دام در یک سیستم زنده با هم در ارتباط هستند، سهیم بود. وی دریافت که مهارت یک کشاورز خوب، گواهی است بر اینکه هر کس نمی تواند کشاورز باشد. محققین دیگر نیز در رایطه با صدمه به محیط و تخریب منابع که ناشی از روش های جدید زراعت است، بحث کرده اند. آنها مکررا از روش « جامع نگری » در کشاورزی حمایت کرده اند. تا سالهای آخر دهه 1950 تکنولوژی های صنعتی به صورت فزاینده ای تکامل یافت ؛ از جمله تخصصی شدن کشت گیاهان زراعی در مزارع و قابلیت دسترسی زیاد به کودها و آفت کش ها زیاد شد؛ کمبود نیروی کار با تراکتور مرتفع گردید؛ امکانات مالی برای سرمایه گذاری به آسانی در دسترس بود، با این همه مشکلات اساسی در این دوره مازاد تولیدات کشاورزی بود. در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علفهای هرز و نیاز به کارگر زیاد در بخش کشاورزی، همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد و همانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردید. همچنین به حفاظت خاک که تنها موردی بود که از دهه های گذشته مطرح بود. در این دوره توجه بیشتری شد و منابع زیادتری به این کار اختصاص داده شد.

        در همین راستا یازدهمین کنفرانس خوار و بار جهانی کشاورزی و بیست و نهمین اجلاس سازمان بهداشت جهانی آغاز تفکر مشترک بین المللی در خصوص تمرکز این دو سازمان بین المللی بر مبحث بسیار مهم و حیاتی سلامت غذایی بشر بوده است که در این ارتباط رم مرکز کشور ایتالیا در سال 1963 میلادی شاهد تصمیم بسیار تاثیر گذار در زمینه سلامت جامعه بشری بود. در این همگرایی اندیشه ، مواردی از قبیل مصرف سموم شیمیایی و میزان باقیمانده آنها در فر آورده های کشاورزی، مواد افزودنی به مواد غذایی، داروها و هورمون های رشد گیاهی و جانوری و آلاینده های شیمیایی باقیمانده از عناصر سنگین مورد تاکید قرار داشته است و تاکید شد  که  سیستم های کشاورزی باید نیازهای انسان امروزی و آنچه را که در یک دهه یا حتی یک قرن بعد نیاز دارد، فراهم کند و بدین ترتیب کشاورزی پایدار از اهدافی است که باید هر چه سریعتر به آن دست یافت.  تولید و عرصه مواد غذایی از ارکان اصلی امنیت غذایی بشمار می رود لکن حقوق مربوط به غذا دارای ابعاد و پیچیدگی های بیشتری است به گونه ای که یکی از حقوق مورد اشاره در منشور حقوق بشر و دیگر اسناد بین المللی مرتبط حق دسترسی به زندگی مناسب از جمله غذای سالم و کافی است.

    بررسی  در 20 کشور جهان و در دو میلیون نفر که بر ر وی  000 405 هکتاردر حال فعالیت در کشاورزی ارگانیک هستند   نشان می دهد که بر خلاف دید گاههای فوق به طور حتم  کشاورزی ارگانیک  با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است. ( New Scientist/2001) و این موضوعی است که نمی توان آنرا به یک مورد ناچیز نسبت داد و یا از آن براحتی چشم پوشید موضوع قابل توجه این است  که این فرایند در 5-10 سال گذشته و در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی اتفاق افتاده است(J.Pretty). درجنوب برزیل نیز 22300کشاورزبا استفاده از کود سبزو پوشش گیاهی از خانواده بقولات و تلفیق دامها در چرخه تولید مقدار محصول ذرت تولیدی را دو برابر نموده و گندم تولیدی را به 4تا5 تن در هکتار افزایش دادند (Pretty).درگواتمالا و هندوراس 4500کشاورز با استفاده از فن آوری جایگزینی مقدار ذرت تولید شان را به سه برابر افزایش دادندو تنوع محصولات را در مزارع خود زیاد کردند و باعث رشد اقتصادی و بازگشت مهاجرین به روستاهایشان شدند.

2000کشاورز در کنیا از برنامه های کشاورزی پایدار بهره می برند و توانسته اند مفدار ذرت تولیدی خود را به  5/2تا5/3تن در هکتار افزایش داده و تولید سبزیجات را در طول دوره خشکی پایدار و بهبود بخشند.1000کشاورز خرده مالک در مکزیک با روش کشاورزی ارگانیک قهوه تولید می کنند که میزان تولید خودرا با این روش 5/1 برابر افزایش داده اند.یک میلیون کشاورز برنجکار در کشورهای  جنوب شرقی اسیا سیستم کشاورزی خود را  به کشاورزی ارگانیک تغییر داده اند. در این روش کشاورزان با استفاده از روش های جایگزین  ضمن کنترل افات   و عدم استفاده از مواد شیمیایی میزان محصول خود را 10 درصد افزایش داده اند (Parrott).در ایالت مادیا پرادش هندوستان میانگین تولید پنبه  تا بیست در صد  در کشاورزی ارگانیک افزایش داشته است.درماداگاسکار با روش کشاورزی ارگانیک میزان تولید محصول برنج از 2تا3 تن به 6 تا 8 تا 10 تن افزایش پیدا کرده است.در کشور اتیوپی که همیشه با کلمه قحطی همراه بوده است اخیرا با عملیاتی کردن کشاورزی پایدار با استفاده از مواد طبیعی به خصوص جایگزین کرده کمپوست در مزارع لم یزرع به تولید بالاتری از تولید حتی در مقایسه با موارد استفاده از کود شیمیایی دست پیدا کرده اند.

موارد عینی فوق  که نه در مساحتهای کوچک  بلکه  در سطح و تهداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی  نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی نه تنها امکان پذیر بلکه با  افزایش تولید و کاهش  هزینه های و با روش های ساده قابل توسعه در سطح با هدف امنیت و سلامت غذا می باشد.

3- اصول  و اهداف كشاورزي ارگانيك

كشاورزي ارگانیک يك نظام مديريت توليد جامع‏نگر است كه موجب افزايش سلامت کشت‏بوم از نظر تنوع زيستي، چرخه طبيعي عناصر غذايي و فعاليت‏هاي ميكروبي و زيستي خاك مي‏شود.جهت تغذيه گياهي و حفظ حاصلخيزي خاك تا حد امکان متکي به تناوب زراعي، استفاده از بقاياي گياهي، كود حيواني، بقولات، كود سبز، پسماندهاي آلي برون مزرعه‏اي، کنترل مكانيكي علف‌هاي هرز، سنگ‏هاي معدني و براي کنترل آفات و بيماري‏ها، متکي بر ارگانیک است. کشاورزی ارگانیک را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کنند:

الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول

ب- بذر و نهال

ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه

د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری و بر این اساس کشت ارگانیک را دارای مزایای ذیل می داند :

-        رعایت ملاحظات زیست محیطی

-        هزینه پایین تر تولید نسبت به کشت معمولی فقیمت بالاتر محصولات ارگانیک

-        سلامت وامنیت غذایی مصرف کنندگان ، حفاظت مناسب از منابع آب و خاک

-        امکان بکارگیری روش های کشت مخلوط که منجر به افزایش بهره وری می شوند

-        کاهش ضایعات کشاورزی به دلیل استفاده آنها به صورت کمپوست در تولید

  بر اساس تعريف فدراسيون بين‏المللي جنبش كشاورزي ارگانیک (IFOAM)، كشاورزي ارگانیک يك  سامانه كشاورزي است كه در آن جنبه‏هاي زيستي، اجتماعي و اقتصادي توليد پايدار غذا، پوشاك، فراورده‏های چوبي و غيره بهبود مي‏يابد. در اين سامانه حاصلخيزي خاك به‏عنوان كليد  توليد موفق در نظر گرفته مي‏شود. در كشاورزي ارگانیک با بهره‏گيري از ويژگي‏هاي طبيعي گياهان، دام‏ها و محيط، کيفيت نظام كشاورزي و محيط زيست حفظ شده و بهبود مي‏يابد. اهداف کشاورزی عبارتند از :

§   اهداف زیست محیطی کشاورزی  پایدار عبارتند از : توازن زیست بوم -عدم آلودگی شیمیایی -آب و خاک تمیز -مدیریت  تولید بر مبنای اگرو اکوسیستم -حفظ منابع طبیعی -حاصلخیزی بالای خاک-مدیریت  مخاطرات زیستی در فعالیت های کشاورزی

§   اهداف  اصلی اجتماعی کشاورزی پایدار عبارتند از : احترام به فرهنگ محلی  - تامین نیازهای محلی- توانمند سازی زنان و خانوارکشاورز -پایداری  در مشارکت  محلی -انطباق دانش بومی  و تجربیات -امنیت و سلامت  غذای جامعه  -  شرایط کاری  حرفه ای خوب   برای کشاورز           

§   اهداف اصلی  اقتصادی کشاورز  پایدار  عبارتند از : دسترسی  و ورود  بازارمناسب وتجارت  منصفانه -افزایش بهروه وری  اقتصادی تولید.-پایدار اقتصاد خانوار تولید کننده -فزایش  تولید و ارزش افزوده تولیدات -کاهش  هزینه های تولید . بازده خوب و مداوم  . کاهش نهاده های بیرونی.-بهترین استفاده از منابع محلی

این اهداف را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد:

الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی.

ب، حمایت از اکولوژی  گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماریها و علف های هرز.

 

4- پتانسیل های توسعه  کشاورزی  ارگانیک در ایران

        در کشور ما با توجه به اين که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی بطور کامل استقرار نیافته است این فرصت فراهم است تا از این وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت 2 الی 3 برابری این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد.  به صورت رسمی  تا کنون حدود 12هزار هکتار  اراضی تحت پوشش  ارگانیک در ایران ثبت شده است  . بر اساس اطلاعات سازمان ملل از تعداد 66 محصول اصلی کشاورزی ، ایران در هفت محصول زراعی و 15 محصول باغی در رتبه های اول تا دهم قرار دارد .با توجه به اینکه مصرف سموم در ایران  بسیار کمتر از شرایط کشاورزی صنعتی است و حتی در بیشتر محصولات مانند زعفران ، زیره ، پسته ، انجیر ، کشمش ،بادام ،  خرما ،سیب درختی ، هندوانه ، مرکبات ، خاویار ، میگو پوست ، روده ، پشم  و محصولات باغبانی ، دامی و شیلاتی می تواند فعالیت های گسترده ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشته باشد. بررسی ها  نشان می دهد حدود 230 هزار هکتار از مزارع کشورشامل  125 هزار هکتار باغات و 105 هزار هکتار از اراضی زراعی به صورت طبیعی  از پوشش مصرف سموم و کودهای شیمیایی خارج بوده بیش از 800 هزار هکتار از اراضی کشور حدود 254 هزار هکتار از باغات  و 554 هزار هکتار زمین های زراعی از سموم شیمیایی استفاده نکرده اند. علاوه بر این سطح حدود 300 هزار هکتار تحت پوشش مدیریت های فنی تولید محصولات سالم و ارگانیک در قالب برنامه های مبارزه بیولوژیک ، IPM.FFS ، ارگانیک  ، HACCP  و  در برنامه های مختلف  وزارت جهاد کشاورزی مانند  طرح های سازمان حفظ نباتات ، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی ، معاونت ترویج وآموزش  ، معاونت تولیدات گیاهی و.. قرار دارد . علاوه بر این اضافه شده پتانسیل های موجود در بخش گیاهان دارویی  ، طبیعی   و جنگلی و مرتعی کشور   بیانگر این موضوع است که ایران دارای پتانسیل بسیار عظیمی در حدود (دو میلیون هکتار ) در کشاورزی  است و در صورت برنامه ریزی  مناسب  به سادگی امکان وصل شدن به نظام کشاورزی ارگانیک و تبدیل شدن به یکی از کشور های عمده تولید کننده و صادر کننده محصولات ارگانیک می باشد . از جمله محصولات زراعی و باغی دارای پتانسیل ارگانیک در کشور می توان به خرما ، مرکبات، گل محمدی، انار، انگور دیم، بادام، گردو، انگور سیاه ،گندم دیم ،سیب ، گیلاس ،آلبالو ،زعفران ،مرکبات ،نخیلات ،گردو سردسیری، انجیر ،نخود ،عدس ،لوبیا ،برنج ،زردالو،ذغال اخته ،هندوانه دیم ،بادام زمینی،زیره ،کنجد،سماق،توت درختی.اشاره کرد. اما مهمترین چالش در تبدیل این پتنانسیل بالقوه به بالفعل ، عدم استقرار نظام ملی گواهی محصولات کشاورزی است که در بالا به ان اشاره شد. با توجه به  پتانسیل های بالای فنی و اجرایی در مدیریت تولید  محصول سالم وحرکت به سمت کشاورزی  ارگانیک  در کشور به دلیل شرایط و ویژگی  خاص نظام بهره برداری کشاورزی  مبتنی بر روستا  و خرده مالکی  ، ورود به چرخه بازار محصولات ارگانیک به سادگی امکان پذیر است  .  این حرکت مستلزم تدوین و تصویب یک برنامه  اجرایی  ملی با  تلاش تیمی و با مشارکت تمامی ذینفعان دولتی و غیر دولتی  با هدف تولید ، توسعه ،  استقرار نظام ملی گواهی محصول  ،آموزش ،  فرهنگ سازی ، اطلاع رسانی ،  بازار  ، حمایت و تشویق و پشتیبانی  از بخش های فعال به ویژه در سطح بهره برداران و بخش غیر دولتی خواهد بود.

 


5-چالشها و محدودیت ها ی ورود به کشاورزی ارگانیک در ایران

به طور کلی چالش های  اصلی  پیش روی اجرا ، ترویج و  توسعه کشاورزی ارگانیک عبارتند از :

§        مشکلات  اقتصادی دوره  گذار 

§        ضعف  در  مدیریت فنی ارگانیک درسطح عملیات

§        پیچیدگی و ظرافت های  استقرار  نظام  گواهی و بازارمحصولات ارگانیک

§        ضعف در سیستم انتقال یافته های  در سیستم کشاورزی  

§        تهدیدات و تبلیغات  مافیای سم و مافیای  مدرن

§        محدودیت های مربوط به زیر ساختارهای کشاورزی در ایران حرکت به سمت ارگان

مدیریت   اقتصادی  توسعه کشاورزی ارگانیک  به عنوان مهمترین شاخص و چالش توسعه کشاورزی ارگانیک  است  .سوال های مطرح در این بخش عبارتند از :

§     مشكلات  اقتصادی مربوط دوره گذر ارگانیک کدام است ؟

§     ساختار و مکانیسم نهادهای حمایتی تا چه قادر به پشتیبانی و مدیریت این دوره گذر خواهد بود؟

§     سیستم های ارگانیک تا چه حد  با شرایط  اقتصادی  تولید کنندگان فقیروخرد سازگار است ؟

§     هزینه  های سیستم جایگزینها و  اعمال مدیریت عملیاتی   ارگانیک در مزارع چگونه  است؟

§     چه تغییراتی در سطح در امد در مزارع صورت می گیرد؟

§     چگونه می توانیم با فشار کار اضافی کنار بیاییم؟      

§     آیا می توانیم سرمایه گذاری ضروری را انجام دهیم؟        

§                 باید منتظر چه مشكلات اقتصادی  از لحاظ هزینه های انسانی باشیم؟ 

   در فرایند حرکت به سمت ارگانیک، یک دوره گذار وجود دارد که در این دوره  هزینه ها نسبت به شرایط متعارف افزایش و در امد ها کمتر می شود.این هزینه ها شامل نیروی انسانی،فشار کار، نهاده ها و... می باشد.اما بعد از طی دوره گذار که در واقع ورود به کشاورزی ارگانیک است بر خلاف بسیاری از تئوری ها هزینه کاهش پیدا کرده و در امدها به میزان قابل توجهی افزایش می یابد و این افزایش در امد ها بیشتر از افزایش کمی تولید  تا سطح 25 درصد افزایش در برخی تجربیات کشور ها صورت گرفته است.به طور حتم و کشاورزی ارگانیک کاملا ازنظر اقتصادی به صرفه است به وِیژه برای کشاورزان کوچک. اما نقطه  ای که با چالش مواجه هستیم مسئله مدیریت اقتصادی دوره گذار می باشد که در واقع برنامه مدیریت ارگانیک بیشتر متوجه این بخش می باشد .

 

 

   1-5- چالش ها و الزامات  ترویج کشاورزی ارگانیک  

       با توجه به ضرورت  توسعه كشاورزي پایدار مبتنی بر نظام ارگانیک  به عنوان آرمان هزاره سوم در دنیا ، استراتژی های و راهبرد های  تحولی معینی برای تحقق این امر تعریف شده است . بدون شک تحقق توسعه کشاورزی پایدار با مدل ها و رهیافت های ترویج و توسعه  متعارف به هیچ وجه امکان پذیر نیست  . عدم كارايي  مدل ها ونظام هاي توسعه درپاسخ  گويي به تقاضاي روزافزون  به غذا ، بسیاری از کشور ها را در معرض بحران های اجتماعی قرار داده است بررسی رهیافت ها و الگو های توسعه از دهه پنجاه میلادی  نشان می دهد که تا دهه هشتاد میلادی فرایند ترویج  بیشتر به صورت بالا به پایین بوده ومبتنی بر مکانیسم انتقال تکنولوژی  بر مبنای مکانیسم های  ارتباطی انتقال یک طرفه بوده است .این نوع نگاه به ارتباطات  به ویژه در  شرايط كشاورزي کشور های در حال توسعه  مانند كشور ایران  که نوع نظام بهره برداری بیشتر  در سطح جوامع روستایی  در سطح  80000 روستا  شكل گرفته و بیش از هشتاد درصد از نظام تولید مبتنی بر این نظام است ، باعث شده که  بسياري از تلاش های انجام شده در مسیر انتقال یافته های تحقیقاتی  و تکنولوزی ها ی جدید  محقق نشود. بررسی مدل های توسعه در این قالب نشان می دهد که  تاکید برنامه ها و اصرار به اين مدل چيزي جز هدر دادن منابع سرمايه اي نبوده و اهداف توسعه به صورت پایدار محقق نشده است . علاوه بر این ، باعث  یک سری بحران های جدید به ویژه در هدر رفت  منابع تولید ،محیط زیست ،منابع طبیعی ،و تعادل های اکولوژی شده است . استفاده از روشهاي ترویجی  در قالب این مدل ها  که حتی بعد از سالها منسوخ شدن ،هنوز در بسیاری از  کشور های در حال توسعه در حال اجرا هستند ،  به دلیل نادیده گرفته شدن دانش و تجربیات بومی ،شرایط خاص  بزرگسا لان ،ساختار های محلی ، اکولوژیکی ، اقلیمی و.. منجر به هدر رفت منابع ،تخریب محیط ، افزایش هزینه ها ، عدم بهره وری اقتصاد تولید ، افزایش چالش غذا و فقر ،   بي اعتمادي بهره برداران و عدم پذیرش یافته ها  و تکنولوژی و حتی توصیه های ساده  مروجان  بوده است  .استفاده از شيوه هاي ترویجی متعارف  در فرايند پيچيده توسعه كشاورزي به خصوص  با علم به اينكه فعاليت هاي اين بخش تحت تاثير  مجموعه كشت بوم قرار دارند و با تاكيد به اين كه كشاورزي  امروز تحت تاثير شاخص هاي  بازار و تجارت جهاني قرار دارد ، درحال حاضر نمي تواند كمكي به بهره برداران نمايد .

   مهمترین الزام برای راهبرد  توسعه  در برنامه  توسعه  کشاورزی ارگانیک  ، افزودن  شاخص  پایداری  در فعالیت ها و برنامه هاست . پایداری شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي خانوار بهره بردارکشاورزی  است   . در تعریف پایداری  علاوه بر  رشد شاخص اقتصادي ، ارزيابي نويني شامل سياستها و شاخصهای توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است.این شاخص ها عبارتند از :

  الف- پایداری در سیستمهای محیط زیست : سيستمهاي زيست محيطي حياتي باید در سطوح سالم باقي مانده و يا در حال بهبودي مي‌باشند و هيچ صدمه‌اي به سيستمهاي زيست محيطي شان نداشته باشند

ب- مدیریت پایدار  كاهش آسيب پذيري انساني : جمعيت و سيستم اجتماعي آسيبي به محيط زيستي كه تاثير بر تندرستي بشر دارد، وارد نمي آورد. كاهش آسيب پذيري به اين معني است كه آن جامعه در راه پايداري بيشتر قدم برميدارد

ج- پایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايشها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي و تعامل انها در  جهت بهبود چالشهاي زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار منطقه ای باشد .

د- پایداری و امنیت در سلامت تولید

ه-پایداری در بهداشت حرفه ای و اجتماعی

ر-مبانی مشارکت اجتماعی و سامانه های توانمند درگیر به صورت اگاهانه در مدیریتهای مشارکتی محلی مبتنی بر اکوسیستم محلی و دانش بومی

ز- مشارکت در همكاريهاي منطقه ای در حل مسائل زيست محيطي مشترك و کاهش  خطرات اثرات زيست محيطي فرامرزي را به حد زير آستانه خطر .

برای تحقق این الزام  ، شاخص های   اجرایی و محتوایی  معینی بایستی مورد توجه ترویج قرار گیرد که به صورت خلاصه  می توان به موارد  ذیل اشاره کرد :

1- برنامه های  ترویج  در فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک   باید با راهكار مشاركت جوامع محلي انجام می شود تا كاربران بتوانند ا زطريق آموزش هاي لازم در بكارگيري همه جانبه دانش مدیریت  مبتنی بر اکولوژی و  تكنولوژي  جایگزین در جاي جاي مناطق و محل هاي فعاليت هاي توليد خود صرفنظر از حجم در تقسيم بنديهاي حاكميتي و اجتماعي بتوانند براي بهبود و اصلاح فعاليت هاي خود از دانش استفاده نمايند .

2 -در  فرایند انتقال تكنولوژي و دانش ارگانیک ،  انتخاب ابزار ارتباطی  بر اساس  شاخص های مديريت پايدار توليد و حفاظت از اكوسيستم ، شرایط اقتصادی و اجتماعی هدف تعریف شود .

3- مشاركت و همكاري پايدار دولتي ، غير دولتي ، مؤسسات مالي ، اعتباري و سازمان هاي متولي سياست گذاري جهت ايجاد وارتباط و پيوستگي در اثر بخشی فعالیت هاضروری است    

4- يكپارچه كردن و تلفيق پروژه هاي مبتني بر توسعه  ارگانیک با ساير پروژه هاي متنوع محلي ضروری است

5-ساختارهاي روستائي ، خرده مالكي و فاكتورهاي  محلی توليد با مباني توسعه ، فقرزدائي و توانمندي عوامل صنعت با تكيه بر توانمنديهاي خودآگاه و اعتماد به نفس آنها در جهت افزايش دانش فني از طريق  آموزش هاي مهارتی  مبتنی بر یادگیری های  عملیاتی و مزرعه ای با شاخص کشف و شناخت اکولوژی در تمام برنامه های ترویجی  ويژه داراي اهميت خاصي است .

6- بهبود و اصلاح سياست هاي ملي و خدمات دولتي در قالب مجموعه خدمات انتقال سرمايه از نهاده ها در جهت توسعه منابع انساني ، توانمندسازي عوامل درگير ضروري است.

7- طراحي يرنامه هاي خاص درجهت توانمندي سازي خانوار به وِیژه زنان در تلفيق و ايجاد پايداري در فرايند توليد و فعاليت هاي خارج از فرايند توليد درجهت عوامل خاص انتقال  ضرور ی است .

8- طراحي برنامه براساس شاخص تحليل اقتصادي عملكرد با اين ساختار كه كاربران  متوجه باشند كه چه عملي بايد انجام دهند و چگونه درآمدهاي خود را محاسبه كنند داراي اهميت است كه اين امر با ارائه برنامه هاي توسعه بر پايه پايداري در مديريت با رويكرد مشاركت حاصل مي گردد.

9- طراحي تكنولوژي بر اساس دانش بومي ، شرايط حاصل از تجربيات محلي و ويژگيهاي اجتماعي منطقه هدف داراي ضرورت و اهميت خاصي است.

 

  6- راهبرد پیاده سازی  کشاورزی  ارگانیک در سطح  عملیات

        بررسی مستندات و مطالعات انجام شده نشان می دهد که محدودیت ها و چالش های مربوط به زیر ساختار ها مانند کوچک بودن اراضی یا خرد بودن بهره برداران  به هیچ وجه مانع توسعه  کشاورزی ارگانیک نیست و بر خلاف اظهار نظر طرفداران نظریات فوق کشاورزی ارگانیک بسیار ساده و با تکنیک های آسان در هر شرایطی با کمترین ریسکی  با شاخص افزایش تولیدات،کاهش هزینه ها و سلامت محصولات تولیدی قابل اجرا می باشد. در بررسی اثر گذاری زیر ساختار ها در توسعه کشاورزی پایدار، سند قابل ارایه، در واقع همان  نکته کلیدی   موجود در مفاهیم کشاورزی ارگانیک  است که عنوان می کند، توسعه کشاورزی ارگانیک  بر اساس انطباق با  شرایط موجود طراحی می شود  نه تغيير ساختار . یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه کشاورزی ارگانیک  نیست بلكه فرایند برنامه ریزی خاص و ديناميكي  را می طلبد تا بدون دست کاري ساختار موجود، فرايند کشاورزي ارگانیک را عملياتي نماید. اما مسئله اصلی در طراحی راهبرد، کار آیی فرایند انتقال یافته های تحقیقاتی  و مکانیسم تحقیق، ترویج و آموزش،و طراحی شبکه مدیریت ارگانیک در کشور است که  مطمئنا سیستم متعارف موجود  به هیچ وجه جوابگوی عملیاتی کردن نظام ارگانیک در سطح جوامع محلی و بهره برداران نخواهد بود و  جهت برقراري و توسعه مديريت جامع توسعه کشاورزی ارگانیک این سیستم  نيازمند بازنگري، تحول،دقت و نگرش خاصی است  تا خطاها و بحران هاي ناشي از هم خواني یافته های تحقیقاتی و تکنولوري   با فرايند مديريت مزارع توسط بهره بردا ران در مناطق مختلف و با ویژگیهای متنوع اجتماعی و اقتصادی   با مشكل و مانع  همراه نباشد.مطالعات و بررسی ها نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک به سادگی و آرامی قابل پیاده شدن می باشد بدون اين که چالشی در فرایند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند. البته  این فرایند تنها  در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی  قابل تحقق است که شاخص اصلی موفقیت  در این راهبرد،  مدیریت دوره گذر ارگانیک  بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه ای  کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر های آموزشی، توانمند سازی، نظارت، صدور گواهی،بازار و ایجاد شبکه های محلی توانمند اجرا میگردد. راهبرد توسعه کشاورزی ارگانیک  در ایران، از طریق  ایجاد واحدهای  مزرعه ای منطقه ای،  تحت عنوان مدارس مزرعه ای ارگانیک   صورت می گیرد.این واحدها، بر اساس شاخص های اکوسیستمی  و بر اساس ویژگیهای خاص در سطح مشخصی از یک منطقه صورت می گیرد.درا ين واحدها شكل خاصی  از مکانیسم  تحقیق، ترویج و آموزش با عنوان کلی تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه   ( FPRE&D) پیاده می شود. در این سیستم کشاورزان با  یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی  ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع ارگانیک  مزرعه را با شاخص مدیریت پایدار آب-خاک-گیاه  (ICWM ) وبا مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده های شیمیایی(Community IPM)  را بر مبنای شناخت،تجزیه و تحلیل اکولوژی که با تکنیک   AESA  صورت می گیرد را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله تحقیق و آزمایش می نمایند. نتایج و باور ها ی مزرعه ای و ظرفیت سازی انجام شده منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه  خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود. گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند توسعه  پیگیری خواهد شد. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و  برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد.

    برای اجرای  به کشاورزی ارگانیک، هشت تاکتیک عملیاتی ذیل بید اجرا شود  :

الف - مدیریت حاصلخیزی و تغذیه بر مبنای مدیریت  رابطه آب-خاک -گیاه  (ICWSM)

ب--مدیریت جامع آفات،بیماری ها و علف های هرز  در ارگانیک  (Co.IPM)

ج- -شیوه مزرعه ای انتقال یافته ها و تکنولوژی ارگانیک در سطح مزارع و جوامع محلی (R &D)

د -مدیریت ارگانیک  دام و حیوانات اهلی (DAOM)

ه - سیستم  استاندارد ، بازرسی ، صدور گواهی و برچسب

و- سیستم بازار ارگانیک

ز- شبکه محلی ارگانیک

ح- شبکه پشتیبان ارگانیک که در ذیل به صورت کلی به 4 عنوان آخر شبکه مدیریت ارگانیک گفته می شود پس شبکه مدیریت ارگانیک شامل 4 بخش ذیل است   :

الف - سیستم  استاندارد ، بازرسی ، صدور گواهی و برچسب

ب- سیستم بازار ارگانیک

ج- شبکه محلی ارگانیک

د- شبکه پشتیبان ارگانیک که در ذیل به صورت کلی به آنها پرداخته می شود

                   

1-6- راهبرد تحولی  ترویج  کشاورزی  ارگانیک

   فرايند توسعه كشاورزي ارگانیک  با مكانيسم ارتباط و انتقال يافته هاي تحقيقاتي با شيوه متعارف از بالا به پايين قابل تحقق نيست  و احتياج به تحول با ساختارهاي ذيل دارد :

§       طراحي پروژه هاي تحقيق - ترویج  به صورت مسئله  محور

§       تحول در شيوه هاي متعارف ترويج به سمت يادگيريهاي مبتني بر كشت بوم

§       تغيير شيوه هاي آموزشي  به سمت توانمند سازی گروه های محلی و بهره بردارن خرد  

§       اعمال ديدگاه مديريت جامع

     ضعف روش های تحقیق ،ترویج و آموزش در برقراری مدیریت پیشبرنده  دانش و تکنولوژی متناسب کشاورزی ارگانیک  ،باعث شده که درحال حاضر تحول در نظام های جامع اطلاعات کشاورزی  ، به عنوان ضرورت  اصلی در پیشبرد کشاورزی ارگانیک  مورد توجه و تاکید دولت ها و بخش های بین المللی قرار گیرد. امروزه  به جای تاکیدبرانتقال یافته و تکنولوژی  در ماموریت های ترویج   ، مهارت ها و تحول در  مدل هایی جامع اطلاعات و ارتباط مدیریت ترویج به ویژه در توانمند سازی کشاورزان خرد و جوامع محلی و کشاورزی مبتنی بر روستا   دارای نقش اصلی در فرایند توسعه کشاورزی پایدار  را بر عهده دارند . به منظور تحقق این استراتژی مدل های تحولی جدید در بسیاری از کشور ها در حال اجرا و پیگیری است  . که یکی از مهمترین این مدل ها که به عنوان مدل پذیرفته شده ترویجی  در بخش اجرا در بسیاری از کشور ها درحال پیگیری است ، مدل  IPCM  است  که به منظور اصلاح فرايند ارتباطي ،  مدل تحولي  اصلاح فرايند  سازماني و راهبردي  ارتباط تحقيق  -ترويج - اجرا -كشاورز در توسعه كشاورزي پايدار با شاخص بهره وري پايدار از منابع  و زير ساختار هاي توليد  تعریف شده است . در کشور ما با توجه به جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی بطور کامل استقرار نیافته‌است این فرصت فراهم است تا با تاکید بر این مدل  از این وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به کشاورزی پایدار  بدون مصرف هزینه زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد.

مدیریت مشارکتی سیستمی مبتنی بر عملیات  فرايند حرکت و طراحی برنامه های مدون در قالب عملیات  مشارکتی است که درای هشت شاخص اصلی ذیل است :

§       تحلیل افراد ، گروهها ،  ذینفعان

§       تحلیل مشکلات بر اساس ساختار ها و اطلاعات منطقه ای

§       تحلیل اهداف بر اساس اولویت مشکلات

§       انتخاب اقدام

§       تدوین برنامه کار

§       طرح عملیاتی

§       نظارت

§       ساماندهی توسعه اهداف در سطح پایدار محلی

پیاده سازی مدیریت مشارکتی سیستمی از طریق  فرایند تسهیلگری به جای ترویج  و توسط ساماندهی نیروی های  انسانی تحت عنوان تسهیلگران به جای مروجان  صورت می گیرد.  تسهیلگری  عبارت است از فرایند   ساده سازی و مدیریت  مشکلات درپیشبرد  برنامه  مشترک از طریق فعال سازی گروه  محلی و هم افزایی  توان ها در چرخه  برنامه ریزی  ،  حل مسئله ، تصمیم سازی، مشارکت وهمکاری متقابل در فرایند جامع پژوهش و یادگیری عملیاتی برای كشف و شناخت كشت بوم به منظورتوانمند سازی بهره برداران و تبدیل آنها  به مدیران ماهر تولید در جهت  توسعه كمي وكيفي  فعالیت ها در واحد های تولیدی.     



 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۱/۷/۱۳۹۰ و ساعت ۱۲:۲۱ | نظر(1)

 

کلیات  محتوایی و اجرایی

 مدرسه در مزرعه کشاورزان

Farmers Field School

 

 مدرسه در مزرعه

یک  مدرسه در مزرعه  شامل یک متخصص FFS ویک گروه کاری سازماندهی شده متشكل از 25 نفر  از   بهره برداران محلي است .در سایت های مدرسه در مزرعه  به صورت عملی فرایند مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول را  طی یک دوره کامل زراعی از بذر تا بذر طی دو یا سه فصل را فراگرفته و توسعه می دهند. گروه کاری مدرسه در مزرعه  به صورت داوطلبانه  از طريق ابزار مشاركتي توسط خود جامعه و یا بر اساس ویژگی ها و شاخص های خاص موضوع کاری در هر منطقه  انتخاب مي شوند .فعاليت های مدرسه در مزرعه با هدایت تسهيل گر FFS  با سازماندهی برنامه کاری ،طراحی تقویم کار ، ارزیابی و پژوهش های سریع مشارکتی برای تعیین اولویت ها ، تدوین برنامه کار و جمع آوری استاندارد های و اطلاعات موجود در موضوع کار ، یادگیری عملی ، تحلیل اکوسیستم زراعی  ، تحقیقات مزرعه ای  و توسعه مشارکتی نواوری و تبدل تجربیات مجلی پیگیری می شود .بر اساس شاخص های اقلیمی /موضوعی /اکوسیستمی  ، را ندوم های اصلی برای شروع فعالیت مزرعه ای توسط گروه کاری در منطقه هدف تعیین و بر اساس شرایط همسانی منطقه و ویژگیهای خاص ، انتخاب مکان اصلی FFS توسط گروه کاری صورت می گیرد .حضور در سایت اصلی FFS  به صورت ملاقات های منظم هفتگی و يا دو هفتگی  و بر اساس تقویم زمانی کار بر اساس موضوع و محصول توسط گروه کاری مشخص می شود. گروه کاری شرکت کننده در FFSاز طریق  يادگيري حاصل از عمل  ، شناخت ، تجزیه و تحلیل و بررسی جامع كشت بوم زراعی ،تبدیل به عوامل اصلی پژوهش و تحقیق  می شوند  و  از طريق عملياتي كردن  موضوعات خاص توليد با متد تحقيقات  مشاركتي به پذیرش تکنولوژی و یافته های جایگزین در مدیریت مزرعه می.به طور کلی فعالیتهای یک مدرسه در مزرعه شمال سه بند ذیل  می باشد :

الف : افزایش دانش در زمینه های بیوفیزکی - اصول اکولوژیکی -فعالیتهای مدیریت محصول و مسايل عمومی فرایند تولید ،حفاظت از محصول و فعالیتهای بعد از تولید  شامل فراوری ، بسته بندی ،بازار ،....

ب : توانمند سازی برای کسب توان تصمیم سازی در مدیریت مسایل اصلی تولید شامل : شناسایی مشكلات اصلی و تعیین موضوعات خاص فرایند تولید  ،طرح آزمایش ،تجزیه و تحلیل اقتصادی ،دسترسی  و جمع آوری اطلاعات و دستورالعمل ها برای دست یابی به نتایج در موضوعات خاص .

ج : سازماندهی اقدامات گروهی در توسعه محلی و منطقه ای  نتایج  


مقدمه

        فرايند عملياتي توسعه كشاورزي پايدار،  از طریق تحول در نظام جامع اطلاعات کشاورزی در جهت توانمند سازی بهره برداران در سطوح جوامع محلی  به ویژه بهره برداران خرد امکان پذیر است . در هزاره جدید مدل های توسعه کشاورزی بر این شاخص تاکید داشته و فرایند های متنوعی برای دسنیابی به این منظور در حال پیگیری است . از جمله  می توان  به مدل مدیریت  مشارکتیIPCM   با عنوان  مشارکت سیستمی جوامع محلی در مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول به عنوان استراتژی اصلی برای تحقق امنیت و سلامت غذا  و توسعه کشاورزی پایدار و حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک  اشاره کرد. فرایند اجرای این مدل از طریق ایجاد سایت های مدرسه در مزرعه کشاورزان  که بر اساس شاخص های اکوسیستمی  و ویژگیهای خاص در  هر منطقه  و اولویتهای تولید ، طراحی می شوند ،  صورت می گیرد . در این واحد ها ، فرایند سیستمی جامع تحقیق - توسعه  ( R&D) پیاده می شود که در آن  با شاخص عملیاتی   تجزیه و تحلیل کشت بوم های  زراعی ، تکتیک های مدیریت  مزرعه ای با شاخص افزایش شاخص هاي اقتصادي توليد ( مديريت بهره وري هزينه -در امد ) در قالب الگوی  مدیریت جامع مزرعه با شاخص بهره وري پایدارازمنابع اصلي توليد از طریق نظام مدارس مزرعه ای   (Farmers Field School) پياده مي شود .در اين  فرايند  ، گروه های بهره بردار ،توانمند  شده و مدیریت توسعه اهداف را از طریق  تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه در قالب تشکل ها و گروههای محلی  با کمترین دخالت ها و هزینه های دولتی بر عهده خواهند داشت . در این راهبرد علاوه بر طراحی سناریو های اقلیمی ، الگو های کاشت محصول براساس مدیریت آب در هر منطقه نیز به دست  خواهد آمد . گروه های آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروه ها فرایند طراحی نظام نظارت ، اجرا و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی -  اداری  برعهده خواهند داشت .

       در مدرسه در مزرعه گروه کاری تولید کننده, فعاليت بر روي اولويتهاي  كشاورزي غالب منطقه اي (زراعي -باغي -دامي-مرتع -جنگل و(....  را به صورت جامع  در مزرعه ،طي يك فصل زراعي  و به اصطلاح از بذر تا بذر  ، طی کرده و با شناخت كشت بوم زراعی  شامل و  از طريق عملياتي كردن  موضوعات خاص و نتایج تحقیقات در  مسايل توليد به توانمندی در  مديريت جامع محصول  رسیده و با ارزيابي هاي اجتماعي -اقتصادي  و تحليل ها ي مديريتي در توليد  قادر به تصميم گيري در باره انتخاب فعاليتها و توسعه در منطقه با هدف تولید محصول سالم خواهد شد .

 

راهنمای  اقدام  مبتنی بر رهیافت مدرسه در مزرعه

 

اجرای مدیریت ها و تکنیک های مربوط به مدیریت پایدار از طریق طراحی  سایت های  مدرسه در مزرعه صورت       می گیرد در جدول ذیل  کلیات   محتوایی و اجرایی  مدرسه در مزرعه آورده شده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلیات

مدرسه در مزرعه  شامل یک تسهيل گر  متخصص FFS ویک گروه کاری سازماندهی شده متشكل از 25 تا 35 نفرنفر  از   بهره برداران محلي است كه از طريق ابزار مشاركتي توسط خود جامعه و یا بر اساس ویژگی ها و شاخص های خاص موضوع کاری در هر منطقه  انتخاب مي شوند .فعاليت های مدرسه در مزرعه توسط این گروه با هدایت تسهيل گر FFS  با سازماندهی برنامه کاری ،طراحی تقویم کار ، ارزیابی و پژوهش های سریع مشارکتی برای تعیین اولویت ها ، تدوین برنامه کار و جمع آوری استاندارد های و اطلاعات موجود در موضوع کار در قالب    کار گاههای عملیاتی مشارکتی شروع می شود .بر اساس شاخص های اقلیمی /موضوعی /اکوسیستمی  ، را ندوم های اصلی برای شروع فعالیت مزرعه ای توسط گروه کاری در منطقه هدف تعیین و بر اساس شرایط همسانی منطقه و ویژگیهای خاص ، انتخاب مکان اصلی FFS توسط گروه کاری صورت می گیرد .حضور در سایت اصلی FFS  به صورت ملاقات های منظم هفتگی و يا دو هفتگی  و بر اساس تقویم زمانی کار بر اساس موضوع و محصول توسط گروه کاری مشخص می شود. سه فعالیت  اصلی FFS یعنی ایجاد مهارت در بهره برداران در مدیریت شناخت اکوسیستمی ،پژوهش های مشارکتی مزرعه ای و  توسعه تکنولوژی  بر اساس موضوع و محصول بر اساس شاخص های AESA در محصول به صورت جامع  ،طي يك فصل زراعي  و به اصطلاح از بذر تا بذر  ، عملیاتی می شود . گروه کاری شرکت کننده در FFSاز طریق  يادگيري حاصل از عمل  ، شناخت ، تجزیه و تحلیل و بررسی جامع كشت بوم زراعی ،تبدیل به عوامل اصلی پژوهش و تحقیق  می شوند  و  از طريق عملياتي كردن  موضوعات خاص توليد با متد تحقيقات  مشاركتي به پذیرش تکنولوژی و یافته های جایگزین در مدیریت مزرعه می پردازند  در پايان فصل  گروه کاری فعال در دوره ظرفیت سازی شده و  به مدیران ماهر در مدیریت جامع موضوع و محصول تبدیل می شوند . این گروه  با توان کسب شده و با تاکید بر  شاخص های اجتماعي -اقتصادي - زیست محیطی  و بر اساس  تحليلها ي خاص اکوسیستمی  ،  قادر به تصميم سازی و تصمیم گیری  در باره انتخاب فعاليتها و توسعه نتایج  در منطقه  از طریق سازماندهي محلي خواهد بود  ..

 

 

 

 

 

تعریف

مدرسه در مزرعه نظام جامع پژوهش و یادگیری مزرعه ای است براي توانمند نمودن بهره برداران  در مديريت جامع  توليد و  بهره و ري  از منابع تولید که با تكيه بر كشف و شناخت اگرواکوسیستم  با تاكيد بر تلفيق  تجربه و دانش بومی در سطوح عملیات و مناطق تولید اجرایی و توسعه می یابد .مدرسه در مزرعه (( FFS به عنوان راهبرد کلیدی و تحولی ، جایگزین اجرایی در  روشهای ترویج و آموزش متعارف  می باشد که با هدف ظرفیت سازی بهره بردارن در اعمال مدیریت جامع تولید سالم ،کشاورزی پایدار و توسعه روستایی شناخته شده است.

 

متدلوژي 

 

بررسی و ارزیابی های منطقه ای ،اجتماعی و اکوسیستمی و تعیین موضوعات خاص

يادگيري مبتني بر شناخت كشت بوم توسط بهره برادران Ecosystem Analyze    Agro

تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار                                    Field Farmers Participatory

توسعه مشاركتي تكنولوژي                    Participatory Technological Development

مستند سازی و ثبت تغییرات و بررسی های اکوسیستمی

 

برنامه

 

جمع آوری و بررسی اطلاعات پایه برای مشخص کردن موضوعات خاص منطقه ای

تعیین اهداف یادگیری بر اساس موضوعات خاص .

تدوین پیش برنامه  آموزشی (درفت ) بر اساس استاندارد ها ، مطالعات پایه، موضوعات خاص و اهداف تعیین شده

تعیین مطالعاتی که باید در طول یک فصل کاری FFS  انجام شود .

مواد،ابزار آموزشی و پژوهش مزرعه ای  و فرم های استاندارد لازم در طول یک مدرسه در مزرعه

طراحی برنامه جلسات در طول یک دوره به صورت ملاقات مستمر و منظم 

تجزیه و تحلیل مستمر کشت بوم زراعی فرایند تولید .

فعالیتها برای افزایش پویایی گروه

ارزیابی آموزشی و یادگیری در طول اجرا و ارزیابی نهایی مدرسه در مزرعه

روز مزرعه و جشن فارغ التحصیلی گروه کاری

برنامه توسعه نتایج به صورت محلی 

مربی

 

مربی  در مدرسه در مزرعه دارای مهارت و تخصص خاص FFSبوده که مهارت لازم برای اجرای کامل یک دوره مدرسه در مزرعه با  شیوه تسهيل گري را دارا می باشد. انتخاب مربیان با تخصص موضوعی برای فراگیری مهارت های تخصصی FFS  در سایت های تربیت مربی ( (TOT/FFSانجام می گیرد. . تنها  یک  مربی متخصص برای هدایت هر سایت   مدرسه در مزرعه در نظر گرفته می شود . در صورت طراحی برنامه مدرسه در مزرعه به صورت محلی  هر مربی متخصص میتواند  هدایت 3 سایت FFSرا بر عهده داشته باشد.

گروه هدف

 

سازماندهی گروه 25 تا 30 نفره از بهره برداران که در موضوع یا محصول  انتخابی دخالت مستقیم دارند. گروه کاری نباید متشكل از بهره برداران در رشته ها و موضوعات مختلف باشند زیرا هر یک از بهره برداران نیاز های آموزشی متفاوتی در زمینه محصول یا موضوع خود دارند .بهره برداران یک مدرسه در مزرعه از بین افراد علاقمند ، دارای قدرت یادگیری ویاد دهی ، تصمیم گیرنده و با توجه به شرایط سنی ، مشخص گردند.

 

 

محدوده یک سایت مدرسه در مزرعه

 

 هر سایت مدرسه در مزرعه نمونه همسانی  از یک منطقه مشخص عملیاتی مثلا یک روستا خواهد بود .بایستی مدرسه در مزرعه بر اساس شاخص های اقتصادی /اجتماعی /اقلیمی/اکوسیستمی در هر منطقه طراحی شود و سایر شاخص های عمومی نظیر مسافت ، سهولت دسترسی ،در معرض دید و... نیز رعایت شود . مدرسه در مزرعه در هر منطقه عملیاتی  به منظور اثر بخشی و  دستیابی به نتایج کامل برای دو تا سه فصل زراعی در منطقه مستقر خواهد شد و ازپراکندگی و وسعت دادن مدرسه در مزرعه در منطقه هدف بایستی پرهیز گردد.

 

 

 

اهداف یادگیری

 

محتوای برنامه آموزش و اهداف یادگیری  به صورت پیش برنامه با توجه به ارزیابی های انجام شده ، بررسی اطلاعات پایه ، موضوعات خاص و سطح ایفای نقش بهره برداران  طراحی می شود .در این پیش برنامه ، مطالعات کامل در خصوص هر  موضوع خاص از طريق جمع آوری دستور العمل ها ، استانداردها و یافته های موضوعی  به صورت مدیریت جامع طراحی و بر اساس محتوای فنی کامل به منظور کار قالب مدیریت موضوع خاص به صورت پژوهش های مزرعه ای طراحی می شود .

 

 

تعداد و توالي جلسات

 

تعداد و توالی جلسات در هر FFS به عواملی نظیر : مشارکت کنندگان ،محصول و موضوع انتخابی برنامه سازماندهی شده برای مدیریت محصول ،اهداف یادگیری ، فصل و تقویم زراعی بستگی دارد. ولی به صورت معمول جلسات مدرسه در مزرعه به صورت ملاقات های هفتگی و یا دو هفتگی در طی یک فصل زراعی کامل و به اصطلاح از بذر تا بذر طی 12 تا 20 جلسه کامل و در طی دو الی سه فصل زراعی مستمر طراحی می شود .

 

 

 

برنامه کار در هر جلسه مدرسه در مزرعه

 

هر جلسه کاری FFS حداقل شامل 3 ساعت است که با توجه به شاخص های اقلیم /گیاهپزشکی در محصولات زراعی /باغی/دامی/منابع طبیعی بهتر است در ساعات صبح برگزار گردد (مثلا ساعت 11-8)

در هر جلسه برنامه کار به شرح ذیل خواهد بود :

الف :تجزیه و تحلیل کشت بوم از طريق مشاهده و نمونه برداری

ب :ثبت و تجزیه و تحليل بررسی و مشاهدات

ج : ارایه نتایج و تحلیل نهایی

د: طراحی موضوعات و مطالعات خاص

ه : تمرین های مربوط به پویایی گروه

ز : برنامه های کاری  گروه کاری

 

 

 

ابزار و مواد آموزشی مورد نیاز در هر مدرسه در مزرعه

 

هر سایت مدرسه در مزرعه نیازمند یک سری ابزار و مواد آموزشی و پژوهشی بر اساس نوع موضوع و محصول     می باشد . به صورت کلی ابزار فرم در یک سایت شامل موارد ذیل است : کاغذ بزرگ -ماژيك -مداد رنگی- تله های مختلف -کیسه پلاستیک-قفس های کوچک و بزرگ برای   مطالعات اکوسیستمی -جعبه های نگهداری مواد مورد مطالعه -نوار های رنگی برای راندوم ها -لنز - لوازم نگهداری سوابق -شیشه نگهداری حشره- جعبه جمع آوری حشره- توری حشره گیری- تله نوری- پارچه کتانی- ابزار سنجش شرایط اقلیمی نظیر دماسنج -قفس پرورش حشرات -لوازم مورد نیاز برای سنجش ها و ازمایشات و ....

 

 

 

 

مکان آموزش

 

محل مدرسه درمزرعه در هر منطقه  بر اسا س موضوع و محصول متفاوت  است ولی به صورت کلی فرایند یادگیری عملیاتی بر اساس تحلیلی اکوسیستم در سال اول فعالیت در محصولات زراعی سطح حدود 200تا 2000متر مربع  و در محصولات باغی  در سطح حداقل 2000متر مربع طراحی می شود.این فرایند در موضوعات دامی در یک واحد دامی بر اساس شرایط منطقه ای  و در واحد مرتع و منابع طبیعی در سطح 10 هکتار و در واحد های شیلات در یک واحدبهره برداری طراحی و اجرا می شود و همزمان مطالعه موضوع خاص و مطالعات  اصلی و  مونیتورینگ آن  در 15 تا 20  واحد بهره برداری به صورت همزمان با سايت اصلی انجام می گیرد و در سال دوم و سوم  فرايند بر اساس توسعه کامل موضوع در  منطقه اجرا ، پیگیری و برنامه ریزی می شود .

 

 

 

 

قدم های اجرایی در اجرای FFS

 

جمع آوری و بررسی ، اطلاعات و منابع پایه و تعیین موضوعات خاص 

تعیین اهداف یادگیری بر اساس موضوعات خاص اين که گروه باید چه چیزی یا چه فعالیتی را ياد بگيرند.

ا نتخاب روشهای منابع و استاندارد های عملیاتی بر اساس موقعیتهای محلی.

تدوین برنامه اموزشی بر اساس موضوعات خاص و اهداف طراحی شده  و نقشی که گروه کار ایفا می کند.

برش Transects                                 

تجزیه و تحلیل        Analyze Fact                                      

طراحی نقشه            Mapping                                                           

نمودار بندی                        Diagramming                      

طراحی تحقیق مزرعه ای کشاورز مدار   Field Farmer Participatory Research طراحی موضوعات خاص  /  طراحي مطالعات  و تحلیل موضوع خاص/ طراحی درفت مطالعه مزرعه ای موضوع / طراحی فعالیتهای تحقیق مزرعه ای  / سازماندهی تیمهای مشارکتی  بررسی کننده / طراحی پلاتهای تحقیق در موضوع خاص-طراحی برنامه ارزیابی و مقایسه فعالیت با مدیریت متعارف از لحاظ اکولوژیکی -اقتصادی -فیزیولوژیکی  / ثبت تمام مشاهدات.

توسعه مشارکتی تکنولوژی: انطباق و تلفیق تکنولوژی (دانش و تجربه بومی )در مدیریت  جامع تولید در محصول یا موضوع Participatory Technology Development

طراحی مطالعات -طراحی برنامه های توسعه از طریق   کشاورز به کشاورز -مستند سازی نتایج -روز مزرعه ،کار گاههاي ارزیابی مشارکتی -طراحی فعالیتهای مربوط به  بازاریابی -طراحی فعالیتهای گروهی توسعه ای

 

 

 

 

مراحل محتوایی فعالیت ها

 

شناخت عوامل بيوفيزیک (Biophysical Fact)  : فیزیولوژی  گیاهی -زیست شناسی و اکولوژی حشرات .دشمنان طبیعی -آفات بیماریها-علفها-ترکیبات معدنی و آلی -عناصر و ...

شناخت اصول اکولوژیکی در مدیریت کشت بوم : شناخت و درک ارتباطات  عوامل مختلف موثر در رشد محصول Ecological principles for agro-ecosystem management

شناخت مدیریت پایدار تولید محصول  شامل فعالیتهایی نظیر :حفاظت از محصول - مدیریت  تولید - حمایت از منابع و مواد بومی-ومصرف بهینه نهاده های مصرفی  -ارقام   و.....

مهارت تجزیه و تحلیل کشت بوم          Agro Ecosystem Analyze

طراحی  و تعریف موضوع و مسئله         Problem identification

تحقیق و آزمایش مسئله            Experimentation

تجزیه و تحلیل اقتصادی مزرعه    Farm economic analysis

قدم سوم :سازماندهی فعالیتهای توسعه ای

 

 

ارزیابی آموزشی و یادگیری  مدرسه در مزرعه

 

پيش آزمون و ارزیابی اولیه از سطح دانش و مهارت اولیه بهره برداران

ارزیابی محتوای مدرسه در مزرعه که در سه فرم:  ارزیابی کیفیت FFS- ماتریس خود ارزیابی تسهيل گر - پرسشنامه ارزیابی فردی و فرم ارزیابی گروهی انجام میشود

ارزیابی در پایان دوره مدرسه در مزرعه که با روش آزمون های چند گزينه ای به صورت واقعی در مزرعه  -آزمون کتبی در خصوص اطلاع از کارکردهای اکولوژیکی -آزمون T- تصوير قبل و بعد -روش تغییر نقش انجام می شود

ارزیابی اثربخشی نهایی درسه بخش :

 

ارزیابی اثر بخشی اقتصادی

 

ارزیابی اثر بخشی زیست محیطی 

 

ارزیابی اثر بخشی اجتماعی

 

 

 

مراحل اجرایی  در مدرسه در مزرعه

مرحله اول

 

 

ظرفیت سازی  و اجماع عملیاتی

گام اول : برگزاری کارگاه های توجیهی   در سطح مدیران و مسئولین واحد های ذینفع .

گام دوم : سازماندهی های سازمانی  محلی .

گام سوم : برگزاری کارگاههای آموزشی و ظرفیت سازی ویژه گروه کاری محلی به منظور اجماع عملیاتی و حرکت  بر اساس متدلوژی شیوه .

گام چهارم :  برگزاری کارگاههای برنامه ریزی مشارکتی  با تیم کاری محلی  مسئول جهت انتخاب موضوع و منطقه  هدف  در قالب کارگروه و بر اساس شاخص ها و اولویت های محلی و منطقه ای توسط کارگروه محلی متشکل از تصمیم گیران ترویج ،حفظ نباتات ، تولیدات گیاهی ، دام ،محیط زیست ، بهداشت ، شوراهای مردمی ،نمایندگان تشکل های کشاورزی منطقه

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۹/۷/۱۳۹۰ و ساعت ۱۳:۳۳ | نظر(0)
کلیات محتوایی و اجرایی  راهبرد مدیریت جامع تولید در کشاورزی

Integratrd Crop Management

ICM

مقدمه

      منظور از استقرار  سیستم مدیریت جامع تولید  ،اصلاح یا تغییر روش های مدیریت تولید با تاکید بر تولیدات بیش تر با کاهش هزینه ها و بهبود کیفیت محصولات  از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیک ، تجربیات بهره بردارن  و تکنیک هاو یافته های تحقیقاتی جدید است . در دهه اخیر و یا در هزار ه سوم مهمترین چالش دولت ها  امنیت غذا و انرزی است . دستیابی به این هدف با اسنمرار شرایط حاک بر نظام تولید فعلی  امکان پذیر نخواهد بود و ضرورت تغییر و اصلاح روش های مدیریت تولید ضروری است . مهمترین شاخص برای این تغییر استقرار سیستم مدیریت جامع تولید  است که بتواند  سودمندی اقتصادی  واحد های تولیدی در کشاورزی  ، بهره وری مصرف  منابع تولید ، حفظ شرایط برای تولید در آینده ، کاهش مخاطرات  زیست محیطی ، عدالت در دسترسی به منابع ، امنیت تولید  ، سلامت جامعه ، قدرت رقابت در بازار ، دسترسی به بازار ، مدیریت مصرف انرژی و....را تابع  یک فاكتور اساسي تحت  عنوان استاتدارد های کشاورزی پایدار مبین نماید . اين مهم نه تنها از حيث كمي، كيفي و تنوع غذايي بلكه از حيث زمان و ميزان مصرف (الگوهاي مصرف) نيز حائز اهميت مي‌باشد كه به عنوان شاخص اصلی پایداری  توسعه و توسعه یافتگی محاسبه می شود .

هدف استقرار سیستم ICM:

این سیستم با هدف اصلاح فرایند مدیریت منطبق بر استاندارد با در نظر گرفتن ملاحظات اصلی ذیل شامل :

-         رعایت ملاحظات زیست محیطی در فرایند تولید

-         هزینه پایین تر تولید .

-         افزایش قدرت رقابت محصول در بازار

-         سلامت و امنیت غذایی مصرف کنند گان

-         حفاظت مناسب از منابع آب و خاک

-         کاهش ضایعات کشاورزی  استقرار می یابد  .

مفاهیم ICM

    این سیستم مجموعه الزامات و ارکان  مربوط به نظام مدیریت جامع تولید محصولات کشاورزی  مبتنی بر  تجزیه و تحلیل مدیریت تولید  بر اساس دو استاندارد محصول و فرایند است .

ارکان اصلی   در این سیستم عبارتند از  :

1-   منابع تولید  شامل : آب ، خاک ،ابزار و  نهاده ها ی تولید و...

2-   بهره بردارن و سامانه های  تجربیات و دانش تولید کنند گان  (واحد های حقیقی و حقوقی )

3-   تحقیقات (یافته ها و دستورالعمل های تحقیقاتی )

4-   ترویج

5-   آموزش

6-   سرمایه  و بازار .

7-   روش های تولید

- فرایند  ارتباط بین 4 رکن : تحقیقات ، ترویج ، آموزش و بهره بردار ، نظام جامع اطلاعات کشاورزی  نامیده می شود . الزامات در این سیستم نیز عبارت است از :  تعیین استاندارد (الزامی ) ، دستور العمل ها ، شناسه،  کنترل ، ثبت ، اصلاح  ، بررسی  و تایید است .       استقرار این سیستم با هدف استاندارد سازی فرایند جامع تولید محصولات کشاورزی از یک طرف  و پایش ،پیشگیری وکنترل عوامل موثر در  تولیداز سه منظر اقتصادی ، زیست محیطی و اجتماعی  از طرف دیگر  است . در این سیستم  هر یک از این سه  مولفه  فوق الذکر  بر اساس  شاخص های   اصلی ذیل مورد پایش قرار می گیرند :

مولفه 1 -  بهره وری اقتصادی  (در آمد نهایی ) تولید شامل  4 شاخص  ذیل  :

1-1- میانگین عملکردتولید در مقیاس واحد سطح .

2-1-هزینه های تمام شده در واحد تولید نهایی مزرعه  (هزینه تولید  ،مصرف  منابع ، انرژی و  اکوسیستم )

3-1- میزان  بهره وری در مدیریت منابع شامل  آب ، خاک

4-1- میزان تصدیق وقدرت رقایت محصول در بازار

مؤلفه  2 - میزان سازگاری فرایند تولید با با محیط زیست بر اساس 3 شاخص  ذیل :

1-2-کیفیت محصول نهایی

2-2-میزان سازگاری فرایند تولید محصول با شرایط زیست محیطی

3-2- مدیریت  ضایعات ، زایدات ، پسمانده ها و ..در کلیه مراحل تولید .

مولفه  3 - میزان سازگاری فرایند تولید با ساختار اجتماعی  بر اساس 4 شاخص اصلی   ذیل :

1-3-  میزان دخالت  تجربیات خبرگان محلی و دانش بومی در  مدیریت تولید  

2-3-  میزان دخالت آگاهانه جامعه محلی در برنامه ریزی ، اجرا و ارزیابی

3-3-  میزان دسترسی عادلانه  تمامی سطوح  تولید کنندگان محلی از برنامه  

4-3-  میزان تاثیر برنامه در بهبود کیفیت زندگی خانوار بهره بردار  

    ICM  ،  معتقد به مدیریت زراعی  واحد های تولید بر اساس  شرایط اجتماعی  ، اقتصادی  و  ساختار های  اکوسیستم  به منظور کمک گرفتن از طبیعت برای تولید است .  بررسی ها و مطالعات متنوع در دنیا نشان می دهد که  ICM  توانایی تولید محصول خوب و کافی را دارد و را ه عملیاتی کردن آن نه از مواد تراریخته و غیره بلکه با روشهای ساده مبتی بر مواد طبیعی و تعادل های کشت بومی است . در حالی که برای تولید یک واریته تراریخته ده ها میلیون دلار هزینه لازم است ،می توان این مبلغ را برای آموزش روش های تولید ،تحقیقات و ترویج کشاورزی پایدار در مناطق دور دست نمود و این سریع ترین و موثر ترین راه و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه ترین و عادلانه ترین روش برای تغذیه جهان استICM      نظام مدیریت تولید است كه از لحاظ اجتماعي قابل قبول، از لحاظ زيست محيطی محافظ و از لحاظ اقتصادي سودمند مي باشد.  در واقع ICM  راهبرد مديريتي است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي  مزرعه در هرزمان مي شود. معیار های اصلی  ICM  عبارتند از : 

§        هماهنگي بوم شناختي : به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند.

§        صرفه اقتصادي:  صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود.

§        تطابق  اجتماعي : به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمك هاي فني تضمين شود.

§        سازگاري : به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند.

§        بعدانساني : حفظ سلامتي انسان و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليت هاي كشاورزي است.

اهداف ICM  :       

الف - اهداف زیست محیطی

1.     توازن زیست بوم

2.     عدم آلودگی شیمیایی

3.     آب و خاک تمیز

4.     مدیریت  تولید بر مبنای اگرو اکوسیستم

5.     حفظ منابع طبیعی

6.     حاصلخیزی بالای خاک

7.      مدیریت  مخاطرات زیستی در فعالیت های کشاورزی

ب- اهداف اجتماعی

1.     احترام به فرهنگ محلی        

2.     تامین نیازهای محلی   

3.     توانمند سازی زنان و خانوارکشاورز

4.      پایداری  در مشارکت  محلی

5.      انطباق دانش بومی  و تجربیات

6.      امنیت و سلامت  غذای جامعه 

7.        شرایط کاری  حرفه ای خوب   برای کشاورز           

ج - اهداف اقتصادی

1.     دسترسی  و ورود  بازارمناسب و منصفانه .

2.     افزایش بهروه وری  اقتصادی تولید.

3.     پایدار اقتصاد خانوار تولید کننده .       

4.     افزایش  تولید و ارزش افزوده تولیدات .

5.     کاهش  هزینه های تولید .

6.     بازده خوب و مداوم  .              

7.     کاهش نهاده های بیرونی.

8.     بهترین استفاده از منابع محلی

 استقراراین سیستم با توجه به کنترل و  پایش موثر کلیه فرایند جامع تولید در سه مرحله  :

قبل از مزرعه  ساختار پهنه اکوسیستمی  ، مهارت انسانی  ، نهاده های مصرفی  و تکنولوژی ....

داخل مزرعه  : کلیه مراحل تولید شامل کاشت ، داشت ،برداشت محصول .....

بعد از مزرعه : مراحل  بسته بندی ، حمل و نقل ، انبار ،نگهداری و ارسال محصول . به بهره بردارن  این اطمینان را می دهد که با حداقل هزینه ، مطمئن ترین کنترل را با مزایای زیر انجام دهد :

  1- حرکت به سمت تولید کم و  بدون نقص (Zero Defect) منطبق بر GAP .

2- ایجاد اطمینان برای تولید کنندگان در سود مندی اقتصادی تولید (در آمد نهایی در واحد سطح )  

3- ایجاد اطمینان در مصرف کنندگان محصولات  با تضمین کیفییت محصول .     

4- پیشگیری از مخاطرات  مزرعه  که در 4  دسته ذیل مورد پایش قرار می گیرند :

دسته اول : عوامل خسارتزای انسانی شامل میزان مهارت تولید کنندگان ،کارایی تکنولولوژی و انطباق اجتماعی  .

دسته  دوم :  عوامل خسارتزا ی در مدیریت  اقتصاد تولید شامل   میزان تفاوت  عملکرد با پتانسیل تئوری و عملی  مزرعه   ،  سود مندی مزرعه  (هزینه ها / در امد ها )

دسته  سوم  :  عوامل خسارتزای  کیفی  تولید شامل عوامل خطرزائي بيولوژيكي،عوامل شيميائي شامل کود ها و  سموم شیمیایی مصنوعی   ، آنتي بيوتيك ها ،‌فلزات سنگين (روي ، سرب، جيوه، كادميوم) ومكمل هاو هورمون ها

دسته چهارم :  عوامل خطرزاي فيزيكي شامل سرمازدگی ها ، خشکسالی ، گرما ....

5- سازگاری فرایندتولید باسیستم های مدیریت کیفیت  مانند:  ISO 20000-22000-9000 HACCP -

ساختار اجرایی  سیستم

این سیستم  قادر است اطلاعاتي از قبيل طراحي تاسيسات ،‌فرآيند توليد و توسعه تكنولوژي را فراهم نمايد و موقعيت درآن بستگي به تعهد ،‌توان كاري و شيوه مديريت دارد. اجرای این سیستم   دارای 6 مرحله مقدماتی  و سپس  اصول هفت گانه  مدیریتی مي باشد كه جهت اجراء مي بايست به طور دقيق رعايت گردد.

مراحل مراحل هفت گانه استقرار و پیاده سازی سیستم  عبارتند از :

1-مراحل مقدماتی ،  ساختار و شبکه سازی .

2-  ارزیابی سریع ساختار های  اکوسیستمی  / اقتصادی / اجتماعی  در قالب پهنه های همسان  اقلیمی تولید .

3- تجزیه وتحلیل  ، شناسایی و تعیین ریسک هاوعوامل خسارتزای نولید وتعیین محدوده های نقاط  بحرانی  بر اساس مقیاس استاندارد محصول .

4- تعیین دستورالعمل  مدیریت  هر نقطه بحرانی  بر اساس استاندارد فرایند

5 - اقدام مدیریتی  نقاط بحرانی در تولید بر اساس دستور العمل  

6 - سیستم مستند سازی و نگهداری سوابق بر اساس استقرار شبکه IT

7 - استقرار نظام شناسه و گواهی محصول.

مدل مفهومی  سیستم

این سیستم فرایند کامل مدیریت تولید را بر اساس  استاندارد های الزامی مورد پایش قرار  می دهد . این پایش شامل  شناسائی حد فاصله مدیریت تولید با استاندارد مبنا  از نظر اقتصادی ، محیط زیست و اجتماعی  صورت می گیرد . هدف اصلي شناسایی ، کنترل و اصلاح فرایند تولید  جهت  ایجاد بهره وری و ايمني پایدار در مدیریت تولید است. اين سیستم يك روش قانونمند ، علمی و عملی براي شناسائی ،‌ارزيابي و کنترل عوامل تولید  شامل تمام زنجیره از ابتدای توليد تا انتها است


   دلایل  و ضرورت اجرا ی ICM

   نظام متعارف توسعه کشاورزی مبتنی بر تکنولوژی بیرونی   که بر مبنای  انقلاب سبز  شکل گرفته  و برافزایش  کمی تولید با انتقال صرف تکنولوژی  ،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی ، ماشين آلات جديد ، دست کاری های  ژنتیکی ، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ،  تاکید دارد  منجر به  تبدیل کشاورزی به صورت یک تجارت  و صنعت شده  و مسایل ، مخاطرات و  بحران های مشخصی راایجاد کرده است . پیدایش سموم در زنجیره غذایی، اثرات بد  تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست ؛ تجمع عناصر غذایی در محصولات و آب های سطحی وزیر زمینی ، بهره برداری بی رویه از منابع آب و خاک ،کمبود انرژی و منابع  از ابتدای دهه 1970، تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به هم  خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولید، بیماری ها  مزمن ، سرطان ها ، مرگ و میر ، فقر و  مهاجرت .... از جمله چالش ها و بحران های حاصل از نظام فعلی توسعه کشاورزی است   . در دهه اخیر نیز ،  مشکلات  و بحران های ناشی از کشاورزی مدرن ، که  نظام تولید مبتنی بر فن آوری ودست کاری های ژنتیکی،پرتوافکنی ، کاربرد اشعه،هورمون های رشد وغیره است نیز به چالش های انقلاب سبز اضافه شده است  .  حامیان کشاورزی مدرن که ستفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است . بحرانهای  ناشی از  مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی  ، در دهه های اخیر به ویژه بعد از انقلاب سبز، مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است..هر ساله علیرغم مصرف سموم  و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلکه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشکل روبرو شده است . این شرایط نشان می دهدکه بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود مواد و تکنولوژی به کشاورزی داشت، اساسی ترین اثر آن یعنی تولید و تامین غذا نیز به علت مخاطرا ت ناشی از مصرف بی رویه مواد شیمیایی به خطر افتاده و این در کنار اهمیت سلامت غذا و محیط زیست که همواره با تهدیدهای جدی روبرو بوده باعث شده که فرایند کشاورزی پایدار  مورد توجه قرار بگیرد. مهمترین  دلایلی  که  اجرای برنامه کشاورزی پایدار به صورت عام و  کشاورزی  مبتنی بر   ICM را ضروری  کرده است   عبارتند از :

  تغییرات اقلیمی  و چالش های محیط زیستی

فشار صنعت و  تکنولوژی و آلودگی ها ی ناشی از  آن  در فعالیت های مختلف  انسان به ویژه در بخش کشاورزی  منجر به  تغییرات  شدید اقلیمی  در کره زمین شده است  به صورتی که تغییر در اقلیم که اخیرا به وقوع پیوسته در مقایسه با تغییرات اقلیمی متداول در طول میلیون های سال  بسیار شدید تر بوده است .افزایش  گاز های گلخانه ای  شامل بخار آب ، دی اکسید کربن ، اکسید نیتروژن ، متان ،  ازن جو پایین ، کلرو فلورو کربن  و پرو فلویور کربن   به دلیل  فعالیت های انسانی  ، فشار تکنولوژی  در کره زمین و  آلودگی های ناشی از آنها  باعث شده که دمای زمین از سال 1980 تاکنون از هر دوره دیگر در 18 قرن گذشته گرمتر شود . میزان گاز دی اکسید کربن در سال 1958 به میزان  ppm  315  بوده در حالیکه در سال 2005  به ppm360 و در سال 2026 به میزان 600ppm و در سال 2100 به 800ppm رسیده و منجر به افزایش 5 درجه سانتیگراد افزایش دما خواهد شد . منشا  افزایش هر یک از این گاز های گلخانه ای متفاوت است ولی مهمترین  منابع  افزایش این گاز ها  عبارتند از  :سوزاندن سوخت های فسیلی  ، جنگل زدایی ،تخمیر هوازی ضایعات ، مرداب ها ، فضولات حیوانی ،شالیزار ها ،کاربرد شدید نیترات ها ،مواد و عناصر شیمیایی مصنوعی در کشاورزی  ، کود های شیمیایی ، آلاینده های شیمیایی صنعتی  و غیره می باشد که باعث شده مانند یک عایق عمل کرده و مانع خروج اشعه مادون قرمز ناشی از تابش نور خورشید به جو و در نتیجه افزایش  دمای زمین گردد. به صورتی که اگر گاز های گلخانه ای وجود نداشت دمای کره زمین حد اقل 15 در جه سانتی گراد خنک تر بود. این افزایش دما ناشی از گاز های گلخانه ای در قرن 21 منجر به چالش های بزرگی شده است از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

-تاثیر گرمایش زمین بر انسان : مرگ بیش از 20000نفردر سال 2003 در اروپا  به دلیل گرمای بی سابقه

-تاثیر بر محصولات کشاورزی  : بالا رفتن دما طی یک دهه گذشته منجر به کاهش 10 درصد تولید محصول شده است ( با شاخص بررسی محصول برنج ) 

- تاثیر بر گیاهان و جانوران : ظهور تغییرات ژنتیکی  و بروز بسیاری از بیماری ها ، تغییر زمان مهاجرت ، تغییر دوره های تخم گذاری ، ظهور زود هنگام گل دهی و پروانه ها و....

- تاثیر بر مناطق قطبی ، اقیانوس ها و یخچال ها  : مانند پدیده ال نینو

در جدول  ذیل سهم  بخش کشاورزی در  تغییرات اقلیمی  و  تخریب محیط زیست شرح داده شده است


ردیف

آلاینده

صنعت

کشاورزی

ساخت و ساز و سایر

1

انتشار سرب

60درصد ناشی از سوخت های فسیلی

کم

35 درصد

2

انتشار کادمیم

13درصد

12درصد

75درصد

3

Co2

80 درصد

2درصد

18درصد

4

متان

18درصد

65درصد

17درصد

5

انتشار جیوه

20درصد

2درصد

78درصد

6

انتشار N2O

12

80درصد ناشی از کود های شیمیایی

8درصد

7

انتشار ذرات

35

40درصد

250درصد

8

SO2

75درصد

18درصد

7درصد

با  وجود ظهور تغییرات اقلیمی  ناشی از  گاز های  گلخانه های تعهدات و پیمان های مهم بین المللی  تصویب شده است  ولی  از مهمترین راهکار ها و پیشنهاد های  موثر در کاهش گاز های گلخانه ای اجرای برنامه های مدیریتی و فنون زیست محیطی در بخش کشاورزی  و تغییر در سوخت و بهبود راندمان انرژی در صنایع و ساختمان های مسکونی و حمل و نقل است .

  بحران  امنیت و سلامت  غذا .

با توجه به افزایش جمعیت دنیا  و کاهش روز افزون منابع تولید ،کشاورزی سنتی که شامل شیوه های زراعی ونظام تولید قبل از ورود تکنولوژی به کشاورزی بر مبنای تعادل وتوازن های طبیعی واکولوژی در طبیعت استوار بود ،نمی توانست جوابگوی تامین غذای دنیا باشد . از این رو در دهه 1950 میلادی با شروع انفلاب سبز در کشاورزی ،نظام کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی انقلاب سبز و یا نظام کشاورزی فشرده فعلی تغییر پیدا کرد که در حال حاضر نظام غالب کشاورزی در دنیاست . این نظام مبتنی بر بسته فن آوری،تاکید بر گونه های پربازده، مکانیزاسیون،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی می باشد.کشاورزی مرسوم با ورودتکنولوژي هایی نظیر نهاده هاي شيميايي، ارقام پر بازده، روش هاي نوين آبياري وماشين آلات جديد ، قابلیت دسترسی زیاد به کودها وآفت کش ها، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ، روش های نوین آبیاری ، روش های جدید کشت و...  به صورت فزاینده ای تکامل یافت ، به صورتی که بزرگترین مشکل در دهه اول انقلاب سبز  مازاد تولیدات کشاورزی بود.در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علف های هرز ونیاز به مدیریت زراعی در بخش کشاورزی و .. همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد وهمانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردیدو  حفاظت خاک به فراموشی سپرده شد .در اواخر دهه 1960 وابتدای دهه 1970،یعنی تنها بعد از یک دهه از ورود تکنولوژی به کشاورزی  حوادثی باعث شد که توسعه کشاورزی ، بامسایل و مخاطرات جدیدی مواجه گردد.با پیدایش سموم در زنجیره غذایی، آگاهی مردم از اثرات تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست افزایش یافت ؛ تجمع عناصر غذایی در آب های سطحی وزیر زمینی وبهره برداری بی رویه از آنهازیاد شد.کمبود انرژی و منابع  در ابتدای دهه 1970، علایم شروع مخاطرات جدید نظیر تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولیدو.... را نمایان ساخت .  اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما تنها کمتر از دودهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی،به دلیل كاربرد بی رویه ونامناسب نهاده های وبرخی تکنولوژي های دیگر، فرايند توليد با مشكلات و  بحران های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر وحادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.در حال حاضر مخاطرات وبحران های حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید،کمیت ومیزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است.ومخاطرات زیست محیطی وبهداشتی جدی را به همراه داشته وبا تحدید شدید منابع تولید همراه است . در شکل ها ی 1و2 مخاطرت ناشی از مصرف بی رویه  نهاده های شیمیایی در کشاورزی به صورت مقاومت آفات و افزایش هزینه های حفاظت و مخاطرات زیست محیطی و سلامت نشان داده شده است .


چالش های  بهداشت و سلامت    

در نظام کشاورزی  رایج   (فشرده ) بهداشت و سلامت افراد به شدت تحت تاثیر عوامل مخرب قرار دارند که مهمترین آنها عبارتند از :

عوامل شیمیایی:

-   بسياري از سموم موجود در بازار به ويژه در خاور ميانه غير استاندارد است۔

-   سالانه دو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فرد  نيم كيلو گرم مي باشد۔

-     ميزان باقيمانده سموم ،نیترات و ...در  بسیاری از محصولات از حد مجاز بيشتر است .  ( سنجش نمونه اي از  خيار گلخانه اي  در يك دوره سنجش  ،نمايانگر وجود باقيمانده  سيزده  نوع سم با بنيان كلره و هفت سم با بنيان فسفره بوده است (.

-   سالانه 22  ميليون نفر بر اثر سموم شیمیایی   در کشاورزی  دچار  مسمومیت  ، مرگ و میر ، بیماری های مزمن ، عوارض پوستی ف بیماری های اعصاب ، ناهنجاری های تولید مثل و.. مي شوند .

-     در حال حاضر 5/2 ميليون تن سموم آفت‌كش در دنيا مصرف مي‌شود، (نیم کیلو برای هر فرد در سال )

-     هفتادو پنج درصد سموم  در كشورهاي توسعه يافته استفاده مي‌شوداما وقوع مسموميت در كشورهاي در حال توسعه 13 برابر بیشتر از كشورهاي توسعه يافته مي‌باشد

-   بیش از 25 درصد از سموم در سبزی وصیفی  که مصرف تازه خوری دارند مصرف می شود.

-     در حال حاضر علاوه بر  بحران  های ناشی از مواد شیمیایی  ، مواردی نظیر :هورمونهای رشد.دست کاری های ژنتیکی  . محصولات ترایخته .آنتی بیوتیک ها .اشعه و پر تو افکنی .موا شیمیایی سنتز شده.سموم هورمونی و شبه هورمونی .علاوه بر  مخاطرات شیمیایی  سایر عوارض  ناشی از تکنولوژی  در کشاورزی  به صورت ذیل بر سلامت و بهداشت تاثیر گذار است .

عوامل فیزیکی  :  شامل صدا ،ارتعاشات ،ماشین آلات ،اشعه های مادون قرمز و ماورا بنفش ،گرما ،سرما ، الکتریسیته 

عوامل مکانیکی و ارگونومیکی  :   شامل ابزار نامناسب ،وضعیت نامناسب بدن در حین کار ،حمل بار

عوامل بیولوژیکی :  شامل تماس با حیوانات، آلاینده های بیولوژیکی ،انگل ها ،باکتری ها ،ویروس ها

عوامل روانی  :شامل استرس و فشار های روانی ،خستگی

چالش ها و بحران های  محیط زیستی 

       تخریب  محیط زیست  ، تحدید منابع طبیعی  ، به هم خوردن تعادلی های  اکوسیستمی ، دست کاری ها در نظام اگرو اکوسیستم ، گاز های گلخانه ای  ، مرگ بیولوژیک خاک ، فرسایش های شیمیایی ، آلودگی های صنعتی  و شیمیایی ، زباله ها ، فاضلاب  ها ،  تجمع عناصر ، مقاومت ها ، ظهور آفات و عوامل مقاوم جدید  ،کیفیت  پایین ، کمیت  و کیفیت آب  از جمله آسیب های   نظام کشاورزی فشرده  به طبیعیت و محیط زیست است  .  محیط زیست متاثر از فعالیت های کشاورزی  شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي بهره بردارن  کشاورزی است   که   علاوه بر رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياست ها و شاخص های توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است. چالش های اصلی  ناشی از  نظام کشاورزی فشرده   در بخش محیط زیست را می توان به موارد ذیل تقسیم بندی نمود  :

  الف-ناپایداری در سیستم های محیط زیست : سيستم هاي زيست محيطي حياتي در دچار صدمه  و آسیب  جدی  شده  فعاليت هاي كشاورزي  فشرده  به شدت سيستم هاي زيست محيطي  را تحت تاثیر قرار  داده است

ب- افزایش  آسيب پذيري انساني ناشی از تخریب  زیستی  :  فعالیت های کشاورزی فشرده  باعث  آسيب به محيط زيست  داشته که این آسیب  تاثير مستقیم بر بر تندرستي بشر داشته است  

ج- ناپایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايش ها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي در  منجر به  چالش هاي  اجتماعی  ،  زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار شده است

د- ناپایداری و به هم خوردن تعادل های  اکوسیستمی  به ویژه اگرو اکوسیستم ها   که به صورت کلی موارد تحت تاثیر محیط زیستی در نظام کشاورزی فشرده در جدول ذیل شرح داده شده است .

شاخص های محیط زیستی صدمه دیده ناشی از فشار تکنولوژی  در کشاورزی رایج

 

1

تنشهاي اكوسيستمي

19

ظهور بیماری ها و آفات  جدید

2

تنش هاي آبي

20

نا كارآيي  طبیعی اكوسيستمي

3

فشارهاي محيطي

21

عدم مسئوليت پذيري

4

آب  ناسالم

22

 چالش انطباق  صنعت

5

خاك ناسالم

23

فقر مواد آلی

6

به هم  خوردن تنوع زيستي

24

به  هم خوردن  تنوع گونه ها

7

مرگ بیو لوژیک خاک

25

پسماند های مصنوعی

8

فرسایش شیمیایی  خا ک

26

زباله های شیمیایی

9

مقاومت عوامل مضر محیطی

27

استرسهاي محيطي

10

ترکیبات شیمیایی مصنوعي

28

مصرف بی رویه شيميايي

11

تحدید منابع طبيعي

29

عدم ثبات اكولوژي

12

گاز های گلخانه ای

30

تجمع عناصر مضر

13

نا پايداري منابع

31

بحران کیفیت

14

آسيب پذيري از نهاده ها

32

دست کاری های ژنتیکی

15

اشعه ها و پرتو افکنی

33

كميت آب

16

هورمون ها و انزیم ها

34

عدم امنیت اقتصادی

17

كيفيت آب             

35

بحران  غذا

18

فقر

36

آلودگی

 

§         کاربرد مواد شیمیایی  دارای اثر ماندگاری بالا در خاک و آب (POP ) در فعالیت های  کشاورزی باعث اثرات تخریبی  دراز مدت بیولوژیکی  و محیط زیستی شده اند .

§         سيستم هاي زيست محيطي حياتي در فعاليت هاي كشاورزي فشرده   در حال تهدید و ضدمه دیدن هستند  و این شامل تندرستی  كشاورزان و گروه هاي بهره بردار و خانوار آنها  متاثر ازمحيط زيست  صدمه دیده  نیز می شود  

§          کاهش کیفیت و کمیت آب 

§         به هم خوردن  تعادل  های  زيستي

§         تنش هاي اكوسيستمي

§         مرگ بیولوژیک خاک

§          حذف  گونه های مفید زیستی  و به هم خوردن تنوع گونه ها

§         تحدید منابع طبيعي از جمله چالش های کاربرد مواد شیمیایی صنعتی در کشاورزی است

چالش  های  ناشی از دست کاری های ژنتیکی

فشارهای  ناشی از مکتوبات و اظهارات  حامیان  کشاورزی مدرن بر طبق الگوی انقلاب سبز در این مورد که کشاورزی پایدار و ارگانیک معادل کاهش تولید و قحطی غذا خواهد بود درکنار حمله مافیای تجارت و بازار سم   در کشاورزی  که این بار بر خلاف  دهه 50 و 60 که با سلاح سموم شیمیایی وارد شد ه بود با اسلحه کاربرد گیاهان تراریخته ، پرتو افکنی و مواد شیمیایی سنتز شده وارد شده است باعث شده که در ذهن بسیاری به غلط ، عملیاتی کردن کشاورزی پایدار به صورت ساده و کم هزینه امکان پذبر نباشد .  بسیاری از حامیان تولیدات کشاورزی مدرن  اظهار نموده اند که اگر همه کشورها این  رو ش را در تولید محصولات کشاورزی  انتخاب کنند جهان از قحطی خواهد مرد .آنها در مقالات علمی  و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که این نوع  کشاورزی ، پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است .  آنها از این طریق فشار را برای کاربرد محصولات تراریخته ،هورمونهای رشد ،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام ،اشعه دادن و پرتوافکنی  و مواد شیمیایی سنتز شده را افزایش داده وکاربرد آن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمایندبا این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست .این در حالی است که   بررسی ها   در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ریخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلکه باعث بروز بحرانهای جدید  در مسئله سلامت و  اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین  به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای  تولید کننده محصولات تراریخته در جهان  که 28 در صد کل محصولات  تراریخته را تولید می کند  ،می باشد . بیش از هشتاد درصد سطح زیر کاشت سویا در 5/6  میلیون هکتار از سویای تراریخته استفاده شد.نتایج  به دست آمده نشان  می دهد که  در آمدکشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهمترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  30 در صدی قیمتها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است ۔ از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان 32 در صد کاهش پیدا کرد و از 170000نفر به116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند.وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث ور شكستگي اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرها و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است .

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۹/۷/۱۳۹۰ و ساعت ۱۳:۰۷ | نظر(0)

       يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي دولت ها در هزاره سوم میلادی ،مسئله تامین وسلامت  غذای جميعت  کشور ها است. عدم توانایی بسیاری از  دولت ها در امنیت و سلامت غذای کافی باعث  سوق دادن بسیاری از کشور ها به سمت بحران های شدید اجتماعی شده  است . با توجه به این که در آینده نزدیک جمعیت دنیا به مرز 10 میلیلاد نفر خواهد رسید در صورت تاکید بر نظام فعلی  کشاورزی ، برای تامین غذای  این جمعیت حد ااقل به یک میلیارد  هکتار اراضی جدید ، منابع آب  شیرین جدید ، مصرف چند برابری ازت   است که همین نکته  نشان از خاموشی بیولوژیک خاک  . مرگ کره  زمین خواهد بود . کمتر از یک دهه بعد از انقلاب سبز   ،فرايند توليد محصولات کشاورزی با مشكلات وبحران های جدیدی مواجه شدکه تبعات آن خيلي حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.هر ساله علی رغم مصرف  سموم شیمیایی مصنوعی  در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته وفرایند تولید با مشكل روبروشده است . گونه های مختلف  آفات،بیماری وعلف هرز در برابر سموم شیمیایی موجود مقاوم شده اند . خاک  ها با  مسمومیت ها، تخریب وفرسایش های شیمیایی شدید روبرو هستند .سلامت انسان نیز از طریق  بروز بیماری های پوستی، سرطان ها،مسمومیت های منجر به مرگ،بیماری های مزمن با تهدید مواجه شده است . تخریب محیط زیست  و بر هم خوردن تعادل های طبیعی کشت بوم ها نیز از دیگر بحران های حاصل از مصرف بی رویه مواد شیمیایی مصنوعی در کشاوری بوده است . این بحران ها در حالی است که مهمترین هدف کاربری تکنولوژی یعنی  افزایش میزان و كميت توليد نیز با بحران و رکود  مواجه شده است. زیرا بررسی ها نشان می دهد با وجود مصرف ده برابر سموم شيميايي  در دهه های  اخير در ، ميزان كاهش محصول بر اثر خسارت ناشي از افات و بيماريها دو برابر افزايش يافته است و با وجود  مصرف سموم شیمیایی   تا40  در صد محصولات با وجود مصرف سموم از بين ميروند  و این در حالی است  که بیش از  600گونه آفت شامل  425  بند پايان،150  گونه عوامل بيماري زا  و 150 گونه علف هرز در برابر سموم شیمیایی مقاوم شده اند . از طرف دیگر  افزايش روز افزون هزينه هاي کنترل شیمیایی ميزان بهره وري  اقتصادی در توليد را در حد ريسك پايين آورده است. در سال 2003 میزان هزینه  کنترل شیمیایی در دنیا رقمی حدود 200میلیون دلار است در حالی که این رقم در سال 1985 چیزی حدود 50 میلیون دلار و در سال 1970 حدود 5 میلیون دلار بوده است .این تجارت باعث شده که سالانه حدوددو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فرد نزدیک به  نيم كيلو گرم مي باشد. تماس  مستقیم  افراد و یا باقیمانده عناصر ناشی از  سموم در محصولات ،آب و خاک  سالانه باعث مسمومیت 22 میلیون نفر در دنیا می شود  « تعدادزیادی  دچار مسمومیت های شدید ، بيماريهاي دايمي و  سرطان  و مرگ می گردند.   این علایم  نشان می دهد که بر خلاف  تبلیغات و ادعا هایی  که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و علاوه برآن  سلامت انسان و محیط زیست به شدت در معرض آسیب قرار گرفته است . در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار وحذف نهاده های شیمیایی مصنوعی  را کشاورزی مدرن می دانند.آنهادر مقالات علمی واز طریق رسانه های مختلف عنوان  می کنند که کشاورزی ارگانیک ، پايدار نيست وتولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است واز این طریق فشار را برای کار برد محصولات  ترا ريخته ،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد سنتز شده را افزایش داده وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته اند، توجیه  می نمايند. این در حالی است که بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه منجر بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند.ولی فقط کمتر از یک دهه از ورورد آرژانتین  محصولات تراریخته،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .در حالی که  یک بررسی  جامع در بیست کشوردر حال توسعه  و برروی دو میلیون کشاورزی که در تولید محصولات ارگانیک فعال هستند  نشان مي‌دهد که کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان مي‌باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده‌است. علاوه بر این ، رونق اقتصادی این محصولات که معمولا با نرخ حدود 2 تا 3   برابر به فروش می رسند نشان می دهد که نظام کشاورزی ارگانیک به راحتی علاوه بر افزایش کمی تولید با نرخ بالای سود دهی نیز همراه است و به همین دلیل مهمترین پتانسیل برای ورورد به یک چرخه پایدار تجارت محصولات کشاورزی به شمار می رود .تا سال 2008 میلادی حدود   60 میلیون هکتار اراضی کشاورزی در 120کشور در 5 قاره جهان  که از این زیر کشت ارگانیک قرار گرفته است .. به لحاظ تجارت خارجی و بازار فقط در سال حدود 30 میلیارد دلار ارزش فروش محصولات کشاورزی ارگانیک بود و در نهایت پیش بینی می شود که تا سال 2050 حدااقل یک چهارم کشاورزی دنیا نحت پوشش کشاورزی ارگانیک قرار گیرد . و این امر ضرورت نگاه جدی برای وصل شده به این نظام بزرگ اقتصادی را بیش از پیش  نشان می دهد .

2- مفاهیم و تعریف كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود. در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسم های مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، پایه اصلی  در نظام ارگانیک است  كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد.كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد.مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند.

3- مبانی کلیدی در  كشاورزي ارگانيك

·           كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، دانش بومی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

·           كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است.

·           كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

·           با افزایش سطح آگاهیها، بازارارگانیک  رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

·           بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

·           چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

4- تعاریف و باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

اشتباه  اول : یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

اشتباه  دوم  : نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

اشتباه  سوم : تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند.

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱/۶/۱۳۹۰ و ساعت ۱۳:۱۳ | نظر(3)

تعریف و مفهوم   IPM 

     بنابر تعریف IPMعبارت است ازشيوه هايي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان پذير و سازگار برای كنترل جمعيت آفات در زير سطح آستانه زيان استفاده میکند . کشاورزی با تکیه بر سموم شیمیایی نتوانسته است بسیاری از نیازهای اکولوژیک کشاورزی  پایدار  را تأمین نمایدو تمرکز کشاورزان در سیستم‌های سنتی بر مصرف بی‌رویه سموم علیرغم اثر سریع و قابل مشاهده و پیش بینی بر روی آفت، سهولت کاربرد و تکرار و قابل اطمینان‌ترین روش در کنترل آفات اولیه، منجر به بروز مشکلات فراوانی از قبیل:

-ایجاد مقاوت به آفت‌کشها

- بروز آفات ثانویه

-پایداری در محیط زیست و اثر تجمعی سموم در بافتهای موجود زنده زنجیره‌های بالاتراز باقیمانده []

- شیوع بیماری‌های گوناگون در انسان و دام  و بروز مسمومیت‌های حاد

- کاهش میزان بهره‌وری محصول

- افزایش میزان هزینه تولید

-عدم کارآیی سرمایه‌گذاری در کشاورزی

تا دهه 1980 در كشورهاي در حال توسعه مديريت تلفيقي بخصوص در مورد كشاورزاني كه در مساحت كمي كشاورزي مي كردند مسئله اي انجام نشدني بود . اما به تدريج كه شيوه هاي ترويجي بالا به پايين بيشتر به خاطر يكنواخت بودن محتواي دوره هاي آموزش و عدم مشاركت بهره برداران در برنامه ريزي ها ، تعيين نيازها و تصميم گيري هاي اجرائي بدون نتيجه مانده و تحركي در كشاورزان ايجاد نكرد ، توجه و حركت به سمت راهكارهاي جديد شروع شد .  نتایج این پژوهش  ها و فعالیت ها منجر به تعریف سطح جدیدی از  مدیریت تلفیقی آفات  با رویکرد  مشارکتی  برای اجرا در سطح کشاورزان کوچک و جوامع محلی   با عنوان  مدیریت مشارکتی تلفیقی  تولید و حفاظت از محصول شد که با عنوان اختصاری  IPM.FFS از دهه 80 میلادی به عنوان برنامه اصلی امنیت و سلامت غذا در بسیاری از کشور های  در حال اجراست .  شیوه مدرسه در مزرعه به  عنوان شیوه مناسب  در فرایند اجرا ،ترویج و توسعه مبانی کشاورزی پایدار در شرایط مختلف بهره برداری طراحی و ارایه شده که هم اکنون به عنوان روش  اصلی توسعه کشاورزی پایدار در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه می باشد .

مدرسه در مزرعه ،  فرایندی است مبتنی بر مشارکت و ظرفیت سازی  بهره برداران در مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصولات کشاورزی در مناطق مختلف تولید . از لحاظ مفهومی مدرسه در مزرعه فرایندی است پويا براي عملياتي كردن  پايدار مشاركت بهره برداران دراعمال مديريت جامع  توليد ،حفاظت و بهره وري  از منابع با تكيه بر كشف و شناخت كشت بومزراعی  . این امر  با کاربرد روش تحقيقات مزرعه ای کشاورز مدار وبا تاكيد بر تلفيق  عملياتي تجربه و دانش در جهت توسعه كمي وكيفي تولیدات کشاورزی صورت می گیرد . این شیوه به عنوان بهترین راهبرد اجرا و توسعه مدیریت تلفیقی آفات   درمناطق عملیاتی کشاورزی  و مناطق روستایی و جوامع محلی است . بنابر این مدرسه در مزرعه به عنوان روش ترویج مزرعه ای مبتنی بر مدیریت مزارع بر اسا س  کشت بوم زراعی با مشارکت بهره برداران جایگزین اصلی روشهای ترویجی متعارف می باشد و مدیریت تلفیقی آفات  نیز با مفهوم  جامع  مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول جایگزین تعریف اولیه مبارزه تلفیقی آفات شده و در کنار هم IPM/FFS  را به عنوان راهبرد اصلی تولید محصول سالم ،کشاورزی پایدار و دروازه حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک و توسعه روستایی شناخته شده است .   در این  برنامه توسعه برنامه مدیریت تلفیقی آفات   تنها بر اثر افزایش مهارت کشاورزان و بهره برادران محلی  صورت می گیرد . مدیریت تلفیقی آفات در این برنامه  تنها محدود به مفاهیم اولیه نمی شود بلكه شامل مدیریت جامع تولید محصول با مشارکت بهره بردار با مواردی نظیر : بررسی فیزیولوژی گیاه ، روشهای زراعی برای سلامت و افزایش محصول ،کاربرد عوامل موثر در  حفاظت از محصول ،مدیریت حاصلخیزی و تغذیه گیاهی ،مدیریت آب  ، مدیریت شناخت و بررسی  آفات ،بیماریها ،علفهای هرز ،عوامل محدود کننده توسط مدیریت  کشاورز ،حمایت از دشمنان طبیعی  محلی  آفات و بیماریها ، ایجاد مهارت مونیتورینگ  ،تجزیه و تحلیل اقتصادی تولید و بررسی ارتباط اقلیم منطقه ای  با تاکید بر  اصول   ذیل صورت می گیرد :

- یادگیری مبتنی بر شرایط یادگیری حاصل از عمل و تجربه .

- ایفای نقش تسهيل گري به جای معلمی وکارشناسی .

- دخالت و ایفای نقش تجربیات و دانش بومی بهره بردار

- تبادل اطلاعات در گروه کاری بهره برداران .

- طراحی اهداف یادگیری بر اساس اولویت های ارزیابی شده  و موضوعات خاص .

- مشارکت فعال و درگيرانه و برابر گروه

- اساس یادگیری بر اساس تبادل تجربیات و بحث و گفتگوهای درون گروهی .

- افزایش مهارت بهره بردار در شناخت و تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی است .

  محتوای  IPM   مشارکتی

IPM مشارکتی ، مشارکت بهره بردارن در مدیریت جامع تولید و حفاظت از محصول در شرایط محلی است و به عنوان استراتژی اصلی توسعه کشاورزی پایدار ارایه شده است. آنچه در کشاورزی پایدار به عنوان یکی از اصول کلی مطرح مي‌شود، کاربرد روش های کاشت، داشت و برداشت با تکیه بر حفظ تعادل اکولوژیک است. در این ارتباط مصرف کود و سموم شیمیایی مصنوعی به عنوان مهم‌ترین عامل تخریب زیستگاه‌ها و از بین برنده تعادل طبیعی و نیز دستکاری چرخه‌های بین زنجیره‌های غذایی یکی از راهکارهای مردود است. با توجه به آنکه تولید محصول سالم و عاری از هر گونه آلودگی شیمیایی هدف اصلی در استقرار کشاورزی پایدار است.شيوه كاربردي مديريت تلفيقي در مزارع به موفقيت‌هاي مهمي دست يافته‌است. اما تا دهه 1980 در كشورهاي در حال توسعه مديريت تلفيقي به خصوص در مورد كشاورزاني كه در مساحت كمي كشاورزي مي‌كنند، مسئله‌اي انجام نشدني بود. زيرا برداشت عمومي از مديريت تلفيقي در بين كشاورزان خرد بسيار گنگ و پيچيده بود. بنابر اين تحقيقات بيشتري مورد نياز بود تا بتواند اثرات شيوه‌هاي اين نوع مديريت را معرفي كند.بررسي‌ها نشان مي‌دهد در این شیوه ضمن كاهش مصرف سموم عملكرد برابر يا بيشتر شده و اين افزايش نقش قابل ملاحظه‌اي در اقتصاد كشاورزان داشته‌است. آن چه كه در تعاريف قديمي ناديده گرفته شده نقش كشاورزان در برنامه‌هاي اجرايي مديريت تلفيقي است. يك كشاورز بايد قادر باشد فنون مناسب و سازگار با شرايط كشت بوم خود را انتخاب كند. بنابر اين بسيار زود مشخص شد كه در اين فرآيند، آموزش كشاورزان بسيار مهم‌تر از انتقال صرف تكنولوژي است.در این برنامه  IPM دارای مبانی کاملتری است  


روش های و فنون  IPM

1-  شناخت و تفکیک  عوارض ناشی از عوامل غير زنده:

بسیاری از عوارض ناشی از  عوامل غیر زنده نظیر نور و گرما، سرما ويخبندان، خشكي، كمبود مواد غذايي ، خاك، تگرگ، باد، رطوبت در بسیاری موارد با خسارات ناشی از آفات مشابه مي‌باشد. شناخت این عوامل و اثرات و تفکیک آنهاتوسط بهره‌برداران نقش مهمی در حذف  میزان زیادی  مصرف کود و یا سموم شیمایی دارد. از جمله این علایم می توان به قهوه‌اي شدن پهنه برگ، سوختگي پوست ميوه، سياه شدگي شكوفه، ريزش برگ، ايجاد شكاف در تنه و شاخه‌ها، يخ زدگي بافتهاي گياهي، خفگي ريشه، كج شدن نهال‌هاي تازه توقف رشد،  عقيم ماندن گلها، اشاره کرد

2-روش  ها ی کنترل  و مدیریت  زراعی با تاکید بر رابطه آب خاک گیاه

 عبارت است از عمليات پيشگيري با استفاده از تغيير دادن عمليات مديريت كه محيط زيست را براي توليد مثل انتشار آفت نامطلوب و بهترین شرایط را برای  پرورش گیاه قوی و سالم ایجاد  مي‌كند. ازجمله این روش ها عبارتند از : تنظيم دور آبياري ، رعايت فواصل كاشت ، تناوب زراعي،تنظيم كوددهي ،شخم ، ارقام ،زودرس ،هرس ،ازبين بردن بقاياي گياهي آلوده ،آيش،كاشت گياهان تله ،كشت ارقام مقاوم،استفاده از بذور و نهال عاري از آفت،تغيير در تاريخ كشت يا برداشت . روش های زراعی با نگرش کنترل جمعیت آفات، کاهش سطح آلودگی‌های پاتوژنیک و مبارزه با علف‌های هرز از قابل اطمینان‌ترین روش های قابل توصیه در کشاورزی ارگانیک هستند که با سایر روش های کنترلی هیچگونه تداخلی نداشته و اغلب در راستای افز

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۵/۵/۱۳۹۰ و ساعت ۱۲:۵۶ | نظر(0)

به نام خدا

 

شناخت ، مدیریت  و کنترل  WBDL با تکنیک AESA

(طراحی سایتهای   تحقیق - توسعه در مناطق آلوده   برای  شناخت ، مدیریت وکنترلدر راستای

برنامه جامع مدیریت بیماری جاروک جادوگر)

                                                                                                                  

Integrated Field Research Plan in Witch Broom Disease Lime with AESA Technique in I.R.IRAN

 

فصل اول -كليات

مقدمه

       بیماری خطرناک فیتوپلاسمایی جاروک لیموترش ، تقریبا نزديك به 15 سال فرایند تولید در باغات  لیمو ترش ایران را با بحران روبرو نموده است به طوري که باعث اثرات مخرب در باغات شده و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی در جنوب و جنوب شرق ایران به ویژه مناطق جنوبی کرمان ،سیستان و هرمزگان که جزء مناطق محروم می باشند  ،  به وجود آورده است . 

         عامل  این بیماری ( witches Broom Disease of  lime )یک پرویوکاریوت فاقد دیواره سلولی به نام فایتو پلاسما است که توسط پیوندک و حشرات ناقل منتقل و باعث از بين رفتن رشد رویشی و زایشی گیاه  شده و در نهایت باعث مرگ درخت می گردد . با وجود انتشار صعودی این بیماری و خسارت فراوان هنوز راهبرد مشخصی  برای مدیریت این بیماری در دست نیست .با توجه به خلا مطالعاتی در دنیا ، از سال 1385در کشور  مقدمات طراحی برنامه جامعی به منظور تحلیل ،تحقیق ، شناخت ،پیشگیری ،کنترل و مدیریت جامع این بیماری شروع و در نهایت ،  برنامه جامع مدیریت بیماری جاروک جادوگر  طراحی و آماده اجرا گردیده است . در همین چارچوب پروژه های تحقیقاتی و اجرایی متعددی توسط محققان در بخش های مختلف طراحی و در حال اجراست که یکی از کلیدی ترین پروژه های  مصوب این برنامه ، پروژه ای تحت عنوان " پژوهش جامع  مزرعه ای  بیماری جاروک جادوگر  با تکنیک AESA "است که در قالب عملیات مزرعه ای به صورت اجرای  سایت جامع پژوهش مزرعه ای طراحی و تصویب و  برای نخستین بار در باغات لیموترش استان هرمزگان  آماده اجرا  می باشد .

2 - محتوای عملیاتی پروژه

 آنچه كه در اين  پروژه  انجام  می گیرد ، اعمال   تکنیک پژوهش مزرعه ای  تحت عنوان سیستم  تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی  (Agro Ecosystem Analyze)  است که با مشارکت بهره برداران  منطقه هدف در سطح باغات لیموترش اجرایی می گردد. ثبت و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از این سیستم ، نقشه های  اکوسیستمی مربوط به چگونگی اثر عامل، نحوه پراکنش ،عوامل انتقال دهنده ،......و به طور کلی نقشه هاو نمودارهای  اکوسیستمی نحوه اثرگذاری این بیماری و عوامل موثر در توسعه آن در منطقه را به صورت کامل مشخص می سازد  علاوه بر در بخش بعدی فعالیت در این سیستم ،  با استفاده از مکانیسم FPR &D و در قالب طرح تحقیق - توسعه ،میزان تطابق و اثرگذاری  نتایج یافته ها و تحقیقات انجام شده در مدیریت و کنترل بیماری را در شرایط مزرعه ای و  اکوسیستم منطقه ای در سریعترین زمان ممکن مشخص می سازد .

3 - ساختار عملیاتی پروژه

  محتوای عملیاتی  این راهبرد از طریق انتخاب یک سایت جامع اصلی و چندین سایت راندومی محیطی که بر اساس شاخص های اقلیم -گیاهپزشکی در یک دامنه اقلیمی مشخص و یا در یک منطقه هدف و بر اساس شرایط محلی  انتخاب شده و فرایند AESA  توسط گروه عملیاتی که متشكل از بهره برداران و متخصصان  پایش  در طول فصل زراعی  انجام شده  و نتایج بررسی  های اکوسیستمی  در قالب نمودارها ،نمونه ها ،جداول ،پوستر ها ،قفس ها و جعبه های تشریح و ..... ثبت و تحلیل می شود تا بر اساس این تحلیل موضوعات خاص اثر گذار طراحي و سپس در شرایط مزرعه ای  مدیریت شوند.. همزمان  بهره برداران  در این فرایند در قالب یک  سیستم مشارکتی نوین ترویج و آموزش مزرعه ای در تحت عنوان  مدارس مزرعه ای کشاورزان                               ( (Farmers Field School ظرفیت سازی شده و به عنوان گروههای مرجع و در قالب تشكل محلی فرایند مونیتورینگ  و مديريت جامع بیماری فرایند کنترل را به صورت محلی بر عهده خواهند داشت  . عمده تر ين شاخص های مورد بررسی در تجزیه و تحلیل اکوسیستمی بیماری عبارتند از : دامنه پراکنش عامل-دامنه و پراکنش   ناقلین-سناریو های محدوده سلامت منطقه ای (قرنطینه )-عناصر  موثر اقلیم شامل باد و..-همبستگی محصولی-حشرات فعال-علف ها و گیاهان فعال-بررسی دامنه  گونه ها و ارقام-عناصر و مواد آلی و معدني شاخص-فیزیولوژی گیاه و.........

 

 

 

 

 

تاکتیک های اجرایی  در سایت اصلی

 

Text Box:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4- اهداف اصلی پروژه

- تهیه سناریو های رفتاری  عامل و پراکنش عامل بیماری بر اساس شرایط منطقه ای

-مدیریت زمان در شناخت ،تحلیل و اتخاذ روش کنترل با سیستم  تحقیق -توسعه

 - بررسی و تحلیل  اکوسیستمی موضوعات خاص تاثیر گذار در نشر بیماری.

-ایجاد شبکه محلی مونیتورینگ  و کنترل بیماری از بهره برداران منطقه هدف  

-سرعت در دستیابی به نتایج و مدیریت زمان در تحقیقات موضوعی در خصوص بیماری جاروک.

-كاهش هزينه های مدیریت  و کنترل بیماری .

-مدیریت منطقه ای موضوع توسط تشكلهاي محلی ظرفیت سازی شده با هدف ایجاد شبکه خاص  مراقبت و پایش مردمی  

- بررسی ارتباطات اکوسیستمی منطقه ای در پراکنش بیماری از طریق اسکن وقایع اکوسیستمی  .

-  سرعت در دستیابی به نتایج و مدیریت زمان  در بررسی جایگزین های زراعی و باغی در شرایط اکوسیستمی محلی .

5 - شاخص ها و ویژگی های خاص پروژه  

1-5: فرایند پروژه با مشاركت عملیاتی بهره برداران انجام می شود تا همزمان با فرایند پژوهش مزرعه ای در سايت اجرایی ، بهره برداران  بتوانند ا زطريق آموزشهاي لازم در بكارگيري همه جانبه روش  در مناطق و محل هاي فعاليت هاي توليد خود بتوانند براي بهبود و اصلاح فعاليت هاي خود از نتايج استفاده نمايند .

2-5: خطي مشي هاي زيست محيطي در كاربرد تکنولوژی و نتایج یافته های تحقیقاتی در این خصوص و شرايط خاص منطقه اي به صورت یک اصل  مورد بررسي و كنكاش قرار می گيرد.

3-5 : تحول در سیستم  متعارف  انتقال یافته  ، از مبانی تحولی در این الگو می باشد .

4-5: يكپارچه كردن و تلفيق پروژه هاي مبتني بر توسعه تكنولوژي در فرايند توليد با ساير پروژه هاي متنوع محلي با عنوان مدیریت جامع با ساختار توسعه مبتنی بر شاخصهای اجتماعی و اقتصادی  از استراتژی های اصلی در این فرایند است .

5-5:  طراحي برنامه براساس شاخصهاي تحليل اقتصادي عملكرد با اين عنوان  كه بهره برداران  متوجه باشند كه چه عملي بايد انجام دهند و چگونه درآمدهاي خود را محاسبه كنند .

 6-5:  طراحي برنامه  مبتني بر دانش بومي ، شرايط حاصل از تجربيات محلي و ويژگيهاي اجتماعي منطقه هدف.

با توجه  به ساختار  های  ذیل «برنامه اجرایی در هشت پروژه  خلاصه می شود :

 

ادامه دارد

برچسب‌ها: جاروک - جادوگر - لیموترش- جاروک جادوگر,

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۹/۵/۱۳۹۰ و ساعت ۱۰:۳۵ | نظر(0)

Abstract:

This report, by making use of national projects of "agricultural extension and education deputy of moja that development in 285 rural of 30 province. This project introduces a extensional model in communication process for sustainable agriculture development based farming system organic in local community in developing countries as Iran that called IPM/FFS. This project has been implemented in collaboration with international organizations such as FAO, UNDP and APO since 2002 in more than 280 Village sites (villages) in 30 provinces of Iran. The outstanding results and effectiveness of the project, in three aspects of social, economic and agro-ecosystem, made extension department in Iran’s ministry of Jihad-e-Agriculture to approve this model and develop as a general guideline to be implemented as a national plan across country in 2008 .This article tries to provide the conceptual and practical framework, indicators and practical elements of the model. It should be noted that this model emphasizes on communicational mechanism in agriculture. One of the important models in sustainable development process is communication cycle, especially in technology and new findings transfer process at local and farmer level. After green revolution and industrial development in agricultural sector when chemical products, new seed varieties, new irrigation technologies and modern machineries were introduced, till now that making use of genetically modified crops, chemical hormones and synthesized chemicals publicized, the role of this model became more obvious. In agricultural development process the principals and main resources of communication are called agricultural information system. This system consists of 4 elements including research, extension, education and farmer. A survey on development approaches and models since 1950’s showed that till 1980's the communication process has been mostly  top-down and based on a one-way technology transfer mechanism . This kind of insight towards communication, particularly in developing countries like Iran that most of the farming systems were formed in rural areas and more than 80% of the production system were based on this system, made the most of the technology and findings transfer efforts unsuccessful. Another survey on some development models based on this framework showed that developing programs and plans base on this insight was a mere  waste of time and money and these programs were not led to a sustainable development . Moreover they caused some new crisis in environment, natural resources and ecology of the target area. Making use of these outdated communication mechanism in some developing countries resulted in distrust among farmers, refusing findings and technologies as well as simple advises from experts. Today making use of communication models based on top-down mechanism for transferring technologies and research findings could not be successful, since current agriculture is affected from agro-ecological factors as well as market indicators and global trades. Importance of IPM.FFS Performance and Development:

- At the beginning of 3rd millennium. Food safety and health were labeled as substantial issues for government. Models and developing approaches failed to meet increasing demands for food due to Ineffectiveness and this exposed many countries to social hazards.

- Crisis in economical agriculture output at a local level and counter effects in quantitative process of production due to inappropriate use of pesticide.   

- Crisis in safety food and human health, destruction of environment

 And agro ecosystem

- Runaway Increase in Pesticide Control Cost


+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۹/۵/۱۳۹۰ و ساعت ۱۰:۲۹ | نظر(0)

       يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي جامعه بشري، در دهه های اخیر،بحران غذا و مسئله امنيت و سلامت غذا ی جميعت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت از یک طرف و محدوديت منابع اوليه تولید از طرف دیگر،باعث حركت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتي و تكنولوژي با عنوان انقلاب سبز کشاورزی در دهه پنجاه میلادی گردید.انقلاب سبز در کشاورزی با ورود تکنولوري هایی نظیر نهاده هاي شيميايي، ارقام پر بازده، روش هاي نوين آبياري و ماشين آلات جديد و غیره همراه گرديد. اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما تنها کمتر از دو دهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی،به دلیل كاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی و برخی تکنولوژي های دیگر ، فرايند توليد با مشكلات و بحران های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر و حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.در حال حاضر مخاطرات و بحران های حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید،کمیت و میزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است .بروز این مشكلات سبب شد که در دهه های اخیر به ویژه از دهه هشتاد،حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک مورد توجه قرار بگیرد و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه این فرایند گردد .زیرا بحران های ناشی از مصرف بی رویه نهاده های شیمیایی ، در دهه های اخیر ،مسایل و مخاطرات فراوانی را همراه داشته است.
       هر ساله علیرغم مصرف سموم و مواد شیمیایی در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته و فرایند تولید با مشكل روبرو شده است. علاوه بر مسائل و بحران هايي نظير ظهور آفات و امراض جديد،مقاوم شدن بیش از ششصد گونه آفات،بیماری و علف هرز ، مسمومیت ها، تخریب و فرسایش های شیمیایی شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی، سرطان ها،مسمومیتهای منجر به مرگ،بیماری های مزمن ، تخریب محیط زیست و کشت بوم های طبیعی و بر هم خوردن تعادل های طبیعی ،كميت توليد نیز با بحران مواجه شده است. این شرایط نشان می دهد که بر خلاف برنامه های که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوري به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخير امنيت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد. اما در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و حذف نهاد های شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته،هورمون های رشد،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام،اشعه دادن و پرتو افکني و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمايند.
        بنابر این ملاحظه می شود که در فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک چالش های متنوعی مطرح می شود که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد : چالش اول : با توجه به این که استراتژی اصلی در کشاورزی، افزایش کمی تولید و خودکفایی در است،آیا کشاورزی ارگانیک قادر به تامین غذای کافی و تولید بالا ی محصولات می باشد؟ چالش دوم : تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟ چالش سوم :آیا سیستم متعارف انتقال یافته های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا می باشد؟ چالش چهارم : آیا شبکه مدیریت ارگانیک شامل سیستم کنترل،نظارت،شناسنا مه، گواهی،صدور اعتبار،اعتماد،لیبلینگ، بازار...... وجوددارد و یا قابل طراحی است ؟ چالش پنجم :آیا توان، دانش،روش و تکنولوژی فنی مدیریت ارگانیک واحد های تولیدی نظیرباغات،مزارع...... در سطح واحد های بهره برداری و جوامع محلی وجود دارد ؟ چالش ششم : زیر ساختارها و شاخص های پایه توسعه کشاورزی شامل آب، خاک، اقلیم،نیروی انسانی و با توجه به این که کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی در بیش از 80000روستاست و بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره برداران روستایی و نظام های خرد ایران شكل می گیرد و شرایط اقلیمی ایران که میانگین بارندگی در آن 33% میانگین بارندگی جهانی و 50% میانگین بارندگی آسياست و ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است،متوسط بارندگی یک سوم میانگین دنیا یعنی 250میلی لیتر است و سالانه حدود 90میلیارد متر مکعب آب در بخش کشاورزی مصرف می شود.که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و هدر رفت حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور و....تا چه حد توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را ممکن می سازد ؟ در این طرح سعی شده است ضمن بیان چارچوب های کاری و استاندارد های عملیاتی کشاورزی ارگانیک ، چگونگی توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را با توجه به این چالش ها و محدودیتها را به صورت یک برنامه مدون کاری یا یک پروژه عملیاتی ارایه شود.
        برای این منظور مطالعات و بررسی های جامعی در خصوص توسعه کشاورزی ارگانیک به ویژه از لحاظ اقتصادی انجام شده که از جمله می توان به، مطالعه و بررسی موضوع در کشور ها و مناطقی است که این فرایند اتفاق افتاده است اشاره نمود. نتایج این بررسی ها و مطالعات انجام شده نشان می دهد ، به طور حتم کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است. است.نتایج این بررسی که نه در مساحتهای کوچک بلكه در سطح 405هزار هکتار و بر روی 2میلیون بهره برداری که در 20کشور مشغول به کشاورزی ارگانیک هستند نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک نه تنها به صورت ساده امکان پذیر است بلكه با افزایش کمی تولید و کاهش هزینه ها ی تولید همراه است.مطالعات و بررسی ها نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک بدون اين که چالشی در فرایند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند به سادگی قابل پیاده شدن است. البته این فرایند تنها در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی قابل تحقق است که این امر در قالب سند عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک ایران انجام شده است.شاخص اصلی و نکته کلیدی در راهبرد، چگونگی مدیریت دوره تبدیل در ارگانیک بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه ای کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر های آموزشی، توانمند سازی، نظارت، صدور گواهی،بازار و ایجاد شبکه های محلی توانمند اجرا میگردد. بر همین اساس در این طرح سعی شده است با بررسی محتوایی و ساختاری توسعه کشاورزی در کشور، راهبردی عملیاتی برای اجرایی کردن کشاورزی ارگانیک ارایه گردد.
       .مبنای اصلی این طرح ظرفیت سازی کشاورزی ارگانیک در کشور در قالب برنامه های عملیاتی و بر اساس ویژگیهای کشاورزی بومی ایران است،عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک، از طریق ایجاد واحدهای مزرعه ای ارگانیک تحت عنوان مدارس توسعه ارگانیک صورت می گیرد. اساس فعالیت در این واحد ها،که بر اساس پتانسیل های ارگانیک در ایران حدود سه در صد از کل کشاورزی ایران را شامل می شود ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی و ویژگیهای اقتصادی –اجتماعی هر منطقه طراحی می شوند تاکتیک های عملیاتی مشخصی در چهار قالب فنی یا تکتیک عملیاتی شامل : الف – مدیریت ارگانیک حاصلخیزی و تغذیه (ICWSM) ب- مدیریت ارگانیک جامع حفاظت از محصول شامل آفات،بیماری ها،علف های هرز (CO.IPM) ج- مدیریت ارگانیک دام و فراورده های دامی(DAOM) د- مدیریت طراحی شبکه ارگانیک ( NEM) می باشد که فرایند تولید ارگانیک به صورت محلی و منطقه ای را از طریق روش توسعه ای خاص ارگانیک که مبتنی بر شناخت و تحلیل اکولوژی (AESA) است را اجرایی می کند . درا ين واحدها،شكل خاصی از سیستم اجرایی تحقیق، ترویج و آموزش با عنوان کلی پژوهش مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق – توسعه ( R&D) پیاده می شود. در این سیستم کشاورزان در شناخت و مدیریت بر مبنای اکولوژی زراعی از طریق مکانیسم تجزیه و تحلیل کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده، فرایند مدیریت ارگانیک را، طی يك دوره گذر مشخص را باور و توسعه خواهند داد. ظرفیت سازی انجام شده در این فرایند (TOT) منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس مدیریت ارگانیک مي شود .گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سازماندهي شده و همزمان از طریق این گروههای محلی، فرایند طراحی نظام نظارت، صدر گواهی، بازار یابی و توسعه را در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری پیگیری خواهد شد.
         این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران در مناطق فعالیت شان تعيين و پس از تصميم گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي دولتی در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد.کلیات این برنامه در قالب سند راهبردی توسعه کشاورزی ارگانیک ایران به تفضیل ارایه خواهد شد. مفاهیم و مبانی کشاورزی ارگانیک کشاورزی ارگانیک نظام مبتنی بر اصول اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی زراعی منطبق بر شرایط اجتماعي و شاخص های اقتصا دی منطقه ای و محلی. در دهه‌های اخیر سلامت محصولات کشاورزی و فرآيند کشاورزی ارگانیک به صورت پروتکل‌ها و قرارد‌های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت‌هائي ر از طریق ایجاد استاندارد‌ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد شده و به سرعت در حال توسعه است.امابرای ورود به سیستم کشاورزی ارگانیک مجموعه‌ای از چالش‌ها به عنوان موانع توسعه کشاورزی ارگانیک مطرح مي‌شود که شناخت و تحلیل این چالش‌ها در تدوین برنامه‌های عملیاتی کشاورزی ارگانیک در کشور ضروری مي‌باشد. توجه روز افزون به مسائل زیست محیطی و بهداشتی و امنیت غذایی، کشاورزی صنعتی را با چالش رو به رو نموده‌است، مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیر زمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روز به روز مورد تردید جدی قرار مي‌گيرد. طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتيكي نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشات منتشره در خصوص تاثیرات سوء مواد فوق بر سلامتی مصرف کنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرف کنندگان را به محصولات تولید شده در شرایط طبیعی و حتی الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است. در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشاء طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می دادند اما با افزایش سطح آگاهی‌ها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه نمود به حدی که برنامه ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استاندارهایی را برای تولید، عرضه و برچسب زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه نموده‌اند بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیر دولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولید کننده محصولات ارگانیک را بر عهده مي‌گيرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می ماند. البته نظارت از سوی سازمان های بین الملي نیز پیش بینی گردیده‌است.
       فرایند توسعه کشاورزی ارگانیک در مسیر نظام های توسعه کشاورزی در دنیا مبانی و اهداف توسعه كشاورزي ارگانيك اهداف اصلی در کشاورزی ارگانیک شامل موارد ذیل است:  پایداری اقتصادی کشاورزی  ارزش افزوده تولیدات  شرایط کاری خوب برای تولید کنندگان وخانوار انان  طراحی بازار و تجارت مشخص  تضمین عرضه غذا  تامین عواید کافی، در يك محیط کاری ایمن و سالم  كاهش هزينه‌ها و افزايش در آمد در فرايند بهره‌برداري و توليد.  تامین نیازهای محلی  استفاده بهينه از منابع محلی  احترام به فرهنگ محلی  توازن جنسی  تولید محصولات سالم و عاری از بقایا  طعم و کیفیت خوب  سرمایه گذاری کم  توازن زیست بوم  حفظ منابع طبیعی  عدم آلودگی به مواد شیمیایی مصنوعي  حفظ تنوع زیستی  عدم تكيه بر نهاده‌های خارج از اكوسيستم زراعي  دامپروری حیوان مدار  حاصلخیزی بالای خاک  بازده خوب و مداوم  حفظ و بهبود چشم انداز طبیعی و نظام بوم شناختی زراعی  به حداقل رساندن مصرف انرژی و منابع غیر قابل تجدید  تولید مقادیر کافی غذای سالم مغذی و با کیفیت بالا  تایید دانش بومی و نظام‌های زراعی سنتی  مشاركت و توسعه پايدار فعاليت‌ها از طريق تشكل‌هاي محلي و شبكه‌هاي توانمند محلي  حفظ تعادل‌هاي اكو سيستمي در چرخه فعاليت‌هاي توليدي كشاورزي.  حفظ اكو سيستم‌هاي طبيعي، پايداري طبيعي سلامت توليدكننده و مصرف كننده.  حفظ و ارتقاء حاصلخیزی دراز مدت خاک  تقويت چرخه‌های زیستی درون مزرعه، بویژه چرخه مواد غذایی  تامین عرضه ازت با بکارگیری گسترده از گیاهان تثبیت کننده به عنوان تركيب كليدي رشد گياه  حفظ نباتات زیستی مبتنی بر پیشگیری بجای درمان  تنوع ارقام محصول و گونه‌های حیوانات، متناسب با شرایط محلی  منع مصرف تركيبات تنظيم كننده رشد مصنوعی اعم از کودهای شیمیایی، هورمون‌هاي و...  منع مهندسی ژنتيك و محصولات آن اصول کلی در کشاورزی ارگانیک کشاورزی ارگانیک، نظامی اقتصادی، اجتماعی و مدیریت تولیدی اکولوژیک است که شناخت کاملی از خاک و اجزای تشکیل دهنده آن دارد. این نظام با افزایش حاصلخیزی خاک برای تولید مواد غذایی انسان در چرخه بیولوژیکی سعی دارد، از ورود هر گونه نهاده های خارجی ( کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ) به فرآیند تولید جلوگیری کند تا با حداقل هزینه به رابطه ای پایدار میان انسان، محیط زیست و موجودات زنده بیانجامد. از این رو اهداف این نظام را می توان در دو قالب زیر دنبال کرد: الف، تغییر روش از تاکید بر تولیدات بیش تر محصولات کشاورزی به سمت کاهش هزینه ها با توجه به بهبود کیفیت فرآورده ها و زمینه سازی و جایگزین کردن نهاده های گران و مضر (کودهای شیمیایی، آفت کش ها، علف کش ها ). با روش های تولید از طریق به کارگیری دانش و آگاهی کشاورزی اکولوژیکی، نیروی کار و تکنیک های غیر شیمیایی. ب، حمایت از اکولوژی گیاهی و گونه های جانوری در تمامی زمینه ها برای استقرار یک اکوسیستم کشاورزی به عنوان روش پیگیری موثر در برابر طغیان و شیوع آفات، بیماریها و علف های هرز. بر همین اساس فدراسیون بین المللی جنبش کشاورزی ارگانیک IFOAM محصولات کشاورزی ارگانیک تولید کنندگان را از طریق شاخص های زیر اندازه گیری می کند: الف- رعایت استانداردهای تولید در رشد محصول ب- بذر و نهال ج- مدیریت کنترل آفات و علف های هرز در مزرعه د- مدیریت و نظارت بر بسته بندی، آماده سازی و شستشو، انبارداری، حمل و نقل و روش های بر چسب گذاری و بر این اساس کشت ارگانیک را دارای مزایای ذیل می داند : - رعایت ملاحظات زیست محیطی - هزینه پایین تر تولید نسبت به کشت معمولی - قیمت بالاتر محصولات ارگانیک - سلامت وامنیت غذایی مصرف کنندگان - حفاظت مناسب از منابع آب و خاک - امکان بکارگیری روش های کشت مخلوط که منجر به افزایش بهره وری می شوند - کاهش ضایعات کشاورزی به دلیل استفاده آنها به صورت کمپوست در تولید كشور هاي عمده توليد كننده توليدات مواد غذايي ارگانيك اتحاديه اروپا ميزان رشد 5 ساله ميزان رشد ساليانه هكتار ارگانیک كشور 6/17% 4/14% 354171 آلمان 5/89% 5/63% 333854 ايتاليا 5/71% 1/20% 920/299 اطريش 1/48% 8/61% 276000 سوئد 9/111% 8/92% 200000 اسپانيا سطح تولیدات ارگانیک در آسیا و ایران بنابر آمار FBL در سال 2008 اراضی بالقوه ارگانیک ایران به نسبت سطح تحت پوشش در استان های کشور برنامه عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک منطبق با شرایط کشاورزی با توجه به ویژگیهای اجتماعی /اقتصادی/فرهنگی/زراعی /اقلیمی خاص ایران، فرایند اجرا و توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور، از طریق ایجاد واحد های مزرعه ای تحقیق –توسعه و ظرفیت سازی ارگانیک، تحت عنوان مدارس توسعه ارگانیک با تکنیک مدارس مزرعه ای کشاورزان (Farmers Field School ) صورت می گیرد.این واحدها، بر اساس شاخص های اقلیمی / اکوسیستمی/اقتصادی/گیاهپزشکی/اجتماعی در هر منطقه و بر اساس اولویت های موضوعی یا محصولی طراحی می شوند. درا ين واحدها سیستم نوینی از فرایند تحقیق، ترویج و آموزش با عنوان تحقیقات مزرعه ای کشاورز مدار در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه ( FPRE&D) پیاده می شود.
        در این سیستم بر اساس اصول یادگیری حاصل از عمل، كشاورزان و گروههای کاری منتخب جوامع محلي در مدیریت جامع تولید از بذر تا بذر، از طریق شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده، فرایند مدیریت جامع مزرعه را با شاخص بهره وری متوازن دررابطه آب و خاک و گیاه (ICWM ) و مکانیسم کاهش و بهینه سازی مصرف نهاده های شیمیایی ( Co.IPM) ودر مورد دام تکنیک مدیریت ارگانیک دام و فرآورده های دامی (DAOM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله عملیاتی می نمایند. توان و ظرفیت سازی انجام شده(TOT)در این واحدهای عملیاتی، منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود. گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده و همزمان توسط خود این گروهها فرایند طراحی نظام نظارت، صدور گواهی، بازار یابی و توسعه، در قالب برنامه ریزی ها و حمایت های فنی – اداری پشتیبان دولتی پیگیری خواهد شد. حجم عملیات الگویی فوق که به منظور حذف ریسک های اقتصادی در مدیریت دوره گذر کشاورزی ارگانیک صورت می گیرد، در سطح سه در صدر از کل مزارع کشاورزی ایران در محصولات اولویت دار و در قالب يك برنامه 5ساله ساله تدوین می شود.و به صورت همزمان نظام نظارت، سنجش،صدور قوانین خاص و بازار، گواهی،سامان دهي،جهت گیری یارانه... توسط نهاد های ذیربط طراحی شده و بستر خیزش به سمت کشاورزی ارگانیک را بدون کوچکترین خسارت در میزان تولید، در آمد و صرفه اقتصادی کشاورزان به نتیجه می رساند. این برنامه با تحت پوشش قرار دادن سه در صد از مزارع کشور در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای در سه راهبرد عملیاتی مشخص باعث مي شود كه نيازها، برنامه ریزی ها و اجرا توسط گروههای محلی تعيين و پس از تصميم گيري و برنامه ريزي توسط خود آنها پیگیری و اجرا شود و در نتیجه بسياري از خدمات دولتي و دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل میكند و كارشناس مزرعه خود خواهد بود در اين شيوه دولت نقش حمايت كننده و پشتيبان با نگرش‌ارتقاءتوان‌جوامع‌محلي‌رادارد.شایان ذکر است استفاده ازاين‌شيوه در زمينه هاي‌آبخيزداري،مديريت‌آب، مديريت آفات، مديريت مراتع در بسياري از كشورهاي آسيايي، آفريقايي و آمريكاي لاتين داراي نتايج چشمگيري بوده است. فرایند توسعه ارگانیک مبتنی بر CO.IPM یا IPM/FFS ساختار اجرایی و عملیاتی راهبردتوسعه کشاورزی ارگانیک در کشور که بر اساس ساختار ها و چالش های اشاره شده در کشور، با تعیین و اولویت بندی درخت اهداف و عملیات در برابر درخت مشکلات و چالش ها و جگونگی مدیریت اجرایی هر کدام از این اهداف در ذیل طراحی و توضیح داده شده است. تاکتیک های عملیاتی دستیابی به کشاورزی ارگانیک همانطور که در درخت اهداف و عملیات بالا مشاهده می شود برای دستیابی به کشاورزی ارگانیک در کشور، هشت تاکتیک عملیاتی طراحی شده اند که عبارتند از : الف - مدیریت حاصلخیزی و تغذیه بر مبنای مدیریت رابطه آب-خاک –گیاه (ICWSM) ب--مدیریت جامع آفات،بیماری ها و علف های هرز در ارگانیک (Co.IPM) ج- -شیوه مزرعه ای انتقال یافته ها و تکنولوژی ارگانیک در سطح مزارع و جوامع محلی (R &D) د -مدیریت ارگانیک دام و حیوانات اهلی (DAOM) ه – سیستم استاندارد ، بازرسی ، صدور گواهی و برچسب و- سیستم بازار ارگانیک ز- شبکه محلی ارگانیک ح- شبکه پشتیبان ارگانیک که در ذیل به صورت کلی به 4 عنوان آخر شبکه مدیریت ارگانیک گفته می شود پس شبکه مدیریت ارگانیک شامل 4 بخش ذیل است : الف – سیستم استاندارد ، بازرسی ، صدور گواهی و برچسب ب- سیستم بازار ارگانیک ج- شبکه محلی ارگانیک د- شبکه پشتیبان ارگانیک که در ذیل به صورت کلی به آنها پرداخته می شود ساختار محتوایی حرکت به سمت توسعه ارگانیک از طریق استراتژی IPMمشارکتی (شریفی مقدم.محمد. راهنمای جامع ارگانیک ایران 86) ساختار توسعه محتوای فنی ارگانیک از طریق مدرسه در مزرعه کشاورزان مراحل شناخت و بررسی اکولوژی توسط کشاورزان در مدرسه در مزرعه نقشه کلی برنامه عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲۷/۱/۱۳۹۰ و ساعت ۱۳:۴۲ | نظر(1)

بسمه تعالی

  اولین سمینار ملی بررسی تهدیدات و  عوامل تخریب تنوع زیستی در منطقه زاگرس مرکزی

 

  عنوان مقاله :

  مدیریت مشاركتي سیستمی توسعه كشاورزي پايدار براي حفاظت و حمايت از تنوع زيستي زاگرس

 

  محمد شریفی مقدم


 

واژگان كليدي مقاله :‌

مديريت مشاركتي سيستمي - كشاورزي سازگار با محيط زيست -  تنوع زيستي -  اقتصاد زيست محيطي - كشاورزي ارگانيك - معيشت پايدار

عبارت كليدي مقاله :

(مشاركت ذينفعان در حفاظت و حمايت از تنوع زيستي بر مبناي  ارزيابي اقتصادي محيط زيست  )

 


چكيده

        مقاله حاضر ماحصل نتایج اجراي راهبرد تحولی توسعه کشاورزی پايدار در کشور های در حال توسعه  برمبناي مديريت دانش و نظام جامع اطلاعات کشاورزی با هدف توسعه كشاورزي سازگار با محيط زيست در مناطق ارزشمند زيست محيطي تدوین شده است  .کشاورزی پایدار مفهوم گسترده ای ازفعالیت ها و عملیات متنوع شامل :کشاورزی اکولوژیک ، کشاورزی مبتنی بر مدیریت تلفیقی و کشاورزی عاری از مواد شیمیایی مصنوعی تخریب کننده ،کشاورزی ارگانیک و درنهایت کشاورزی بیو دینامیک است . در واقع كشاورزي پايداريك راهبرد مديريتي است كه باعث كاهش هزينه توليد،به حداقل رساندن تاثيرات منفي بر محيط زيست و فراهم نمودن توليد و سودمندي  مزرعه در هرزمان مي شود. ناکارآمدی رهیافت های مبتنی بر انتقال تکنولوژی در تحقق اهداف توسعه  پایدار در دهه های اخیر ،باعث شده که در هزاره سوم ، تحول در نظام جامع اطلاعات ، به عنوان الزام اصلی در تحقق توسعه پایدار مورد توجه و تاکید دولت ها قرار گیرد عدم جامعیت مدل ها ی متعارف ترویج و توسعه  کشاورزی باعث شده که شاهد چالش ها و بحران در ایمنی زيستي  ، تحدید منابع طبیعی ، پایداری تولید ، سلامت ، فرسایش ها ، مرگ بیولوژیکی ، بحران آب ، آلودگی های جوی ، بحران نیترات ، گاز های گلخانه ای ، مرگ و میر ، بیماری ها و به هم خوردن  تعادل های اکولوژیک در سرزمین باشیم. به همین دلیل در راهبرد های نوین توسعه کشاورزی پایدار، به جای تاکید برانتقال تکنولوژی های جدید و مدرن تر ، مهارت ها ی مدیریت مشارکتی مبتنی بر چرخه اطلاعات  ، نقش اصلی را بر عهده دارند . خطرهای ناشی از مصرف مواد شیمیایی باعث به هم خوردن تعادل های اکوسیستمی ،فرسایش شیمیایی خاک وتحت تاثیر قرار گرفتن سلامت سالیانه بیش از 22 میلیون نفر در دنیا شده است .تحلیل اقتصادی و ارزش گذاری میزان اثر بخشی برنامه هاي كشاورزي پايداردر افزایش بهره وری اقتصادی، شاخص اصلی پذیرش بهره برداران است . تحلیل  اقتصادی كشاورزي پايدار ، علاوه بر تاثیر گذاری بر میزان کاهش هزینه های تولید و افزایش در آمد در واحد سطح  ، شامل ارزیابی اقتصادی اثرات محیطی نیز هست. بدیهی است با محاسبه ارزش اقتصادی و محیطی  و شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت این­ برنامه­ می تواند  به تصمیم­گیران کمک فراوانی در انتخاب برنامه  صحیح در زمینه توسعه کشاورزی پایدار نمود. شاخص اصلی این روش ، اعمال مدیریت سيستمي بر اساس تکنیک تجزیه و تحلیل کشت بوم های زراعی  با هدف تعیین آستانه اقتصادی روش های کنترل و توسعه تکنولوژی های جایگزین است .  این برنامه  شامل چهار مرحله مشخص شامل : 1 - تحلیل و شناخت کشت بوم منطقه ای  برای تعیین سناریو های آستانه زیان اقتصادی    2- کاربرد روش های  پیشگیری   3- انتخاب روش های کنترل با تعیین سناریو های  آستانه اقتصادی    4- طراحی شبکه های محلی مونیتورینگ و پایش محلي جهت تدوین سناریو های محلی مدیریت محيط زيست  در شرایط منطقه ای است . روش­هایی که در این مطالعه بکار گرفته شده اند، تلفیقی از چند روش کیفی و کمی است که از طریق  بررسی  دیدگاه کشاورزان و عوامل تأثیرگذار بر پذیرش برنامه در سطح مزرعه صورت گرفته است .

هدف اصلی : مديريت  محلي توسعه كشاورزي پايدار  با شاخص تحلیل اقتصادی و ارزیابی منافع زیست محیطی در محدوده زاگرس مركزي

سؤالات اصلی که در این مقاله به آنها پاسخ داده می شود عبارتند از  :

1-میزان اثر بخشی برنامه در حفاظت و حمايت از تنوع زيستي  زاگرس  چقدر است ؟ 

2- میزان منفعت اقتصادی برنامه در بخش  محیط زیست  چقدر است   ؟

3-آیا اجرای اين برنامه  به نفع درآمد حاشيه نشينيان زاگرس  است؟

4- شاخص های اصلی  پذیرش برنامه  توسط بهره بردارن کدام است ؟

ضروريات : :

       تخریب  محیط زیست  ، تحدید منابع طبیعی  ، به هم خوردن تعادلی های  اکوسیستمی ، دست کاری ها در نظام اگرو اکوسیستم ، گاز های گلخانه ای  ، مرگ بیولوژیک خاک ، فرسایش های شیمیایی ، آلودگی های صنعتی  و شیمیایی ، زباله ها ، فاضلاب  ها ،  تجمع عناصر ، مقاومت ها ، ظهور آفات و عوامل مقاوم جدید  ،کیفیت  پایین ، کمیت  و کیفیت آب  از جمله آسیب های   نظام کشاورزی فشرده  به طبیعیت و محیط زیست است  .  محیط زیست متاثر از فعالیت های کشاورزی  شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي بهره بردارن  کشاورزی است   که   علاوه بر رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياست ها و شاخص های توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است. چالش های اصلی  ناشی از  نظام کشاورزی فشرده   در بخش محیط زیست را می توان به موارد ذیل تقسیم بندی نمود  :   الف-ناپایداری در سیستم های محیط زیست ب- افزایش  آسيب پذيري انساني ناشی از تخریب  زیستی  ج- ناپایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي  د- ناپایداری و به هم خوردن تعادل های  اکوسیستمی  به ویژه اگرو اکوسیستم ها   که به صورت کلی موارد تحت تاثیر محیط زیستی در نظام کشاورزی فشرده در جدول ذیل شرح داده شده است .

 

تبيين  شاخص پايداري

  پایداری شامل  مجموعه عوامل مديريتي در  در فرايند توانمند سازي  بهره بردار با  میزان در آمد حاصله  بر مبناي ارزيابي  اجتماعی و  اکوسیستمی است . در اين تعریف ،  علاوه بر  رشد شاخص اقتصادي و اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل شاخصهای توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف آب ، حفاظت از خاك و  بهبود اقتصادي و اجتماعي است كه عبارتند از :‌

  الف- پایداری در سیستمهای محیط زیست: سيستمهاي زيست محيطي حياتي در كشاورزي  باید در سطوح سالم باقي مانده و يا در حال بهبودي مي‌باشند و هيچ صدمه‌اي به سيستمهاي زيست محيطي شان نداشته باشند

ب- مدیریت پایدار  كاهش آسيب پذيري انساني : جمعيت و سيستم اجتماعي فعال در كشاورزي  آسيبي به محيط زيستي كه تاثير بر تندرستي بشر دارد، وارد نمي آورد. كاهش آسيب پذيري به اين معني است كه آن جامعه در راه پايداري بيشتر قدم برميدارد

ج- پایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايشها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي و تعامل انها در  جهت بهبود چالشهاي زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار منطقه ای باشد .

د- پایداری و امنیت در سلامت تولید

ه-پایداری در بهداشت حرفه ای و اجتماعی

ر-مبانی مشارکت اجتماعی و سامانه های توانمند درگیر به صورت اگاهانه در مدیریتهای مشارکتی محلی مبتنی بر اکوسیستم محلی و دانش بومی

ز- مشارکت در همكاريهاي منطقه ای در حل مسائل زيست محيطي مشترك و کاهش  خطرات اثرات زيست محيطي فرامرزي را به حد زير آستانه خطر .

مبانی و الزامات توسعه کشاورزی پایدار

      کشاورزی پایدار ،  معتقد به مدیریت زراعی  واحد های تولید بر اساس  شرایط اجتماعی  ، اقتصادی  و  ساختار های  اکوسیستم  به منظور کمک گرفتن از طبیعت برای تولید است . معیار های اصلی  کشاورزی پایدار  عبارتند از :   (مبانی توسعه کشاورزی پابدار ، 1388 )

§     هماهنگي بوم شناختي : به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند.

§     صرفه اقتصادي:  صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود.

§     تطابق  اجتماعي : به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شودكه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمك هاي فني تضمين شود.

§     سازگاري : به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند.

§         بعدانساني : حفظ سلامتي و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليت هاي كشاورزي است.(کوچکی ،1384)

          کشاورزی پایدار با شاخص حذف و بهینه سازی  مصرف کمتر کود شیمیایی و آفتکش ها، استفاده بهینه از خاک و مدیریت  تلفیقی تولید برای پرورش گیاه سالم و قوی و حمایت از اکوسیستم زراعی و در نتیجه کاهش و حذف نهاده های شیمیایی در تولید و حفاظت از محصول . .مديريت تلفيقي راهكاري براي حفاظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از خسارت آفات را كاهش مي‌دهد. مديريت تلفيقي مشاركتي به عنوان ديدگاهي پايدار و موثر براي توسعه در سطح وسيع است. سازمان خوارو بار وکشاورزی تعريفي بدون مضمون براي مدیریت تلفیقی آفات ارائه كرده است. « شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مدنظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد، نتيجتاً جمعيت آفات را كنترل و در زير سطح آستان زيان اقتصادي نگه مي‌دارد».منظور از آفات شامل بي‌مهرگان شامل  حشرات، كنه‌ها و نماتدها - بيماري‌هاي گياهي شامل  قارچ‌ها، باكتري‌ها، ويروسها - علف‌هاي هرز و مهره‌داران شامل جوندگان و پرندگان  مي‌باشند.بعضي از شيوه‌هاي مورد استفاده در مديريت تلفيقي مانند كنترل بيولوژيك ( به وسيله پارازيت‌ها، شكارگرها و پاتوژن‌‌ها)، ارقام مقاوم، عمليات به زراعي شامل تناوب، كشت مختلط، كشت به موقع، دام يا تله‌گذاري براي آفات، و در صورت لزوم، انتخاب صحيح و مطلوب آفت‌كش‌ها، عملياتي هستند كه براي جلوگيري از خسارت آفات مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند. در این سطح توسعه کشاورزی پایدار در سه اصل ذیل خلاصه می شود :

الف -روابط بین تمام بخش های یک سیستم زراعی از جمله کشاورز وخانوار وی و اجتماع .

 ب -اهمیت توازن بیولوژیکی در سیستم.

 ج -ضرورت به حداکثر رساندن روابط بیولوژیک مطلوب در سیستم وبه حداقل رساندن استفاده از مواد ویاعملیاتی که این روابط را برهم می زند. (اردکانی ، 1387)

        با  بررسی  محتوایی  مدل ها و  نظام های ترویجی  متعارف در دنیا از آغاز تا کنون و هم چنین شناخت تحولات و تغییرات اگرو اکوسیستمی ، اقتصادی ، اجتماعی و منطقه ای ناشی از اجرای این مدل ها این نکته مشخص  است که مدل و یا نظام توسعه و ترویج کشاورزی پایدار بایستی دارای دو ویژگی کلیدی  که در جدول ذیل با رنگ مشخص شده  را داراباشد . یعنی مدل و نظام توسعه بایستی  قدرت توانمند نمودن گروه های کاری محلی در مناطق مختلف و طبقات متنوع اجتماعی و منطقه ای  در کشف و شناخت اکوسیستم های زراعی بر مبنای شرایط منطقه تولید و هم جنین  توانایی و قابلیت مشارکت دادن  کشاورزان در برنامه ریزی ها ، اجرا و ارزیابی را دارا باشد .

 

+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲۳/۱/۱۳۹۰ و ساعت ۱۹:۴۲ | نظر(0)




معرفی کلی :

محصولاتسالم و ارگانیک، شامل تولیدات و فرآورده هاي كشاورزي و دامي ماحاصل اعمال برنامه هاي مديريتي توليد ، استاندارد ها ، عمليات خوب کشاورزی و نظام ارگانيك هستند . در فرايند تولید اين محصولات با تاكيد بر مدیریت مزرعه مبتني بر كشت بوم هاي زراعي ، تغديه و حاصلخيزي مناسب ، روش هاي پيشگيري ، روش هاي كنترل تلفيقي كاربرد و باقيمانده مواد شيميايي مصنوعي ، عناصر سنگين ، مايكوتوكسين ها و ساير عوامل زيان آور محيطي و بهداشتي حذف و يا در آستانه حد مجاز شده است .در اين برنامه ها فرايند توليد محصول با حفظ محيط زيست و منطبق با شرایط محلی با حذف و كاهش مواد شیمیایی صورت مي گيرد كه مي توان اين محصولت را در سه دسته كلي ذيل تقسيم كرد :

1- محصولات ارگانیک : محصولاتی که تولید ، فرآوری ، بسته بندی ، نگهداری ، حمل و نقل و عرضه آن ها در بازار تحت كنترل و پايش يك استاندارد معتبر بين المللي ،منطقه اي و يا ملي ارگانيك صورت مي گيرد.در تولید محصولات ارگانيك شاخص هاي محیط زیستي ، بهداشتي ، اجتماعي و ايمني رعایت شده است . این محصولات دارای کیفیت ، طعم طبیعی و خوب و فاقد هیچ گونه مواد شیمیایی مصنوعی و باقیمانده عناصر و فلزات و مواد مضر هستند .

2- محصولا ت سالم : محصولات فاقد یا دارای حدمجاز باقیمانده آفت کش، عناصر، فلزات وسموم ماحصل اعمال مدیریت های خوب كشاورزي ، استاندارد ها و برنامه های مديريتي مانندIPM ، HACCP ، GAP،GHP هستند . بااجرای این برنامه ها ضمن حفظ محیط زیست شاخص های و حد مجاز باقيمانده مواد شيميايي رعايت ميشود . به صورت خلاصه مي توان سلامت محصولات را در دو مفهوم ذيل تعرف كرد :

1-2- محصولات کشاورزی از جهت حداکثر بقایای سموم ،فلزات و نیترات .

2-2- فرآورده های پروتینی و لبنی از حیث بقایایای توکسین ها ،هورمون ها و آنتی بیوتیک

3-محصولات طبیعی : این محصولات عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق طبیعی و دست نخورده (از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال ها ی مدید و به صورت سنتی ، در تولید آنها از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است .



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۲۵/۸/۱۳۸۹ و ساعت ۲۱:۵۴ | نظر(3)

مقدمه

       يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي دولت ها در هزاره سوم میلادی ،مسئله تامین وسلامت  غذای جميعت  کشور ها است. عدم توانایی بسیاری از  دولت ها در امنیت و سلامت غذای کافی باعث  سوق دادن بسیاری از کشور ها به سمت بحران های شدید اجتماعی شده  است . با توجه به این که در آینده نزدیک جمعیت دنیا به مرز 10 میلیارد نفر خواهد رسید در صورت تاکید بر نظام فعلی  کشاورزی ، برای تامین غذای  این جمعیت حد اقل به یک میلیارد  هکتار اراضی جدید ، منابع آب  شیرین جدید ، مصرف چند برابری ازت   است که همین نکته  نشان از خاموشی بیولوژیک خاک  . مرگ کره  زمین خواهد بود . کمتر از یک دهه بعد از انقلاب سبز   ،فرايند توليد محصولات کشاورزی با مشكلات وبحران های جدیدی مواجه شدکه تبعات آن خيلي حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.هر ساله علی رغم مصرف  سموم شیمیایی مصنوعی  در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته وفرایند تولید با مشكل روبروشده است . گونه های مختلف  آفات،بیماری وعلف هرز در برابر سموم شیمیایی موجود مقاوم شده اند . خاک  ها با  مسمومیت ها، تخریب وفرسایش های شیمیایی شدید روبرو هستند .سلامت انسان نیز از طریق  بروز بیماری های پوستی، سرطان ها،مسمومیت های منجر به مرگ،بیماری های مزمن با تهدید مواجه شده است . تخریب محیط زیست  و بر هم خوردن تعادل های طبیعی کشت بوم ها نیز از دیگر بحران های حاصل از مصرف بی رویه مواد شیمیایی مصنوعی در کشاورزی بوده است . این بحران ها در حالی است که مهمترین هدف کاربری تکنولوژی یعنی  افزایش میزان و كميت توليد نیز با بحران و رکود  مواجه شده است. زیرا بررسی ها نشان می دهد با وجود مصرف ده برابر سموم شيميايي  در دهه های  اخير در ، ميزان كاهش محصول بر اثر خسارت ناشي از افات و بيماريها دو برابر افزايش يافته است و با وجود  مصرف سموم شیمیایی   تا40  در صد محصولات با وجود مصرف سموم از بين ميروند  و این در حالی است  که بیش از  600گونه آفت شامل  425  بند پايان،150  گونه عوامل بيماري زا  و 150 گونه علف هرز در برابر سموم شیمیایی مقاوم شده اند . از طرف دیگر  افزايش روز افزون هزينه هاي کنترل شیمیایی ميزان بهره وري  اقتصادی در توليد را در حد ريسك پايين آورده است. در سال 2003 میزان هزینه  کنترل شیمیایی در دنیا رقمی حدود 200میلیون دلار است در حالی که این رقم در سال 1985 چیزی حدود 50 میلیون دلار و در سال 1970 حدود 5 میلیون دلار بوده است .این تجارت باعث شده که سالانه حدوددو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فرد نزدیک به  نيم كيلو گرم مي باشد. تماس  مستقیم  افراد و یا باقیمانده عناصر ناشی از  سموم در محصولات ،آب و خاک  سالانه باعث مسمومیت 22 میلیون نفر در دنیا می شود  « تعداد زیادی  دچار مسمومیت های شدید ، بيماريهاي دايمي و  سرطان  و مرگ می گردند.   این علایم  نشان می دهد که بر خلاف  تبلیغات و ادعا هایی  که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و علاوه برآن  سلامت انسان و محیط زیست به شدت در معرض آسیب قرار گرفته است . در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار وحذف نهاده های شیمیایی مصنوعی  را کشاورزی مدرن می دانند.آنهادر مقالات علمی واز طریق رسانه های مختلف عنوان  می کنند که کشاورزی ارگانیک ، پايدار نيست وتولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است واز این طریق فشار را برای کار برد محصولات  ترا ريخته ،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد سنتز شده را افزایش داده وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته اند، توجیه  می نمايند. این در حالی است که بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه منجر بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند.ولی فقط کمتر از یک دهه از ورورد آرژانتین  محصولات تراریخته،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .ایم چالش ها باعث شده که در دهه های اخير امنيت و  سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قرارد های بین الملی مورد توجه قرار گرفته و محدودیت هایی از طریق ایجاد استاندارد ها و مقررات بین الملي در تجارت محصولات کشاورزی ایجاد گردد .

چالش مفاهیم و تعریف كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود. در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسم های مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، پایه اصلی  در نظام ارگانیک است  كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد.كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد.مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند.

های توسعه کشاورزی ارگانیک در ایران

چالش 1 -  با توجه به این که استراتژی  اصلی در کشاورزی ، افزایش کمی  تولید و خودکفایی در است ،آیا کشاورزی ارگانیک قادر به تامین غذای کافی و تولید بالا ی محصولات  می باشد؟

چالش 2 - تحلیل اقتصادی و هزینه و فایده حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک در کشاورزی ایران چگونه خواهد بود ؟

چالش 3 - سیستم متعارف  انتقال یافته های تحقیقاتی در کشور کار آیی مناسب را برای عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک دارا می باشد؟

چالش  4 - به این که  کشاورزی در ایران مبتنی بر تولید روستایی  در بیش از 70000روستاست .یعنی بالغ بر 80 درصد از تولیدات کشاورزی ایران در فعالیت بهره برداران روستایی ایران شكل می گیرد ، شرایط اقلیمی ایران که  میانگین بارندگی در آن  33% میانگین بارندگی جهانی و  50% میانگین بارندگی آسياست   ميانگين تبخیر آب سه برابر میانگین تبخیر جهانی است ،متوسط بارندگی  یک سوم میانگین  دنیا یعنی  250میلی لیتر است و  سالانه حدود  90میلیارد متر مکعب آب در بخش  کشاورزی مصرف می شود .که این مقدار 30در صد بالاتر از استاندارد جهانی است و هدر رفت  حدود 70 درصد از آب مصرفی در کشاورزی کشور  و....  تا چه حد توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور را ممکن می سازد  .

چالش 5- کمپانی های و شبکه های بزرگ اقتصادی متشکل از حامیان کشاورزی مدرن  قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی را کشاورزی مدرن می دانند. آنها در مقالات علمی و از طریق رسانه های مختلف عنوان می کنند که کشاورزی ارگانیک پايدار نيست و تولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است و از این طریق فشار را برای کار برد محصولات ترا ريخته ،هورمونهای رشد ،آنتی بیو تیکهای خوراکی دام ،اشعه دادن و پرتو افکني  و مواد سنتز شده را افزایش داده و کاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آنرا پذیرفته اند، توجیه می نمايند .

مسئله اصلی مقاله :

آیا چالش های فوق مانع توسعه کشاورزی ارگانیک آن در  کشور  می باشد؟

  بررسی مستندات و مطالعات انجام شده در دنیا نشان می دهد که چالشهای فوق به هیچ وجه مانع توسعه  کشاورزی ارگانیک نیستند و بر خلاف نظریات فوق کشاورزی ارگانیک بسیار ساده و با تکنیک های آسان در هر شرایطی با کمترین ریسکی  با شاخص افزایش تولیدات ،کاهش هزینه ها و سلامت محصولات تولیدی قابل اجرا می باشد . مطالعات  و بررسی ها موضوع نشان می دهد بر خلاف دید گاه هاي فوق ،  کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان می باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده است .آمار اخیر در 20 کشور جهان در  5تا10 سال گذشته حتی  در مناطق دور دست و فقیر از نظر منابع طبیعی نشان از افزایش تولید محصول و کاهش هزینه های تولید در کنار سلامت محصولات تولید شده به روش ارگانیک  می دهد .موارد عینی فوق  که نه در مساحتهای کوچک  بلكه  در سطح و تعداد بهره بردار زیاد و در مناطق مختلف شروع و در حال پیاده سازی است   نشان میدهد که عملیاتی کردن کشاورزی ارگانیک  نه تنها امکان پذیر است بلكه با  افزایش کمی  تولید و کاهش  هزینه ها ی تولید همراه است .در مقابل مثال بارز در خصوص عدم کار ایی کشاورزی مدرن  و بحرانهای جدید در  این زمینه  ،کشور آرژانتین است که يكي از بزرگترین کشورهای  تولید کننده محصولات تراریخته در جهان  می باشد که 28 در صد کل محصولات  تراریخته را تولید می کند .بیش از هشتاد درصد سطح زیر کاشت سویا در 5/6  میلیون هکتار از سویای تراریخته استفاده شد  نتايج  به دست آمده نشان  می دهد که  در آمد کشاورزان به نصف  تقلیل یافته و شرایط بسیار ی از کشاورزان برای جبران  تامین هزینه های سنگین انجام گرفته در سطح بسیار بدی قرار دارد که مهمترین علت آن هزینه های سنگین مواد تراریخته و کاهش  30 در صدی قیمتها در سال های اخیر به علت عدم اطمینان از سلامت و مخاطرات پیش بینی نشده این محصولات بوده است ۔  از 1993 تا 2000تعداد تولید کنندگان 32 در صد کاهش پیدا کرده و از 170000نفر به 116000نفر کاهش پیدا کرد یعنی 54000نفر کشاورز به طور ناخواسته شغل خود را از دست دادند .  وابسته شدن تولید به مواد و سرمایه های تجارتی خارجی باعث  ور شكستگي اقتصاد کشاورزی و افزایش فقر و گرسنگی در سطح روستاها و شهرها و ترک ناخواسته مزارع توسط هزاران کشاورز شده است .بنابر این کشاورزی مدرن و  محصولات تراریخته  در بزرگترین کشور تولید کننده آن که قادر به تامین غذای کودکان آن کشور نیست به صورتی که 40 در صد از کودکان این کشور با سو تغذیه مواجه هستند ،چگونه قادر به تامین غذای جمعیت دنیا می باشد .

در بررسی اثر گذاری زیر ساختار ها در توسعه کشاورزی پایدار ، سند قابل ارایه ، در واقع همان  نکته کلیدی   موجود در مفاهیم کشاورزی ارگانیک  است که عنوان می کند ، توسعه کشاورزی ارگانیک  بر اساس انطباق با  شرایط موجود است نه تغيير ساختار  . یعنی ساختار موجود مانعی بر سر راه توسعه پایدار  کشاورزی نیست بلكه فرایند برنامه ریزی خاص و ديناميكي  را می طلبد تا بدون دست کاري ساختار موجود ، فرايند کشاورزي ارگانیک و کشاورزی پایدار را عملياتي نماید. در خصوص کار آیی فرایند انتقال یافته های تحقیقاتی  و مکانیسم تحقیق ، ترویج و آموزش، مطمئنا سیستم متعارف موجود  به هیچ وجه جوابگوی عملیاتی کردن نظام ارگانیک در سطح جوامع محلی و بهره برداران نخواهد بود و  جهت برقراري و توسعه مديريت جامع توسعه کشاورزی ارگانیک این سیستم  نيازمند بازنگري، تحول ،دقت و نگرش خاصی است  تا خطاها و بحران هاي ناشي از هم خواني یافته های تحقیقاتی و تکنولوري  با فرايند مديريت مزارع توسط بهره بردا ران در مناطق مختلف و با ویژگیهای متنوع اجتماعی و اقتصادی   با مشكل و مانع  همراه نباشد.مطالعات و بررسی ها نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک به سادگی و آرامی قابل پیاده شدن می باشد بدون اين که چالشی در فرایند تامین تولیدات کشاورزی ايجاد گردد و کشاورزان حتی در دورترین نقاط و در کمترین سطح بهره برداری و توان مالی دچار ریسک و ضرر گردند . البته  این فرایند تنها  در پرتو طراحی راهبرد عملیاتی و برنامه اجرایی توانمندی  قابل تحقق است که شاخص اصلی موفقیت  در این راهبرد ،  مدیریت دوره گذر ارگانیک  بر اساس یک نظام جامع مبتنی بر پژوهش مزرعه ای  کشاورز مدار است که همراه با ایجاد بستر های آموزشی ، توانمند سازی ، نظارت ، صدور گواهی ،بازار و ایجاد شبکه های محلی توانمند اجرا میگردد .

کشا ورزی ارگانیک در ایران

        در کشور ما با توجه به اين که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی بطور کامل استقرار نیافته‌است این فرصت فراهم است تا از این وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت 2 الی 3 برابری این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد. لازم به ذکر است که در بسیاری مناطق کشور کشاورزی رایج به معنای واقعی ارگانیک است و نیازی به تغییر ساختار به جز اعمال سيستم‌های نظارتی نمي‌باشد در حال حاضر به صورت رسمی  حدود 16000 هکتار از اراضی کشاورزی  ایران دارای ویا در حال اخذ گواهی بین المللی ارگانیک  هستند  از جمله می توان  به محصولاتی نظیز پسته  در زرندیه ساوه ، گل محمدی در کرمان ، زیتون در قم ، انار در فارس . برمج در با بلسر مازندران اشاره کرد. این در حالی است که اطلاعات جمع آوری شده  مشان مي‌دهد حدود 230 هزار هکتار از مزارع کشور (125 هزار هکتار باغات و 105 هزار هکتار از اراضی زراعی) از پوشش مصرف سموم و کودهای شیمیایی خارج بوده‌است.و  بیش از 800 هزار هکتار از اراضی کشور (باغات حدود 254 هزار هکتار و 554 هزار هکتار زمین‌های زراعی) از سموم شیمیایی استفاده نکرده‌اند. با وجود پتانسیل های عطیم بازار محصولات ارگانیک در دنیا و پتانسیل های  فراوان در در تولید و عرضه محصولات طبیعی و ارگانیک و غذای حلال  در کشور ،متاسفانه هیچ نظام مشخص برای  بهره بردرای از این توان وجود ندارد .بنابر این  نیز بجز در برخی از محصولات زراعی که فعلا نیازمند افزایش تولید از طریق بهینه کردن مصرف کود و سموم شیمیایی می باشیم، در سایر موارد مانند زعفران، زیره، محصولات باغبانی، دامی و شیلاتی... می تواند فعاليت‌های گسترده‌ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشت. به طوریکه که با برنامه ریزی از سوی متخصصین بخش کشاورزی می توان سهمی از محصولات صادراتی از قبیل خشکبار (پسته، مغز پسته، کشمش، خرما) میوه (سیب درختی، هندوانه، مرکبات) محصولات دریایی (خاویار، میگو) محصولات حیوانی (پوست، روده، پشم) زیره و زعفران را به صورت ارگانیک به جهان عرضه کند. ا تشکیل این کمیته راهبری ملی تولید محصول سالم و ا رگانیک در سال 1387 در وازرن جهاد کشاورزی مهمترین گام برای اجراو توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور است مه  به عنوان اولین و ضروری ترین قدم در مدیریت و اجماع  توان های موجود در کشور برای دستیابی به اهداف دور و نزدیک  دستیابی به امنیت و سلامت عذا  و ورود به بازار جهانی این محصولات می باشد . تدوین استاندارد ها و مقررات ، دستور العمل ها و فرایند گواهی محصول برای  تحت پوشش قرار دادن تا 6 درصد ار اراضی کشور از مهمترین اقدامات و برنامه های این کمیته است

برنامه اجرایی توسعه ارگانیک ایران

 برنامه  اجرایی  توسعه  کشاورزی ارگانیک شامل  دو بخش عملیاتی است :

1-استقرار نظام گواهی محصولات کشاورزی شامل : تدوین استاندارد ها و مقررات( استاندارد های فرایند ، استاندارد های محصولی ، استاندارد های برچسب گذاری ،... )   ، نظام بازرسی  و برچسب گذاری که توسط یک مرجع علمی و حقوقی بی طرف  (مثلا موسسه استاندارد) صورت می گیرد .

2- اجرا ، ترویج و توسعه کشاورزی ارگانیک در سطح عملیات

 از طریق ایجاد واحدهای  مزرعه ای توانمند سازی  کشاورزان تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان  صورت   می گیرد .  این واحدها ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی  و بر اساس ویژگیهای خاص هر منطقه طراحی می شوند .     درا ين واحدها شكل خاصی  از مکانیسم  تحقیق - ترویج در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه  پیاده می شود . در این سیستم کشاورزان با  یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی  ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع مزرعه را  بر اساس دستور العمل های فنی  ارگانیک با شاخص تغذيه و حاصلخيزي بر مبناي رابطه پايدار آب خاك گياه  (ICWSM ) و مديريت تلفيقي تحولي حفاظت از محصول (IPM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله آموزش و اجرا می کنند . ظرفیت سازی انجام شده در این واحد ها منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه  خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده پیگیری خواهد شد. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و  برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد .   این راهبرد در قالب سند ملی ارگانیک ایران در 400صفحه تدوین شده است .    

-مبانی کلیدی در  كشاورزي ارگانيك

·           كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، دانش بومی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

·           كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است.

·           كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

·           با افزایش سطح آگاهیها، بازارارگانیک  رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

·           بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

·           چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

تعاریف و باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

اشتباه  اول : یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

اشتباه  دوم  : نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

اشتباه  سوم : تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۹/۷/۱۳۸۹ و ساعت ۰۹:۴۱ | نظر(1)

كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه این نظام با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود.


مفاهیم و اصول کشاورزی ارگانیک

مصرف فراوان انواع سموم و کودهای شیمیایی چه از لحاظ تاثیر بر سلامت مصرف‌کنندگان محصولات کشاورزی و غذایی و چه از لحاظ تبعات زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای زیرزمینی و بر هم زدن تعادل زیستی، روزبه‌روز مورد تردید جدی قرار می‌گیرد.

طرح مسائل جدیدی همچون گیاهان تغییر یافته ژنتیكی نیز به این موارد اضافه شده‌است. امروزه افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان به مسائل فوق و افزایش گزارشهای منتشره در خصوص تاثیرات سو مواد فوق بر سلامتی مصرف‌کنندگان و ایجاد بیماریهای حاد و مزمن، اشتیاق مصرف‌کنندگان را به محصولات تولیدشده در شرایط طبیعی و حتی‌الامکان بدون استفاده از انواع سموم و کودهای شیمیایی افزایش داده‌است.

در ابتدا چنین محصولاتی با عناوین متفاوتی که نشان از منشا طبیعی نهاده‌های مصرف شده در آنها داشت عرضه می‌شدند و بازار محدودی را به خود اختصاص می‌دادند اما با افزایش سطح آگاهیها، این بازار رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان در جوامع صنعتی به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

هماهنگی استانداردها چالش امروز محصولات ارگانیک

كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد، زیرا ما در جهانی زندگی می‏كنیم كه در آن مواد شیمیایی مصنوعی در خاك، آب و هوا وجود دارد. واژه ارگانیک مانند بسیاری از واژگان انگلیسی، چندین معنا دارد. معنایی كه در کشاورزی ارگانیک مدنظر است، برای مدیریت تمام مزرعه به‏كار می‏رود و بر اساس آن، مزرعه به عنوان موجود زنده درنظر گرفته می‏شود.

مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند. كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، بهترین دانش سنتی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

با توجه به افزایش مصرف كود و آفت‏‏كشهایی که پیامد آنها زوال باروری خاك، سلامتی و آلودگی هوا، آب و غذا است، نگرانیهای روزافزونی درباره محیط زیست جهانی ایجاد شده و مفهوم كشاورزی ارگانیک اهمیت فزاینده‏ای در راستای توسعه كشاورزی پایدار و بوم‏سازگار در سرتاسر جهان پیدا كرده است.

كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.

كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۹/۷/۱۳۸۹ و ساعت ۰۹:۴۱ | نظر(0)

1- مقدمه

       يكي از بزرگترين چالش هاي روبروي دولت ها در هزاره سوم میلادی ،مسئله تامین وسلامت  غذای جميعت  کشور ها است. عدم توانایی بسیاری از  دولت ها در امنیت و سلامت غذای کافی باعث  سوق دادن بسیاری از کشور ها به سمت بحران های شدید اجتماعی شده  است . با توجه به این که در آینده نزدیک جمعیت دنیا به مرز 10 میلیلاد نفر خواهد رسید در صورت تاکید بر نظام فعلی  کشاورزی ، برای تامین غذای  این جمعیت حد ااقل به یک میلیارد  هکتار اراضی جدید ، منابع آب  شیرین جدید ، مصرف چند برابری ازت   است که همین نکته  نشان از خاموشی بیولوژیک خاک  . مرگ کره  زمین خواهد بود . کمتر از یک دهه بعد از انقلاب سبز   ،فرايند توليد محصولات کشاورزی با مشكلات وبحران های جدیدی مواجه شدکه تبعات آن خيلي حادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.هر ساله علی رغم مصرف  سموم شیمیایی مصنوعی  در کشاورزی نه تنها خسارت ها کمتر نشده بلكه سطوح آلودگی افزایش یافته وفرایند تولید با مشكل روبروشده است . گونه های مختلف  آفات،بیماری وعلف هرز در برابر سموم شیمیایی موجود مقاوم شده اند . خاک  ها با  مسمومیت ها، تخریب وفرسایش های شیمیایی شدید روبرو هستند .سلامت انسان نیز از طریق  بروز بیماری های پوستی، سرطان ها،مسمومیت های منجر به مرگ،بیماری های مزمن با تهدید مواجه شده است . تخریب محیط زیست  و بر هم خوردن تعادل های طبیعی کشت بوم ها نیز از دیگر بحران های حاصل از مصرف بی رویه مواد شیمیایی مصنوعی در کشاوری بوده است . این بحران ها در حالی است که مهمترین هدف کاربری تکنولوژی یعنی  افزایش میزان و كميت توليد نیز با بحران و رکود  مواجه شده است. زیرا بررسی ها نشان می دهد با وجود مصرف ده برابر سموم شيميايي  در دهه های  اخير در ، ميزان كاهش محصول بر اثر خسارت ناشي از افات و بيماريها دو برابر افزايش يافته است و با وجود  مصرف سموم شیمیایی   تا40  در صد محصولات با وجود مصرف سموم از بين ميروند  و این در حالی است  که بیش از  600گونه آفت شامل  425  بند پايان،150  گونه عوامل بيماري زا  و 150 گونه علف هرز در برابر سموم شیمیایی مقاوم شده اند . از طرف دیگر  افزايش روز افزون هزينه هاي کنترل شیمیایی ميزان بهره وري  اقتصادی در توليد را در حد ريسك پايين آورده است. در سال 2003 میزان هزینه  کنترل شیمیایی در دنیا رقمی حدود 200میلیون دلار است در حالی که این رقم در سال 1985 چیزی حدود 50 میلیون دلار و در سال 1970 حدود 5 میلیون دلار بوده است .این تجارت باعث شده که سالانه حدوددو ميليون پانصد هزارتن سم در جهان مصرف مي شود كه سهم هر فرد نزدیک به  نيم كيلو گرم مي باشد. تماس  مستقیم  افراد و یا باقیمانده عناصر ناشی از  سموم در محصولات ،آب و خاک  سالانه باعث مسمومیت 22 میلیون نفر در دنیا می شود  « تعدادزیادی  دچار مسمومیت های شدید ، بيماريهاي دايمي و  سرطان  و مرگ می گردند.   این علایم  نشان می دهد که بر خلاف  تبلیغات و ادعا هایی  که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوژي به کشاورزی داشت، اصلی تر ين هدف آن یعنی تولید کافی غذا نیز به خطر افتاده و علاوه برآن  سلامت انسان و محیط زیست به شدت در معرض آسیب قرار گرفته است . در این میان جبهه جدیدی متشكل از حامیان کشاورزی مدرن قرار دارند که راه رسیدن به کشاورزی پایدار وحذف نهاده های شیمیایی مصنوعی  را کشاورزی مدرن می دانند.آنهادر مقالات علمی واز طریق رسانه های مختلف عنوان  می کنند که کشاورزی ارگانیک ، پايدار نيست وتولیدات آن به مراتب از کشاورزی مدرن پایین تر است واز این طریق فشار را برای کار برد محصولات  ترا ريخته ،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد سنتز شده را افزایش داده وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی که مخاطرات آن را پذیرفته اند، توجیه  می نمايند. این در حالی است که بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه منجر بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .مثال بارز در این زمینه کشور آرژانتین به عنوان يكي از بزرگترین کشور هاي تولید کننده محصولات ترا ريخته در جهان است که 28 در صد کل محصولات ترا ريخته را تولید می کند.ولی فقط کمتر از یک دهه از ورورد آرژانتین  محصولات تراریخته،کشاورزان حتی قادر به تامین غذای کودکان خود نیز نیستند .در حالی که  یک بررسی  جامع در بیست کشوردر حال توسعه  و برروی دو میلیون کشاورزی که در تولید محصولات ارگانیک فعال هستند  نشان مي‌دهد که کشاورزی ارگانیک با تکنیک ساده در حال افزایش محصول در بیشتر نقاط جهان مي‌باشد که در بیشتر موارد تا بالای 80 درصد با موفقیت همراه بوده‌است. علاوه بر این ، رونق اقتصادی این محصولات که معمولا با نرخ حدود 2 تا 3   برابر به فروش می رسند نشان می دهد که نظام کشاورزی ارگانیک به راحتی علاوه بر افزایش کمی تولید با نرخ بالای سود دهی نیز همراه است و به همین دلیل مهمترین پتانسیل برای ورورد به یک چرخه پایدار تجارت محصولات کشاورزی به شمار می رود .تا سال 2008 میلادی حدود   60 میلیون هکتار اراضی کشاورزی در 120کشور در 5 قاره جهان  که از این زیر کشت ارگانیک قرار گرفته است .. به لحاظ تجارت خارجی و بازار فقط در سال حدود 30 میلیارد دلار ارزش فروش محصولات کشاورزی ارگانیک بود و در نهایت پیش بینی می شود که تا سال 2050 حدااقل یک چهارم کشاورزی دنیا نحت پوشش کشاورزی ارگانیک قرار گیرد . و این امر ضرورت نگاه جدی برای وصل شده به این نظام بزرگ اقتصادی را بیش از پیش  نشان می دهد .

2- مفاهیم و تعریف كشاورزي ارگانيك

کشاورزی ارگانیک، نظام زراعی است مبتنی بر مدیریت اکوسیستم زراعی، تمرکز بر حاصلخیزی خاک و سلامت گیاه و عدم مصرف مواد شیمیایی مصنوعی كه با شرایط اجتماعی، اقتصادی منطقه‌ای و محلی سازگار است. در سطح فراتر از كشاورزی ارگانیك، کشاورزی بیودینامیک تعریف می‌شود كه شامل ابعاد روحانی با ساختار ریتمهای کیهانی، نیروی حیاتی، کیفیت، تدارکات بیودینامیک، موجود زنده مزرعه می‌شود. در سیستم كشاورزی ارگانیك، خاك به عنوان یك سیستم زنده تلقی می‌شود كه با تقویت آن، فعالیت میكروارگانیسم های مفید نیز تقویت می‌شود. این ایده كه خاك یك سیستم زنده است، پایه اصلی  در نظام ارگانیک است  كه معتقد است بین خاك، گیاه، حیوان و انسان یك ارتباط ناگسستنی وجود دارد.كشاورزی ارگانیک در ساده‏ترین تعریف به عنوان «كشاورزی بدون افزودن مواد شیمیایی صنعتی» تعریف شده است. ماده شیمیایی صنعتی، ماده‏ای است كه طی فرایندهای شیمیایی غیرطبیعی تهیه شده است. این تعریف، ناقص و حتی نادرست است. این تعریف بدان معنا نیست که كشاورزی ارگانیک قطعا كشاورزی بدون مواد شیمیایی باشد.مواد شیمیایی صنعتی (مصنوعی) چون علف‌كشها، حشره‏كشها، قارچ‏كشها، داروهای دامی، سوپرفسفات و اوره در كشاورزی ارگانیک به‏كار نمی‏رود. به طور کلی در مزارع ارگانیک، هیچ‏گونه ماده شیمیایی مصنوعی به کار برده نمی‏شود. این مواد در آماده‏سازی خاك، رویش گیاه یا تولید نهاده‏هایی كه در تغذیه گیاه، ذخیره‏سازی، فراوری و یا فروش آن دخالت دارند، به کار نمی‏روند. به‏علاوه، دامها تا حد امكان اجازه حركت آزادانه در مرتع را دارند.

3- مبانی کلیدی در  كشاورزي ارگانيك

·           كشاورزی ارگانیک، حرکت رو به عقب نیست. در این سامانه، دانش بومی با علم جدید تركیب می‏شود و در عین حال با سایر روشهای نوین مدیریت، سازگار است. مزارع ارگانیک همچون دیگرزمینهای زراعی به خوبی آماده شده و نیازمند مدیریت قوی، به ویژه در مورد خاك و آفات است.

·           كشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده از نهاده‏های ارگانیک طبیعی و درون مزرعه‏ای چون كود دامی تازه، كمپوست، كود سبز، كنجاله و ضایعات فرآوری مواد غذایی و همچنین كنترل زیستی آفات همراه با کمترین استفاده از مواد معدنی طبیعی برای تقویت نظام زراعی - اقتصادی مزرعه و بهبود فعالیتهای زیستی خاک استوار است.

·           كشاورزی ارگانیک در كشورهای گوناگون با نامهای مختلف شناخته می‏‏شود که 16 نام برای آن ازجمله كشاورزی بیولوژیك، كشاورزی پایدار و كشاورزی زاینده ذکر شده است.كشاورزی بیولوژیك نامی است كه در اروپا بسیار رایج است، در حالی‏كه در آمریكا و بریتانیا عبارت كشاورزی ارگانیک را ترجیح می‏دهند، هرچند كه مکتب ارگانیک به عبارت دقیق‏تر، فلسفه‏ای است كه شامل آموزش، هنر، تغذیه، مذهب و همچنین كشاورزی است. كشاورزی ارگانیک در كشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عمدتا به علت مسائل اقتصادی و كمبود نهاده‏های شیمیایی به طور گسترده‏ای استفاده می‏شود، در حالی که توفیق آن در كشورهای پیشرفته، بیشتر در واكنش به کشاورزی پر نهاده و یا كشاورزی صنعتی بوده است.

·           با افزایش سطح آگاهیها، بازارارگانیک  رشد قابل توجهی را تجربه کرد به حدی که برنامه‌ریزان به منظور جلوگیری از تقلب استانداردهایی را برای تولید، عرضه و برچسب‌زنی محصولات ارگانیک تدوین و ارائه کرده‌اند. بر اساس این استانداردها، در هر کشوری با نظارت دولت نهادی غیردولتی نظارت بر اجرای استانداردها در واحدهای تولیدکننده محصولات ارگانیک را بر عهده می‌گیرد و البته مسئولیت نظارت کلی بر عهده دولت باقی می‌ماند. البته نظارت از سوی سازمانهای بین‌الملی نیز پیش‌بینی شده است.

·           بر چسب‏گذاری محصولات ارگانیک باید توسط یك سازمان سوم و اثبات این امر صورت بگیرد که محصول، مطابق استانداردهایی که در سراسر جهان توسط صدها سازمان گواهی‏كننده، كشاورزان مختلف، شركتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و اخیرا دولتی شكل گرفته‏اند، تولید شده است. گواهی محصولات ارگانیک، فرایندی پیچیده است، اما تلاشهایی در راستای هماهنگ كردن استانداردهای گوناگون به منظور توسعه بازار محصولات ارگانیک در جریان است.

·           چالش فعلی در این راه، هماهنگ‏سازی هرچه بیشتر استانداردها ضمن رعایت محدودیتها و ملاحظات منطقه‏ای و كاهش هزینه‏های مراحل چندگانه گواهی و اعتباردهی و تنگناهای ورود به بازار این محصولات است. یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا آب كه از خود طبیعت است در واقع یك نوع ماده شیمیایی به حساب می‌آید و یا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) و یا به اصلاح مصنوعی نیستند در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

4- تعاریف و باورهای غلط  درباره كشاورزی ارگانیك

اشتباه  اول : یكی از تصورات اشتباه در مورد كشاورزی ارگانیك، آن است كه این شیوه كشاورزی بی‌نیاز از كاربرد مواد شیمیایی است. چراكه ساختمان تمام موجودات زنده و غیرزنده از تركیبات شیمیایی تشكیل شده است لذا كاربرد آن دسته از مواد شیمیایی كه به صورت طبیعی به دست آمده‌اند (مثلا سنگ فسفات كه از معادن طبیعی استخراج می‌شود) در كشاورزی ارگانیك بلامانع است.

اشتباه  دوم  : نباید تصور كرد كه كشاورزی ارگانیك صرفا بر جایگزینی نهاده‌های آلی با مواد شیمیایی بحث می‌كند چراكه كاربرد غلط مواد آلی نیز، چه به صورت مصرف بیش از حد و چه به صورت عدم كاربرد آنها در زمان مناسب و یا تركیبی از هر دوی این موارد به نحو قابل ملاحظه ای سبب اختلال در عمل چرخه‌های زیستی یا طبیعی می‌شود.

اشتباه  سوم : تصور اشتباه دیگر از كشاورزی ارگانیك آن است كه برخی كشاورزی ارگانیك را نوعی برگشت به عقب و استفاده از شیوه‌های مرسوم سالهای قبل از انقلاب صنعتی می‌دانند. بلكه بلعكس، زارعین كشاورزی ارگانیك نمی‌توانند خود را از دستاوردهای علمی 50 ساله اخیر بی‌نیاز بدانند.

5- کشا ورزی ارگانیک در ایران

        در کشور ما با توجه به اين که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی بطور کامل استقرار نیافته‌است این فرصت فراهم است تا از این وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت 2 الی 3 برابری این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد. لازم به ذکر است که در بسیاری مناطق کشور کشاورزی رایج به معنای واقعی ارگانیک است و نیازی به تغییر ساختار به جز اعمال سيستم‌های نظارتی نمي‌باشد در حال حاضر به صورت رسمی  حدود 16000 هکتار از اراضی کشاورزی  ایران دارای ویا در حال اخذ گواهی بین المللی ارگانیک  هستند  از جمله می توان  به محصولاتی نظیز پسته  در زرندیه ساوه ، گل محمدی در کرمان ، زیتون در قم ، انار در فارس . برمج در با بلسر مازندران اشاره کرد. این در حالی است که اطلاعات جمع آوری شده  مشان مي‌دهد حدود 230 هزار هکتار از مزارع کشور (125 هزار هکتار باغات و 105 هزار هکتار از اراضی زراعی) از پوشش مصرف سموم و کودهای شیمیایی خارج بوده‌است.و  بیش از 800 هزار هکتار از اراضی کشور (باغات حدود 254 هزار هکتار و 554 هزار هکتار زمین‌های زراعی) از سموم شیمیایی استفاده نکرده‌اند. با وجود پتانسیل های عطیم بازار محصولات ارگانیک در دنیا و پتانسیل های  فراوان در در تولید و عرضه محصولات طبیعی و ارگانیک و غذای حلال  در کشور ،متاسفانه هیچ نظام مشخص برای  بهره بردرای از این توان وجود ندارد .بنابر این  نیز بجز در برخی از محصولات زراعی که فعلا نیازمند افزایش تولید از طریق بهینه کردن مصرف کود و سموم شیمیایی می باشیم، در سایر موارد مانند زعفران، زیره، محصولات باغبانی، دامی و شیلاتی... می تواند فعاليت‌های گسترده‌ای را برای شروع و حضور در تولید محصولات ارگانیک در جهان داشت. به طوریکه که با برنامه ریزی از سوی متخصصین بخش کشاورزی می توان سهمی از محصولات صادراتی از قبیل خشکبار (پسته، مغز پسته، کشمش، خرما) میوه (سیب درختی، هندوانه، مرکبات) محصولات دریایی (خاویار، میگو) محصولات حیوانی (پوست، روده، پشم) زیره و زعفران را به صورت ارگانیک به جهان عرضه کند. ا تشکیل این کمیته راهبری ملی تولید محصول سالم و ا رگانیک در سال 1387 در وازرن جهاد کشاورزی مهمترین گام برای اجراو توسعه کشاورزی ارگانیک در کشور است مه  به عنوان اولین و ضروری ترین قدم در مدیریت و اجماع  توان های موجود در کشور برای دستیابی به اهداف دور و نزدیک  دستیابی به امنیت و سلامت عذا  و ورود به بازار جهانی این محصولات می باشد . تدوین استاندارد ها و مقررات ، دستور العمل ها و فرایند گواهی محصول برای  تحت پوشش قرار دادن تا 6 درصد ار اراضی کشور از مهمترین اقدامات و برنامه های این کمیته است

6-کلیات برنامه اجرایی توسعه ارگانیک ایران

 برنامه  اجرایی  توسعه  کشاورزی ارگانیک شامل  دو بخش عملیاتی است :

1-استقرار نظام گواهی محصولات کشاورزی شامل : تدوین استاندارد ها و مقررات( استاندارد های فرایند ، استاندارد های محصولی ، استاندارد های برچسب گذاری ،... )   ، نظام بازرسی  و برچسب گذاری که توسط یک مرجع علمی و حقوقی بی طرف  (مثلا موسسه استاندارد) صورت می گیرد .

2- اجرا ، ترویج و توسعه کشاورزی ارگانیک در سطح عملیات

 از طریق ایجاد واحدهای  مزرعه ای توانمند سازی  کشاورزان تحت عنوان مدارس مزرعه ای کشاورزان  صورت   می گیرد .  این واحدها ، بر اساس شاخص های اکوسیستمی  و بر اساس ویژگیهای خاص هر منطقه طراحی می شوند .     درا ين واحدها شكل خاصی  از مکانیسم  تحقیق - ترویج در قالب نظام کلی تحقیق - توسعه  پیاده می شود . در این سیستم کشاورزان با  یادگیری حاصل از عمل از بذر تا بذر در شناخت و تجزیه و تحلیلی کشت بوم زراعی  ماهر شده و بر اساس این مهارت کسب شده فرایند مدیریت جامع مزرعه را  بر اساس دستور العمل های فنی  ارگانیک با شاخص تغذيه و حاصلخيزي بر مبناي رابطه پايدار آب –خاك –گياه  (ICWSM ) و مديريت تلفيقي تحولي حفاظت از محصول (IPM) را طی يك دوره گذر يك الی سه ساله آموزش و اجرا می کنند . ظرفیت سازی انجام شده در این واحد ها منتج به تصميم گيري پایدار و بدون ریسک کشاورزان  براي اقدام مناسب در مديريت مزرعه  خود بر اساس کشاورزی ارگانیک مي شود . گروههای آموزش دیده در هر منطقه در قالب تشكل های محلی سامان دهي شده پیگیری خواهد شد. این برنامه در قالب نظام جامع پژوهش مزرعه ای باعث مي شود كه نيازها توسط بهره برداران تعيين و پس از تصميم گيري و  برنامه ريزي توسط خود آنها بسياري از دخالت هاي اداري در توليد محصولات كاهش يافته و كشاورز با دانش وسيع و متكي بر تجربيات بومي خود مشكلات را حل كند و كارشناس مزرعه خود باشد .   این راهبرد در قالب سند ملی ارگانیک ایران در 400صفحه تدوین شده است .    

م.شریفی مقدم -تهران بهمن 1388           


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد شریفی مقدم در ۱۹/۷/۱۳۸۹ و ساعت ۰۹:۴۱ | نظر(1)

بخش اول  : چالش های  ناشی از نظام توسعه کشاورزی رایج

1-  چالش های  ناشی از نظام توسعه کشاورزی رایج

1-1- چالش های امنیت  و سلامت  غذا در نظام رایج  توسعه کشاورزی

           نظام متعارف توسعه کشاورزی مبتنی بر بسته فن آوری  که بر مبنای  انقلاب سبز  شکل گرفته  و برافزایش  کمی تولید با انتقال صرف تکنولوژی  ،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی ، ماشين آلات جديد ، دست کاری های  ژنتیکی ، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ، .... تاکید دارد  منجر به  تبدیل کشاورزی به صورت یک تجارت  و صنعت شده  و مسایل ، مخاطرات و  بحران های مشخصی راایجاد کرده است . پیدایش سموم در زنجیره غذایی، اثرات بد  تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست ؛ تجمع عناصر غذایی در محصولات و آب های سطحی وزیر زمینی ، بهره برداری بی رویه از منابع آب و خاک ،کمبود انرژی و منابع  از ابتدای دهه 1970، تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به هم  خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولید، بیماری ها  مزمن ، سرطان ها ، مرگ و میر ، فقر و  مهاجرت .... از جمله چالش ها و بحران های حاصل از نظام فعلی توسعه کشاورزی است   . در دهه اخیر نیز ،  مشکلات  و بحران های ناشی از کشاورزی مدرن ، که  نظام تولید مبتنی بر فن آوری ودست کاری های ژنتیکی،پرتوافکنی ، کاربرد اشعه،هورمون های رشد وغیره است نیز به چالش های انقلاب سبز اضافه شده است  .  حامیان کشاورزی مدرن که راه رسیدن به کشاورزی پایدار و فرار از مواد شیمیایی در کشاورزی را استفاده از گیاهان تراریخته GMO ))  ،اشعه دادن و پرتوافکنی  و مواد شیمیایی سنتز شده و ....  می دانند. فشار برای   کار برد محصولات ترا ريخته،هورمونهای رشد،آنتی بیوتیک های خوراکی دام،اشعه دادن وپرتوافکني ومواد شيميايي سنتز شده را افزایش یافته  وکاربردآن را به جای استفاده از مواد شیمیایی ، توجیه می شود  با این نظریه که بدون استفاده از چنین محصولاتی جهان قادر به تغذیه خودش نیست.بررسی ها در خصوص تجربیات پیاده شده در خصوص گیاهان ترا ريخته در دنیا نشان می دهد که نه تنها استفاده از این مواد باعث نجات نیست بلكه باعث بروز بحرانهای جدید در مسئله سلامت و اقتصاد شده است .بحران ها ناشی از نظام کشاورزی رایج را می توان به موارد ذیل تقسیم نمود :

2-1- بحران  امنیت و سلامت  عذا .

با توجه به افزایش جمعیت دنیا  و کاهش روز افزون منابع تولید ،کشاورزی سنتی که شامل شیوه های زراعی ونظام تولید قبل از ورود تکنولوژی به کشاورزی بر مبنای تعادل وتوازن های طبیعی واکولوژی در طبیعت استوار بود ،نمی توانست جوابگوی تامین غذای دنیا باشد . از این رو در دهه 1950 میلادی با شروع انفلاب سبز در کشاورزی ،نظام کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی انقلاب سبز و یا نظام کشاورزی فشرده فعلی تغییر پیدا کرد که در حال حاضر نظام غالب کشاورزی در دنیاست . این نظام مبتنی بر بسته فن آوری،تاکید بر گونه های پربازده، مکانیزاسیون،مصرف علف کش ها، آفت کش هاو کودهای شیمیایی می باشد.کشاورزی مرسوم با ورودتکنولوژي هایی نظیر نهاده هاي شيميايي، ارقام پر بازده، روش هاي نوين آبياري وماشين آلات جديد ، قابلیت دسترسی زیاد به کودها وآفت کش ها، بذور جدید ، ارقام اصلاح شده ، روش های نوین آبیاری ، روش های جدید کشت و...  به صورت فزاینده ای تکامل یافت ، به صورتی که بزرگترین مشکل در دهه اول انقلاب سبز  مازاد تولیدات کشاورزی بود.در این دوره زراعت با هوموس، کنترل مکانیکی علف های هرز ونیاز به مدیریت زراعی در بخش کشاورزی و .. همگی به بوته فراموشی سپرده شدند ؛ کشاورزی به صورت یک تجارت در آمد وهمانند دیگر صنایع از کارآرایی بالایی برخوردار گردیدو  حفاظت خاک به فراموشی سپرده شد .در اواخر دهه 1960 وابتدای دهه 1970،یعنی تنها بعد از یک دهه از ورود تکنولوژی به کشاورزی  حوادثی باعث شد که توسعه کشاورزی ، بامسایل و مخاطرات جدیدی مواجه گردد.با پیدایش سموم در زنجیره غذایی، آگاهی مردم از اثرات تکنولوژی های مدرن بر روی محیط زیست افزایش یافت ؛ تجمع عناصر غذایی در آب های سطحی وزیر زمینی وبهره برداری بی رویه از آنهازیاد شد.کمبود انرژی و منابع  در ابتدای دهه 1970، علایم شروع مخاطرات جدید نظیر تخریب وتهدید شدید منابع  اولیه ، به خوردن تعادل اکولوژی ، تخریب شدید خاک ، مسمومیت آب و خاک ، مقاومت عوامل خسارتزا ، منفی شدن تراز درآمد و هزینه  در تولیدو.... را نمایان ساخت .  اهداف مورد انتظار از انقلاب سبز، تولید بالای محصولات کشاورزی با هدف تامین غذای مردم دنیا بود.اما تنها کمتر از دودهه از ورود نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات کشاورزی،به دلیل كاربرد بی رویه ونامناسب نهاده های وبرخی تکنولوژي های دیگر، فرايند توليد با مشكلات و  بحران های جدیدی مواجه شد که تبعات آن خيلي بيشتر وحادتر از شرايط عدم دسترسي به تكنولوژي بوده است.در حال حاضر مخاطرات وبحران های حاصل از ورود نهاده های شیمیایی به بخش کشاورزی علاوه بر سلامت تولید،کمیت ومیزان تولید را نیز با مشكل مواجه کرده است.ومخاطرات زیست محیطی وبهداشتی جدی را به همراه داشته وبا تحدید شدید منابع تولید همراه است . در شکل ها ی 1و2 مخاطرت ناشی از مصرف بی رویه  نهاده های شیمیایی در کشاورزی به صورت مقاومت آفات و افزایش هزینه های حفاظت و مخاطرات زیست محیطی و سلامت نشان داده شده است .

2-چالش ها و بحران های  محیط زیستی 

       تخریب  محیط زیست  ، تحدید منابع طبیعی  ، به هم خوردن تعادلی های  اکوسیستمی ، دست کاری ها در نظام اگرو اکوسیستم ، گاز های گلخانه ای  ، مرگ بیولوژیک خاک ، فرسایش های شیمیایی ، آلودگی های صنعتی  و شیمیایی ، زباله ها ، فاضلاب  ها ،  تجمع عناصر ، مقاومت ها ، ظهور آفات و عوامل مقاوم جدید  ،کیفیت  پایین ، کمیت  و کیفیت آب  از جمله آسیب های   نظام کشاورزی فشرده  به طبیعیت و محیط زیست است  .  محیط زیست متاثر از فعالیت های کشاورزی  شامل  مجموعه عوامل و شاخص ها در فرايند توسعه پايدار و بهبود زندگي بهره بردارن  کشاورزی است   که   علاوه بر رشد شاخص اقتصادي يا اجتماعي ، ارزيابي نويني شامل سياست ها و شاخص های توسعه پایدار و  محيط زیست نیز موردبررسی قرار می گیرند  . این   شاخص ها  ابزاري قوي براي ارزيابي ميزان سرمايه گذاري ها در افق بلند مدت براي بهينه سازي الگوهاي مصرف، حفاظت از سرمايه‌هاي طبيعي، بهبود وضعيت بهداشتي و سلامتي است. چالش های اصلی  ناشی از  نظام کشاورزی فشرده   در بخش محیط زیست را می توان به موارد ذیل تقسیم بندی نمود  :

  الف-ناپایداری در سیستم های محیط زیست : سيستم هاي زيست محيطي حياتي در دچار صدمه  و آسیب  جدی  شده  فعاليت هاي كشاورزي  فشرده  به شدت سيستم هاي زيست محيطي  را تحت تاثیر قرار  داده است

ب- افزایش  آسيب پذيري انساني ناشی از تخریب  زیستی  :  فعالیت های کشاورزی فشرده  باعث  آسيب به محيط زيست  داشته که این آسیب  تاثير مستقیم بر بر تندرستي بشر داشته است  

ج- ناپایداری در ظرفيت‌هاي صنعتي و اجتماعي :الگوهاي مهارتي، گرايش ها و زير ساختهاي اجتماعي و صنعتي در  منجر به  چالش هاي  اجتماعی  ،  زيست محيطي و سلامت فرد و جامعه بهره بردار شده است

د- ناپایداری و به هم خوردن تعادل های  اکوسیستمی  به ویژخ اگرو اکوسیستم ها   که به صورت کلی موارد تحت تاثیر محیط زیستی در نظام کشاورزی فشرده در جدول ذیل شرح داده شده است .

جدول 1- شاخص های محیط زیستی صدمه دیده ناشی از فشار تکنولوژی  در کشاورزی رایج

1

تنشهاي اكوسيستمي

19

ظهور بیماری ها و آفات  جدید

2

تنش هاي آبي

20

نا كارآيي  طبیعی اكوسيستمي

3

فشارهاي محيطي

21

عدم مسئوليت پذيري

4

آب  ناسالم

22

 چالش انطباق  صنعت

5

خاك ناسالم

23

فقر مواد آلی

6

به هم  خوردن تنوع زيستي

24

به  هم خوردن  تنوع گونه ها

7

مرگ بیو لوژیک خاک

25